نماینده مکالمه - والریا مالونی

ساخت وبلاگ

گفتمان انتقادی مورد استقبال قرار می گیرد. من حق حذف نظرات نامناسب را دارم. دستورالعمل های اجتماعی من را ببینید.

چگونه ذهن ناخودآگاه ما بر رفتار ما حاکم است

ما غالباً متقاعد می شویم که با گزینه های خاصی پیش برویم زیرا ما از نظر عاطفی به یک ایده وابسته می شویم ، جایی که قدرت برندسازی وارد می شود. بسیاری از شما ممکن است با آزمایش معروف طعم کور کولا آشنا باشید که در آن هم قرار گرفتن مستقیم در معرض نوشیدنیو غیرمستقیم ، برند ، به تجربه ذهنی سلیقه کمک کرده است.

وقتی در مورد چیزهایی که مهم هستند - مانند خرید خانه یا انتخاب گزینه های سرمایه گذاری - تصمیم می گیریم فکر می کنیم فکر می کنیم گزینه های خود را با خونسردی وزن می کنیم تا درک کنیم که چه چیزی در معرض خطر است. اما اغلب اینگونه نیست. فرضیات و تعصبات ناخودآگاه ما نسبت به آنچه می دانیم ، ما را قوی تر می کند.

لئونارد ملودینوف در Subliminal می گوید: "در نتیجه ، بسیاری از اساسی ترین فرضیات ما در مورد خودمان و جامعه نادرست هستند."تأثیر ذهن ناخودآگاه ما بر تصمیم گیری جمعی ما نیز تأثیر می گذارد. Mlodinov از دنیای مالی به عنوان نمونه استفاده می کند.

از آنجا که پول برای ما بسیار مهم است ، هر فرد باید انگیزه داشته باشد تا تصمیمات مالی را صرفاً بر اساس بحث آگاهانه و منطقی اتخاذ کند. به همین دلیل است که مبانی تئوری اقتصادی کلاسیک بر این ایده ساخته شده است که مردم فقط این کار را انجام می دهند-که مطابق با اصل هدایت منافع شخصی خود رفتار می کنند.

در حالی که هیچ کس متوجه نشده است که چگونه می توان یک نظریه اقتصادی کلی را ابداع کرد که این واقعیت را در نظر می گیرد که "عقلانی" اینگونه نیست که مردم چگونه عمل می کنند ، مطالعات اقتصادی زیادی پیامدهای اجتماعی انحراف جمعی ما را از محاسبات سرد ذهن آگاهانه نشان داده است. بشر

قبل از انتخاب سهام ، باید قبل از انتخاب سهام ، قبل از جاذبه به سمت شخصی که نام او آسان است ، انجام شود. اما به جای اینکه به محیط تجاری و مالی شرکت بپردازیم همانطور که وارن بافت توصیه می کند ، سهولت تلفظ به پایان می رسد که بر تصمیمات تأثیر می گذارد.

سهولتی که شخص می تواند اطلاعات را پردازش کند (مانند نام سهام) تأثیر ناخودآگاه بر ارزیابی مردم از آن اطلاعات دارد.

تحقیقات در مورد IPOS Data این را تحمل می کند - سهام با نمادهای تیک که در ابتدا آسان تر تلفظ می شوند ، که ممکن است برخی از آنها را به انتخاب چنین نامی سوق دهند. این اثر به مرور زمان از بین می رود و مردم به نماد و اعتبار شرکت و سابقه پیگیری شرکت می کنند ، یا اینکه چگونه در گذشته اخیر انجام می شود ، بازی می شود.

مالدینوف از تأثیر سایر عوامل عجیب و غریب مانند آفتاب یاد می کند که تأثیر مثبتی بر اقدامات ما دارد. آب و هوای شهر نیز بر تجارت انسان در وال استریت تأثیر می گذارد. مطالعات بیشتر در کازینوها نشان می دهد که افراد هنگام پیروزی با نکات سخاوتمندانه تر هستند.

اما ما همچنین باید آگاه باشیم که ذهن ما چگونه به دنبال الگوهای است ، بنابراین به دنبال اتصالات در داده هایی که هیچ کدام وجود ندارد. به همین دلیل محققان مطالعه آب و هوا و تجارت را در شهرهایی غیر از نیویورک تکرار کردند و دریافتند که همبستگی مثبت با آفتاب ایستاده است.

این کلر ، با این حال که همبستگی قابل پیش بینی است ، این است که خرید و فروش فردی بر اساس این مشاهدات کار نمی کند (زیرا ما نمی توانیم به اندازه کافی از معاملات برسیم.) چیزی که باید در نظر داشته باشیم زیرا الگوهای آب و هوایی ما به طور فزاینده ای نامشخص و بیشتر می شودتجارت الگوریتمی است.

ما فقط از تأثیرات آگاهانه خود آگاه هستیم و فقط اطلاعات جزئی داریم. در نتیجه ، دیدگاه ما از خودمان و انگیزه های ما و جامعه مانند یک معمای اره منبت کاری اره مویی است که بیشتر قطعات از دست رفته است. ما خالی ها را پر می کنیم و حدس می زنیم ، اما حقیقت در مورد ما بسیار پیچیده تر و ظریف تر از آنچه است که می توان به عنوان محاسبات ساده ذهن آگاهانه و منطقی درک کرد.

ما درک می کنیم ، تجربه خود را به یاد می آوریم ، قضاوت می کنیم ، عمل می کنیم - و در تمام این تلاش ها تحت تأثیر عواملی هستیم که از آنها آگاه نیستیم.

مغز ما اطلاعات را در دو ردیف موازی پردازش می کند ، یک آگاه و دیگری ناخودآگاه. غالباً ما همچنین یک مشکل فریم را برای یک مشکل اطلاعات اشتباه می کنیم. دانکن واتس می گوید به جای اینکه سؤالات مربوط به یک وضعیت یا مسئله را بپرسید ، مغز ما با استفاده از اطلاعات ذخیره شده در پایگاه داده ذهنی ما ، پر می شود.

روند "پر کردن" آنقدر فوری و بی دردسر است که ما به ندرت آگاه هستیم که اصلاً اتفاق می افتد. ما نمی دانیم که چیزی از دست رفته است زیرا به آستانه توجه نمی رسد. سیستمی وجود دارد که می توانیم از آن استفاده کنیم تا بفهمیم چرا مردم به روشی که انجام می دهند رفتار می کنند. برای درک اینکه چرا ما کاری را که انجام می دهیم انجام می دهیم ، باید برای مبتدیان به مشوق ها نگاه کنیم.

به عنوان مثال وقتی کسی چیزی را هدیه می دهد ، به عنوان مثال یک تعهد آینده را از نظر روانشناختی ایجاد می کند. واتس می گوید ، در حالی که روی سطح این سطح نیست ، "این فقط مطابق مجموعه ای از مکانهایی است که قبلاً با آنها ناآشنا بودیم ، منطقی است."

برای درک رفتار ، باید مشوق ها ، انگیزه ها ، فرصت ها و برداشت ها را بفهمیم. حداقل اینگونه است که فکر می کنیم از نظر عقلانی فکر می کنیم. اما درک وقتی صحبت از رفتار انسان پیچیده است.

عقلانی کردن رفتار انسان دقیقاً یک تمرین در شبیه سازی است ، از نظر ذهن ما ، چه کسی است که شخصی باشد که رفتار او را می خواهیم درک کنیم. فقط وقتی می توانیم این نسخه شبیه سازی شده خودمان را به روش فرد مورد نظر پاسخ دهیم ، واقعاً احساس می کنیم که رفتار مورد نظر را درک کرده ایم.

[. ]

و هنوز. شبیه سازی های ذهنی ما تمایل به نادیده گرفتن انواع خاصی از عواملی دارند که به نظر می رسد مهم هستند.

دلیل این امر این است که وقتی در مورد چگونگی فکر کردن فکر می کنیم ، به طور غریزی بر هزینه ها و مزایای آگاهانه در دسترس مانند هزینه های مرتبط با انگیزه ها ، ترجیحات و اعتقادات تأکید می کنیم - انواع عواملی که در الگوهای عقلانیت دانشمندان علوم اجتماعی غالب است.

در عوض ، پیش فرض ها بخشی از محیطی هستند که تصمیم در آن کار می کند ، و بنابراین بر رفتار به شکلی تأثیر می گذارد که تا حد زیادی برای ذهن آگاهانه نامرئی باشد ، و بنابراین تا حد زیادی از توضیحات همخوانی ما در مورد رفتار غایب است.

از همه اینها ، عقل سلیم آنقدر رایج نیست. به همین دلیل است که ترجیح می دهد فرد با ارتباط مثبت و کاهش عدم اطمینان به ایجاد انگیزه در عمل کمک کند. رابرت سیالدینی ، روانشناس اجتماعی قبل از سوپراسیون ، لنگرگاه ها یا آغازگرهایی را که ما از آنها استفاده می کنیم ، "بازکن ها" می نامد ، زیرا آنها عملکرد دوگانه ای برای شروع روند و پاکسازی راه برای بخش اقناعی دارند.

ارتباطات اجتماعی ما نیز عوامل انگیزشی قوی است. محیطی که روابط موجود در آن وجود دارد ، یک اصل جهانی هویت را برای تأثیرگذاری بر ما ایجاد می کند.

تمام شواهد موجود در روانشناسی و تحقیقات رفتاری که در کنار هم قرار گرفته اند ، به این نکته اشاره می کنند که چه عواملی که بر تصمیمات ما تأثیر می گذارند و بر رفتارهای ما تأثیر می گذارند ، خارج از ذهن آگاهانه ما هستند - حتی اگر ممکن است بعد از واقعیت منطقی باشیم. بیشتر از آنکه چشم را برآورده کند اتفاق می افتد - ما قاب بندی ، لنگر انداختن ، چیدن برگشتی ، در دسترس بودن ، از دست دادن از دست دادن و مشکلات بیش از حد داریم.

"اگر یک گرز جادویی داشته باشم ، چه چیزی را از بین می برم؟Daniel Kahneman می گوید. نویسنده پرفروش ترین فکر سریع و آهسته و برنده جایزه نوبل اقتصاد:

بشر.. در مورد ظرفیت برند روانشناسی وی برای ایجاد تغییر در جهان کمرنگ است. من تصور می کنم که او به سادگی استدلال می کند که او واقع گرایانه در مورد طبیعت انسان است. و ، در واقع ، مطالعات نشان می دهد که تحلیلگران "ماهر" از پیش بینی قیمت سهام ناامید نیستند ، هنوز به کیسه های انبوه ترجمه نشده اند یا حتی پاداش ها را در وال استریت یا شهر کاهش می دهند. همین مسئله در مورد شواهدی نیز وجود دارد که تأثیر یک مدیرعامل با کیفیت بالا در عملکرد یک شرکت به سختی بیشتر از شانس است.

این ممکن است به خوبی باشد ، اما تا آن زمان ، یک روش ساده برای بررسی اینکه آیا ناخودآگاه ما ما را هدایت می کند وجود دارد ، یا ما در حال تلاش آگاهانه برای درک چیزها هستیم ، و این با پرسیدن سؤال است - گفتن "آیا می توانم آن را برطرف کنم؟"بهتر از بیان "من آن را برطرف خواهم کرد!"برای بیش از حد ما< Pan> "اگر یک گرز جادویی داشتم چه چیزی را از بین می برم؟Daniel Kahneman می گوید. نویسنده پرفروش ترین فکر سریع و آهسته و برنده جایزه نوبل اقتصاد:

فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : لیما اصغرپورسازونی بازدید : 40 تاريخ : يکشنبه 4 تير 1402 ساعت: 21:15