محتوای اطلاعات بازار سهام: چرا بازارهای نوظهور حرکات همزمان قیمت سهام دارند؟☆

ساخت وبلاگ

قیمت سهام بیشتر در اقتصادهای ضعیف نسبت به اقتصادهای ثروتمند با هم حرکت می کند. این یافته به دلیل اندازه بازار نیست و فقط تا حدی با همبستگی اصول بالاتر در اقتصادهای کم درآمد توضیح داده می شود. با این حال ، اقدامات حقوق مالکیت این تفاوت را توضیح می دهد. مؤلفه سیستماتیک تغییرات بازده در بازارهای نوظهور بسیار زیاد است و به نظر می رسد که با همبستگی اصول و سازگار با ریسک معامله گر نویز ارتباط ندارد. در میان بازارهای اقتصادی توسعه یافته ، تغییرات بازده خاص شرکت با حقوق مالکیت سرمایه گذار عمومی قوی تر همراه است. ما پیشنهاد می کنیم که حقوق مالکیت قوی داوری آگاه را ارتقا دهد ، که از اطلاعات دقیق خاص شرکت استفاده می کند.

معرفی

بازده سهام منعکس کننده اطلاعات جدید در سطح بازار و سطح شرکت است. همانطور که رول (1988) روشن می کند ، میزان جابجایی سهام به میزان نسبی اطلاعات سطح شرکت و سطح بازار که در قیمت سهام سرمایه گذاری می شود بستگی دارد. ما می دانیم که قیمت سهام در اقتصادهایی با سرانه بالای تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) به روشی نسبتاً غیر هماهنگ حرکت می کند. در مقابل ، قیمت سهام در اقتصادهای تولید ناخالص داخلی سرانه پایین تمایل به بالا یا پایین بودن با هم دارد. یک سری زمانی از همگام سازی قیمت سهام برای بازار ایالات متحده همچنین نشان می دهد که میزان همبستگی در قیمت سهام ایالات متحده ، در طول قرن بیستم ، کم و بیش به طور پیوسته کاهش یافته است. این یافته ها به دلیل تفاوت در اندازه بازار یا اندازه اقتصاد نیست. 1

ما سه توضیح قابل قبول را برای یافته های خود در نظر می گیریم. اول ، شرکت های کشورهای کم درآمد ممکن است اصول همبستگی بیشتری داشته باشند و این همبستگی ممکن است باعث شود قیمت سهام آنها همزمان تر حرکت کند. به عنوان مثال ، اگر اقتصادهای کم درآمد تمایل به عدم استفاده داشته باشند ، ممکن است درآمد سطح شرکت بسیار با همبستگی باشد زیرا رویدادهای صنعت اساساً رویدادهای گسترده ای در بازار هستند. دوم ، اقتصادهای کم درآمد غالباً حمایت ضعیف و نامشخص از حقوق مالکیت خصوصی را فراهم می کنند. رویدادهای سیاسی و شایعات در چنین کشورهایی به خودی خود می توانند باعث تغییر قیمت سهام در بازار شوند. علاوه بر این ، حمایت ناکافی از حقوق مالکیت می تواند باعث ایجاد آگاهانه ریسک در بورس سهام خود بی ارزش شود. طبق گفته های De Long و همکاران ، 1989 ، De Long و همکاران ، 1990 ، کاهش معاملات آگاهانه می تواند ریسک معامله گر نویز در سطح بازار را افزایش دهد ، که ما به عنوان افزایش تنوع قیمت سهام در بازار مشاهده می کنیم که به اصول اولیه مربوط نمی شود. سوم ، در کشورهایی که از سرمایه گذاران عمومی از خودی شرکت ها حمایت فقیرتر می کنند ، مشکلاتی از قبیل تغییر درآمد بین المللی می تواند باعث شود که اطلاعات خاص شرکت برای ریسک داوری ها کمتر مفید باشد و بنابراین مانع از سرمایه گذاری اطلاعات خاص شرکت در قیمت سهام می شود. این اثر باعث کاهش تنوع قیمت سهام خاص شرکت می شود ، و دوباره همگام سازی بازده سهام را افزایش می دهد.

ما فرضیه اول را رد می کنیم و شواهدی را با فرضیه های دوم و سوم که در بالا گفته شد ، می یابیم. تجزیه و تحلیل آماری رسمی ما نشان می دهد که اقتصادهایی که دارای اصول همبستگی بیشتری هستند دارای بازارهای سهام با بازده همزمان تر هستند ، اما بهترین تلاش ما برای کنترل همبستگی اصول و نوسانات ، سرانه تولید ناخالص داخلی را ناچیز نمی کند. با این حال ، افزودن متغیری که اندازه گیری احترام دولت برای مالکیت خصوصی است ، باعث می شود سرانه تولید ناخالص داخلی در توضیح همزمان قیمت سهام ناچیز باشد. سرانجام ، در بین اقتصادهای توسعه یافته ، حمایت بیشتر از حقوق مالکیت سهامداران عمومی در برابر خودی شرکت ها با اطلاعات خاص شرکت بیشتر در قیمت سهام در ارتباط است.

ما حدس می زنیم که میزان محافظت از یک کشور از حقوق مالکیت خصوصی ، هم در میزان سرمایه گذاری اطلاعات در قیمت سهام و هم نوع اطلاعاتی که سرمایه گذاری می شود ، تأثیر می گذارد. در حالی که شواهد اقتصاد سنجی ما با این حدس سازگار است ، ما می دانیم که توضیحات ما ناقص است. ما توضیحات جایگزین در مورد یافته های تجربی خود را دعوت می کنیم که بازده سهام در اقتصادهای کم درآمد و همزمان در اقتصادهای با درآمد بالا همزمان است. هر گونه توضیحات باید مطابق با یافته های ما باشد که اندازه بازار ، اندازه اقتصاد و بسیاری از جنبه های نوسانات اصول تأثیری در رابطه بین تولید ناخالص داخلی سرانه و همگام سازی ندارد ، اما این اقدامات مربوط به حمایت از حقوق مالکیت در توضیح قیمت سهام ناچیز است. همگانی

در بخش بعدی ، ما عادی های تجربی را که باعث ایجاد انگیزه در این تحقیق می شود ، مرور می کنیم. در بخش 3 ، ما اقدامات همگام سازی اساسی خود را توسعه داده و رابطه منفی آنها با سرانه تولید ناخالص داخلی را نشان می دهیم. در بخش 4 ، ما در مورد چارچوب تجربی خود و متغیرهای وابسته که اتخاذ می کنیم بحث می کنیم. در بخش های پنجم ، ششم و هفتم ، فرضیه ها و مشخصات تجربی خود را ارائه می دهیم ، نتایج خود را گزارش می کنیم و بررسی های مختلف استحکام را انجام می دهیم. در بخش 8 نتیجه گیری ارائه می دهیم.

قطعه قطعه

بازارهای نوظهور و اقتصادهای توسعه یافته

جدول 1 هماهنگی بازده سهام را در برخی از بازارهای سهام نماینده طی 26 هفته اول سال 1995 مقایسه می کند. داده های دوره های دیگر در دهه 1990 الگوهای مشابهی را نشان می دهد. در بازارهای نوظهور مانند چین ، مالزی و لهستان ، بیش از 80 ٪ سهام اغلب در یک هفته معین در همان جهت حرکت می کنند. در لهستان ، 100 ٪ سهام معامله شده در طی چهار بیست و شش هفته در همان جهت حرکت می کنند. در مقابل ، دانمارک ، ایرلند و ایالات متحده فاقد هرگونه نمونه بیش از 57 ٪

دو اقدامات همگام سازی قیمت سهام

یک اندازه گیری ساده و مستقیم از هماهنگی در حرکات قیمت سهام ، رسمی شدن بحث در مورد جدول 1 است. بنابراین ما کسری از سهام را که در همان جهت در کشور J حرکت می کنند محاسبه می کنیم. n down jt] n up jt +n down jt = 1 t ∑ t f jt.

در Eq(5) ، n بالاjtآیا تعداد سهام در کشور J است که قیمت آنها در دوره t ، پایین می آیدjtتعداد سهام که قیمت آنها کاهش می یابد ، و t تعداد دوره های مورد استفاده است. ما سهام را رها می کنیم که قیمت آنها برای جلوگیری از تعصب حرکت نمی کند

چارچوب تجربی

چه چیزی همبستگی منفی بسیار معنادار بین همزمانی قیمت سهام و تولید ناخالص داخلی سرانه را توضیح می دهد؟تولید ناخالص داخلی سرانه معیار کلی توسعه اقتصادی است. در این بخش، ما فرض می کنیم که ویژگی های خاص اقتصاد، یا ابعاد توسعه اقتصادی، ممکن است به طور قابل قبولی با همزمانی قیمت سهام مرتبط باشد، و اینکه تولید ناخالص داخلی سرانه ممکن است به عنوان نماینده این ویژگی ها عمل کند. استراتژی ما این است که ببینیم کدام اقدامات توسعه بیشترین ارتباط را با سهام دارند

توضیحات ساختاری

در این بخش، این فرضیه را در نظر می گیریم که همبستگی منفی بین حرکت مشارکتی قیمت سهام و درآمد سرانه ناشی از این است که بنگاه هایی در اقتصادهای کم درآمد دارای پایه های اقتصادی همبستگی بیشتری هستند. برای آزمایش این فرضیه، متغیرهای ساختاری خاصی را در بردار x j قرار می دهیم که ممکن است پراکسی های جداگانه ای برای چنین اثری ارائه کنند. این متغیرها عبارتند از: نوسانات کلان اقتصادی، اندازه کشور و تنوع اقتصادی. از آنجایی که این متغیرها ممکن است همه منابع را در بر نگیرند

توضیح توسعه نهادی

در بخش قبل نشان دادیم که گنجاندن متغیرهای ساختاری در بردار x j درآمد سرانه را در رگرسیون معادله بی اهمیت نشان نمی دهد.(11)، و استدلال کرد که درآمد سرانه برای تأثیرات ساختاری نیست. در این بخش، ما یک فرضیه کلی دوم را در نظر می گیریم که همبستگی منفی بین حرکت مشترک قیمت سهام و درآمد سرانه به دلیل حمایت ضعیف از حقوق مالکیت خصوصی توسط اقتصادهای کم درآمد است.

ما یک «دولت خوب» می سازیم

سرمایه گذاری بیشتر از اطلاعات خاص شرکت در کشورهای با درآمد بالا؟

در این بخش، دو نوع از این فرضیه را در نظر می گیریم که موسسات یک کشور ممکن است بر مقادیر نسبی شرکت ها در مقابل اطلاعات کل بازار که در قیمت های سهام سرمایه گذاری می شوند، توسط آربیترترهای ریسک آگاهانه منطقی تأثیر بگذارند. اول، ما این فرضیه را آزمایش می کنیم که آربیتراژ ریسک خاص شرکت در اقتصادهایی که شرکت ها را مجبور به ارائه داده های حسابداری بهتری می کنند جذاب تر است. دوم، ما این فرضیه را آزمایش می کنیم که آربیتراژ ریسک خاص شرکت در اقتصادها جذاب تر است

نتیجه گیری

ما شواهد تجربی ارائه می کنیم که بازده سهام در اقتصادهای نوظهور بیشتر از اقتصادهای توسعه یافته همزمان است. ما نشان می دهیم که این نتیجه مصنوع از ویژگی های ساختاری اقتصادها، مانند اندازه بازار، نوسانات بنیادی، اندازه کشور، تنوع اقتصادی، یا حرکت مشترک اصول بنیادی در سطح شرکت نیست. اگرچه برخی از این عوامل به همزمانی بازده سهام کمک می کنند، یک اثر باقیمانده بزرگ باقی می ماند و این اثر با معیارهای مربوط به

فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : لیما اصغرپورسازونی بازدید : 33 تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 12:37