آیا شما را با یک روز تابستان مقایسه می کنم؟(غزل 18)

ساخت وبلاگ

آیا شما را با یک روز تابستان مقایسه می کنم؟شما دوست داشتنی تر و معتدل تر هستید. وزش باد شدید جوانه های عزیز ماه مه را لرزاند ، و اجاره تابستان خیلی کوتاه است. در بعضی مواقع خیلی داغ چشم بهشت می درخشد ، و غالباً چهره طلای او کم رنگ است. و هر عادلانه از عادلانه مدتی ، به طور اتفاقی ، یا مسیر تغییر طبیعت ، غیرقابل توصیف ، کاهش نمی یابد. اما تابستان ابدی شما محو نمی شود ، و این حق را از دست می دهید ، و نه مرگ را لاف می زنید ، در سایه او ، هنگامی که در خطوط ابدی به زمان شما رشد می کنید. تا زمانی که مردان بتوانند نفس بکشند ، یا چشمان آن را ببینند ، تا آن زمان این زندگی را زندگی می کند ، و این زندگی را به شما می بخشد.

این شعر در حوزه عمومی است.

William Shakespeare

ویلیام شکسپیر ، که اصلی ترین دراماتیک زمان خود بود ، بیش از سی نمایشنامه و بیش از صد غزل نوشت ، همه به شکل سه کواترین و یک کوپل که اکنون به عنوان شکسپیر شناخته می شود ، نوشته شده است.

مواقع مضامین تشکیل می دهد ثبت نام در POEM-A-DAY

روزانه یک شعر جدید در صندوق ورودی خود دریافت کنید

بیشتر توسط ویلیام شکسپیر

زهره و آدونیس [اما ، لو! از چهارم کوپه]

اما ، لو! از چهارم ، همسایگان که توسط یک جنت پرورش دهنده ، شهوت انگیز ، جوان و افتخارآمیز ، آدونیس ، زیرزمین آدونیس ، دوت اسپی ، و او عجله می کند ، خروپف می کند و با صدای بلند می رود. گردن قوی ، که به یک درخت گره خورده است ، او را می شکند ، و مستقیم به او می رود. او به طرز عجیبی جهش می کند ، او همسایه می کند ، او مرز می کند ، و اکنون لنگه های بافته شده اش او را می شکند. زمین بلبرینگ با سم سخت خود زخمی می کند ، که رحم توخالی آنها مانند رعد و برق بهشت است. بیت آهنی که او در بین دندان های خود کنترل می کند و آنچه را که با او کنترل می شود کنترل می کند. گوش های او به سمت بالا ؛مانه حلقوی بافته او بر روی تاج قطب نما که اکنون در پایان ایستاده است. سوراخ بینی او هوا را می نوشد ، و دوباره ، مانند کوره ، بخارات او را می فرستد: چشم او ، که به طرز وحشتناکی مانند آتش می درخشد ، شجاعت داغ و تمایل زیاد او را نشان می دهد. در بعضی مواقع ، گویا او مراحل را با اعلیحضرت و غرور متوسط می گفت. آنون او به حالت ایستاده ، منحنی و جهش ، همانطور که باید بگوید ، "LO! بنابراین قدرت من محاکمه می شود. و این کار را برای جلب چشم پرورش دهنده منصفانه که در کنار آن است ، انجام می دهم. چه چیزی او را عصبانی سوار سوار خود ، "هلا" و یا "موضع او ، می گویم؟"چه چیزی به او اهمیت می دهد که اکنون به مهار Spu Spur بپردازد؟برای caparisons ثروتمند یا به دام انداختن همجنسگرا؟او عشق خود را می بیند ، و هیچ چیز دیگری که او می بیند ، و نه هیچ چیز دیگری با دید افتخار خود موافق نیست. نگاه کنید ، هنگامی که یک نقاش از زندگی فراتر می رود ، در حالی که یک فرد متناسب را از بین می برد ، هنر او با کار طبیعت در نزاع ها ، گویی مردگان زندگی باید از آن فراتر رود. این اسب نیز به شکل ، به شکل ، رنگ ، رنگ ، سرعت و استخوان گرد ، با همبستگی کوتاه ، جنین ، و پستان بلند ، گسترده ، چشم کامل ، سر کوچک و تاج و پرشور و پرشور ، تاج بلند ، و تاج بلند و گسترده ، پرش ، و تاج بلند و گسترده.، گوش های کوتاه ، پاهای راست و عبور از مانی قوی ، نازک ، دم ضخیم ، باسن پهن ، مخفی کردن مناقصه: نگاه کنید ، چه اسب نباید از او کمبود داشته باشد ، یک سوار افتخار را بر روی پشتی خود صرفه جویی کنید. بعضی اوقات او دور می شود ، و در آنجا خیره می شود. آنون او شروع به هم زدن یک پر می کند. برای باد دادن به باد او که اکنون آماده می کند ، و او را اجرا می کند یا پرواز می کند ، آنها نمی دانند که آیا ؛از طریق مانی و دم خود را می خواند ، و موهای خود را می خواند ، که مانند بال های پر می شوند. او به عشق خود نگاه می کند ، و به او نزدیک می شود. او به او پاسخ می دهد که گویی ذهن او را می دانست. با افتخار ، همانطور که زنان هستند ، برای دیدن او او را ، عجیب و غریب بیرونی می کند ، به نظر می رسد ناخوشایند است ، به عشق او می لرزد و گرمای خود را احساس می کند ، و آغوش نوع خود را با پاشنه های خود کتک می زند. سپس ، مانند یک بدخلقی مالیخولیایی ، او دم خود را که ،

مانند یک سایه خنک در حال سقوط به باسن ذوب خود وام: او تمبر می کند ، و مگس های فقیر را در دودش نیش می زند. عشق او ، با درک اینکه چگونه او ثبت نام کرده است ، مهربان تر شد و خشم او به وجود آمد. استاد تست او می رود که او را ببرد. وقتی لو! پرورش دهنده Unback'd ، پر از ترس ، حسادت به صید ، سریع او را با اسب خود رها کرد و آدونیس را در آنجا ترک کرد. در حالی که آنها دیوانه بودند ، به چوب آنها ، کلاغ های خارج از خانه که تلاش می کنند بیش از حد پرواز کنند. اگر با گراز فردا روبرو شوید ، آنها را مرگ ، غم و اندوه زندگی من پیشگویی می کنم."اما اگر شما به شکار دفع نیاز دارید ، توسط من حاکم باشید ؛ در خرگوش پرواز Timorous ، یا روباه که با ظرافت زندگی می کند ، یا در Roe که هیچ برخوردی به آن جرات نمی کند: این موجودات ترسناک را دنبال کنید ،و بر روی اسب خوب ، اسب را نگه دارید. هزار دونفره: بسیاری از موزه ها از طریق آن که او می رود مانند یک هزارتوی است تا دشمنان خود را متحیر کند."بعضی اوقات او در میان گله های گوسفند فرار می کند ، تا حیاط های حیله گر بوی خود را اشتباه کند ، و بعضی اوقات در جایی که مخروط های کشاورزی زمین حفظ می شوند ، متوقف می شوند تا تعقیب کنندگان بلند را در فریاد خود متوقف کنند ، و بعضی اوقات با گله ای از گوزنها مرتب می شوند ؛ خطرناک Deviseth تغییر می کند. شوخ طبعی منتظر ترس است: "زیرا در آنجا بوی او با دیگر در هم آمیخته شده است ، تپه های عطر و بوی داغ به شک و تردید رانده می شوند و فریاد زینتی خود را متوقف می کنند تا اینکه با تقلب بسیار گسل سرد به طور پاک و تمیز از بین بروند. سپس آنها دهان خود را می گذرانند: اکو پاسخ می دهد ، گویی تعقیب دیگری در آسمان است."با این کار ، وات فقیر ، دور از تپه ، روی پاهای مانع خود با گوش گوش دادن ایستاده است ، اگر دشمنانش هنوز او را تعقیب می کنند: آنون با صدای بلند صدای آنها را می شنود ؛ و اکنون غم و اندوه او ممکن است به خوبی با یک زخم مقایسه شودبیمار که صدای خندق را می شنود. هر Briar حسادت پاهای خسته او ، خراشیده می شود ، هر سایه باعث می شود او متوقف شود ، هر زمزمه ای بماند: زیرا بدبختی توسط بسیاری از افراد خراب می شود ، و کم بودن هرگز به هیچ وجه از بین نمی رود."بی سر و صدا دراز بکشید ، و کمی بیشتر بشنوید ؛ نه ، مبارزه نکنید ، زیرا شما برخیزید: برای اینکه تو را از شکار گراز متنفر کنید ، بر خلاف خودم که من می شنوید که من اخلاقی می کنم ، این را در آن استفاده می کنم ، و به همین ترتیب؛ برای عشق می تواند در مورد هر وای اظهار نظر کند. "

ویلیام شکسپیر 1900

سه آهنگ

به این ماسه های زرد بیایید ، و سپس دست بکشید: در هنگام داشتن دادگاه ، و بوسه ،- امواج وحشی سوت می زنند- پا را در اینجا و آنجا به وجود می آورید. و ، اسپریت های شیرین ، خرس بوررتن. هارک ، هارک! کمان ، وای ، سگهای ساعت مچی پوست: کمان ، وای. هارک ، هارک! من می شنوم که کرنش فریادهای Chanticleer Struting ، Cock-A-Diddle-Dow!-از وسوسه

به من بگویید که فانتزی پرورش داده شده ، یا در قلب یا سر؟چگونه شروع می شود ، چگونه nourishèd؟پاسخ ، پاسخاین در چشم است. با زلزله فدرال ؛و فانتزی در گهواره ای که در آن قرار دارد می میرد. اجازه دهید همه ما زنگ بزنیم: من آن را شروع می کنم ،-ding ، dong ، bell! همه . دینگ ، دونگ ، بل!-از بازرگان ونیز که زنبور عسل می خورد ، آنجا را مکیده است: در زنگ گاو من دروغ می گویم. وقتی جغدها گریه می کنند ، آنجا نیمکت می کنم. در پشت خفاش ، من بعد از تابستان پرواز می کنم: با خوشحالی ، با خوشحالی ، باید اکنون زندگی کنم ، زیر شکوفه ای که روی آن آویزان است. از وسوسه

ویلیام شکسپیر 1600

همانطور که آن را دوست دارید ، ACT II ، صحنه VII [ضربه ، ضربه ، باد زمستانی]

لرد امینز ، نوازنده ، قبل از شرکت دوک ارشد آواز می خواند
فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : لیما اصغرپورسازونی بازدید : 29 تاريخ : يکشنبه 4 تير 1402 ساعت: 20:34