وارن بافت در دنیای پول آدام اسمیت

ساخت وبلاگ

وارن بافت در سال 1985 در دنیای پول آدام اسمیت ظاهر شد. آدام اسمیت نویسنده بازی پول و سوپرمونی است. او همچنین نام قلم جورج گودمن است.

بافت برای ده ها سال خرد سرمایه گذاری خود را به اشتراک گذاشته است. او از زمان آموختن آن از بن گراهام ، نسخه ای از آن را تکرار می کند.

مفاهیم بی انتها مانند حفظ سرمایه ، خلق و خوی بیش از ضریب هوشی ، خرید ارزش خوب ، دایره صلاحیت و اینکه چگونه سهام بخشی از یک تجارت است نه یک تکه کاغذ پوشش داده می شود.

اگر قبلاً مانترا بافت را شنیده اید ، این برای شما جدید نخواهد بود اما یادآوری ارزش آن را دارد. وقت خود را برای خواندن متن زیر اختصاص دهید.

جورج گودمن [راوی]: دیگران با رویکرد سکولار تری که بسیار موفق بوده اند. بیایید وارن بافت از اوماها ، نبراسکا را بگیریم. اگر در سال 1965 10،000 دلار در شرکت خود Berkshire Hathaway قرار دهید ، امروز یک میلیون نفر خواهید داشت. وارن یک فصل در کتاب Supermoney من در سال 1972 بود ، بنابراین من مدتهاست که او را می شناسم. او تجارت خود را با بن گراهام معاون اصلی تجزیه و تحلیل امنیت در دانشگاه کلمبیا آموخت.

من فکر نمی کنم وارن تا این مصاحبه تا به حال در تلویزیون بوده است ، و او مطمئناً هرگز به تبلیغات تبلیغاتی نمی پردازد ، اما اخیراً وقتی او به عنوان شخصیت اصلی تصاحب ABC توسط شهرهای سرمایه ظاهر شد ، بسیاری از این موارد را بدست آورد. وارن بزرگترین سهامدار شرکت جدید خواهد بود و ارزش خالص خودش اکنون بیش از 500 میلیون دلار است.

اما وقتی پاییز گذشته با او در دفتر او در اوماها صحبت کردم ، او از لحاظ شخصیتی ، سبک سرمایه گذاری خود را بسیار ساده به نظر می رساند.

وارن بافت: اولین قاعده سرمایه گذاری این است: از دست ندهید. و قانون دوم سرمایه گذاری این است: قانون اول را فراموش نکنید. و این تمام قوانینی است که وجود دارد.

منظور من این است که اگر چیزهایی را برای پایین تر از آنچه ارزش آنها را خریداری می کنید خریداری کنید ، و گروهی از آنها را خریداری می کنید ، اساساً پول خود را از دست نمی دهید.

گودمن: وارن ، شما مهمترین کیفیت را برای یک مدیر سرمایه گذاری می دانید؟

بافت: این کیفیت معتدل است ، نه یک کیفیت فکری. شما در این تجارت به تعداد ضریب هوشی نیاز ندارید. منظور من این است که شما باید ضریب هوشی کافی داشته باشید تا از اینجا به مرکز شهر اوماها بروید ، اما لازم نیست که بتوانید شطرنج سه بعدی بازی کنید یا از نظر بازی پل یا چیزی از این نوع در لیگ های برتر قرار بگیرید. شما به یک شخصیت پایدار احتیاج دارید. شما به خلق و خوی احتیاج دارید که هیچکدام از حضور در کنار جمعیت یا در برابر جمعیت لذت زیادی نمی برد زیرا این کار در جایی نیست که شما نظرسنجی کنید ، این یک تجارت است که فکر می کنید.

و بن گراهام می گوید که شما درست یا اشتباه نیستید زیرا هزار نفر با شما موافق هستند. و شما درست یا غلط نیستید زیرا هزار نفر با شما مخالف هستند. درست است زیرا حقایق و استدلال شما درست است.

گودمن: وارن ، شما چه کاری انجام می دهید که متفاوت از نود درصد مدیران پولی است که در بازار هستند؟

بافت: مطمئناً بیشتر سرمایه گذاران حرفه ای روی آنچه که سهام احتمالاً در یک یا دو سال آینده انجام می دهد تمرکز می کنند و انواع روشهای قوس نزدیک به آن را دارند.

آنها واقعاً خودشان را به عنوان داشتن یک قطعه تجارت نمی دانند. آزمون واقعی این که آیا شما از دیدگاه ارزش سرمایه گذاری می کنید یا خیر ، این است که آیا شما به شما اهمیت می دهید که آیا بازار سهام فردا باز است یا خیر. اگر در یک امنیت سرمایه گذاری خوبی انجام می دهید ، اگر پنج سال بازار سهام را تعطیل کنند ، نباید زحمت بکشد.

تمام تیک به من می گوید قیمت است. و من می توانم به قیمت گاهی اوقات نگاه کنم تا ببینم قیمت بسیار ارزان قیمت است یا بسیار عجیب و غریب است ، اما قیمت ها در مورد یک تجارت چیزی به من نمی گویند.

خود چهره های تجاری چیزی در مورد یک تجارت به من می گویند اما قیمت سهام چیزی در مورد یک تجارت به من نمی گوید. من ترجیح می دهم برای اولین بار از یک سهام یا یک تجارت ارزش قائل باشم ، و حتی قیمت آن را نمی دانم ، به طوری که من تحت تأثیر قیمت در تعیین ارزیابی خود نیستم و بعداً به قیمت نگاه نمی کنم تا ببینم آیا این راه از خط با آنچه من استمقدار است

گودمن [راوی]: بنابراین بافت تصمیم به ماندن در این جهان ، اوماها ، نبراسکا ، جایی که ذرت فقط چند دقیقه از مرکز شهر رشد می کند. اکنون ، اوماها یک شهر خوب است اما هیچ کس ادعا نکرده است که این مرکز مالی جهانی است. در اینجا ، تنها گله رعد و برق در واقع روی چهار پا است.

آیا اوماها را کمی از مسیر مورد ضرب و شتم دنیای سرمایه گذاری پیدا نمی کنید؟

بافت: خوب ، آن را باور کنید یا نه ، ما در اینجا نامه می گیریم و نشریات می گیریم و تمام حقایق لازم برای تصمیم گیری را می گیریم.

و برخلاف وال استریت ، متوجه خواهید شد که ما پنجاه نفر در گوش ما می آیند و زمزمه می کنند که ما باید این کار یا آن را امروز بعد از ظهر انجام دهیم.

گودمن: شما از کمبود محرک در اینجا قدردانی می کنید؟

بافت: من کمبود تحریک را دوست دارم. ما واقعیت ها را دریافت می کنیم ، نه در اینجا تحریک.

گودمن: چگونه می توانید از وال استریت دور بمانید؟

بافت: خوب ، اگر من در وال استریت بودم ، احتمالاً خیلی فقیرتر خواهم بود. شما در وال استریت بیش از حد تحریک می شوید. و چیزهای زیادی را می شنوید. و ممکن است تمرکز خود را کوتاه کنید و تمرکز کوتاه منجر به سود طولانی نیست.

و در اینجا من فقط می توانم روی آنچه که مشاغل ارزش دارند تمرکز کنم. و من نیازی به حضور در واشنگتن ندارم تا بفهمم روزنامه واشنگتن پست ارزش چیست. و من نیازی به حضور در نیویورک ندارم تا بفهمم که برخی از شرکت های دیگر ارزش آن را دارند. این ساده است ... این یک فرایند فکری است و هرچه در یک فرایند فکری کمتر استاتیک وجود داشته باشد ، واقعاً بهتر است.

گودمن: روند فکری چیست؟

بافت: روند فکری سطح شما را تعریف می کند ... تعریف حوزه صلاحیت خود در ارزیابی مشاغل. و سپس ، در آن حوزه صلاحیت ، پیدا کردن هر آنچه با ارزانترین قیمت در رابطه با ارزش می فروشد.

و انواع مختلفی وجود دارد که من صلاحیت آن را ندارم. چند مورد وجود دارد که من اطمینان دارم که ارزش آن را داشته باشم.

گودمن: آیا تاکنون یک شرکت فناوری خریداری کرده اید؟

بافت: نه ، من واقعاً چنین نبوده ام.

گودمن: در سی سال سرمایه گذاری ، یکی نیست؟

بافت: من هیچکدام از آنها را درک نکرده ام.

گودمن: بنابراین شما تا به حال متعلق به مثلاً IBM نیستید؟

بافت: هرگز متعلق به IBM نبود. شرکت شگفت انگیز. منظورم این است که یک شرکت حسی است. اما من متعلق به IBM نبودم.

گودمن: و بنابراین ، در اینجا این انقلاب تکنولوژیکی ادامه دارد و شما شرکت کننده نخواهید بود.

بافت: درست از گذشته من رفت.

گودمن: آیا این با شما خوب است؟

بافت: با من اشکالی ندارد. من لازم نیست در هر بازی درآمد کسب کنم. منظورم این است که من نمی دانم لوبیای کاکائو چه کاری انجام می دهد. انواع مختلفی وجود دارد که من در مورد آنها نمی دانم ، و ممکن است خیلی بد باشد ، اما می دانید ، چرا باید همه چیز را در مورد آن بدانم - روی آن کار نکرده ام.

در تجارت اوراق بهادار ، شما به معنای واقعی کلمه هر روز هزاران شرکت بزرگ آمریکایی به شما پیشنهاد می دهند که روزانه تغییر می کند و لازم نیست تصمیمی بگیرید. هیچ چیز به شما مجبور نمی شود.

هیچ اعتصاب در تجارت وجود ندارد. پارچ فقط در آنجا ایستاده و توپ را به سمت شما پرتاب می کند. و اگر شما بیس بال واقعی بازی می کنید ، و بین زانوها و شانه ها قرار دارد ، یا می چرخید یا اعتصاب می کنید به شما زنگ زده است. اگر خیلی زیاد به شما زنگ زده اید ، بیرون هستید.

در تجارت اوراق بهادار ، شما در آنجا می نشینید و آنها فولاد ایالات متحده را در 25 پرتاب می کنند و جنرال موتورز را در 16 سالگی پرتاب می کنند. آنها ممکن است زمین های فوق العاده ای برای نوسان باشند اما اگر به اندازه کافی نمی دانید ، لازم نیست که نوسان کنید. و می توانید در آنجا بنشینید و هزاران زمین را تماشا کنید و در آخر یکی را در آنجا جایی که می خواستید چیزی را که می فهمید و سپس نوسان می کنید ، بدست آورید.

گودمن: بنابراین ممکن است شش ماه نوسان نباشید؟

بافت: ممکن است دو سال نوسان نباشد.

گودمن: این کسل کننده نیست؟

بافت: این بیشتر مردم را به خود اختصاص می دهد و مطمئناً کسالت در اکثر مدیران پول حرفه ای مشکل دارد. اگر آنها یک یا دو نفر از آنها بنشینند ، نه تنها آنها را تا حدودی مورچه می گیرند ، بلکه مشتری های آنها شروع به فریاد زدن ، "چرخش شما می کنند" ، از غرفه ها. و این برای مردم بسیار سخت است.

گودمن: وارن ، رویکرد شما بسیار ساده به نظر می رسد ، چرا همه این کار را نمی کنند؟

بافت: خوب من تا حدی فکر می کنم زیرا بسیار ساده است. به عنوان مثال ، دانشگاهیان تا حدی روی انواع متغیرها تمرکز می کنند زیرا ...

گودمن: توسط دانشگاهیان ، منظور شما از اساتید مالی در دانشکده تجارت است؟

بافت: درست است. داده ها در آنجا هستند. بنابراین آنها روی این موضوع تمرکز می کنند که آیا اگر سه شنبه سهام خریداری کنید و آنها را در روز جمعه بفروشید ، بهتر است. یا اگر در سال انتخابات EM را خریداری می کنید و در سالهای دیگر EM را می فروشید ، بهتر است. یا اگر شرکت های کوچک خریداری می کنید. همه این متغیرها وجود دارد زیرا داده ها در آنجا هستند. و آنها یاد می گیرند که چگونه داده ها را دستکاری کنند.

و همانطور که یکی از دوستانم می گوید ، به مردی با چکش همه چیز شبیه ناخن است. و هنگامی که این مهارت ها را داشته باشید ، فقط در حال مرگ هستید تا به نوعی از آنها استفاده کنید. اما آنها مهم نیستند.

اگر از من خواسته شد که در یک فرصت شغلی شرکت کنم ، آیا این برای من تفاوت ایجاد می کند که آیا من آن را در روز سه شنبه یا یک شنبه یا یک سال انتخابات یا چیزی خریداری کردم؟این چیزی نیست که یک تاجر در مورد خرید مشاغل درباره آن فکر می کند. پس چرا هنگام خرید سهام در مورد آن فکر می کنید؟زیرا سهام فقط قطعات مشاغل هستند.

توجه: PDF از متن در کتابخانه موجود است.

این پست در ابتدا در 8 آگوست 2018 منتشر شد.

فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : لیما اصغرپورسازونی بازدید : 31 تاريخ : دوشنبه 13 شهريور 1402 ساعت: :