اکنون آهنگ های قدیمی 70 درصد از بازار موسیقی ایالات متحده را نشان می دهند. حتی بدتر: بازار موسیقی جدید در واقع در حال کاهش است.

به روز شده در 5:20 بعد از ظهر. ET در 31 ژانویه 2022.
طبق آخرین شماره های MRC Data ، یک شرکت موسیقی-آنالیز ، اکنون آهنگ های قدیمی 70 درصد از بازار موسیقی ایالات متحده را نشان می دهند. کسانی که از موسیقی جدید زندگی می کنند - به ویژه آن گونه های در معرض خطر شناخته شده به عنوان نوازنده شاغل - باید با ترس و لرز به این چهره ها نگاه کنند. اما این خبر بدتر می شود: بازار جدید موسیقی در واقع در حال کاهش است. تمام رشد در بازار از آهنگ های قدیمی ناشی می شود.

منبع: داده های MRC
200 آهنگ جدید محبوب اکنون به طور مرتب کمتر از 5 درصد از کل جریان ها را تشکیل می دهند. این نرخ فقط سه سال پیش دو برابر بود. ترکیبی از آهنگ هایی که در واقع توسط مصرف کنندگان خریداری شده است ، حتی بیشتر به موسیقی قدیمی تر می شود. لیست فعلی آهنگهای بارگیری شده در iTunes با نام گروههای قرن گذشته مانند Creedence Clearwater Revival و پلیس پر شده است.
من اخیراً خودم در یک فروشگاه خرده فروشی با این پدیده روبرو شدم ، جایی که جوان در صندوق پول در حال آواز خواندن به همراه استینگ در "پیام در یک بطری" (ضربه ای از سال 1979) بود که در رادیو منفجر شد. چند روز قبل ، من در یک ناهارخوری محلی تجربه مشابهی داشتم ، جایی که کل کارکنان زیر 30 سال بودند اما هر آهنگ بیش از 40 سال قدمت داشت. من از سرور خود پرسیدم: "چرا شما این موسیقی قدیمی را پخش می کنید؟"او قبل از پاسخ دادن به من با تعجب نگاه کرد: "اوه ، من این آهنگ ها را دوست دارم."
پیش از این هرگز در تاریخ ، آهنگ های جدیدی به دست نیامده و در حالی که تأثیر فرهنگی کمی ایجاد می کند ، وضعیت ضربه ای به دست نیامده است. در حقیقت ، به نظر می رسد که مخاطب در عوض بازدیدهای دهه های گذشته را پذیرفته است. موفقیت همیشه در تجارت موسیقی کوتاه مدت بود ، اما اکنون حتی آهنگ های جدیدی که به آنها تبدیل می شوند ، می توانند مورد توجه بسیاری از جمعیت قرار بگیرند.
فقط آهنگ های منتشر شده در 18 ماه گذشته به عنوان "جدید" در پایگاه داده MRC طبقه بندی می شوند ، بنابراین مردم می توانند به جای آهنگ های 60 ساله ، به بسیاری از آهنگ های دو ساله گوش دهند. اما من شک دارم که این لیست های پخش قدیمی شامل آهنگ های سال گذشته است. حتی اگر آنها این کار را انجام دهند ، این واقعیت هنوز نشان دهنده تکذیب صنعت فرهنگ پاپ است ، که تقریباً کاملاً روی آنچه اکنون اتفاق می افتد متمرکز است.
هر هفته از صدها نفر از تبلیغ کنندگان ، برچسب های ضبط ، مدیران گروه و سایر متخصصان می شنوم که می خواهند جدیدترین چیز جدید را مطرح کنند. معیشت آنها به آن بستگی دارد. کل مدل تجاری صنعت موسیقی با ترویج آهنگ های جدید ساخته شده است. من به عنوان یک نویسنده موسیقی ، انتظار می رود همان کار را انجام دهد ، مانند ایستگاه های رادیویی ، خرده فروشان ، دی جی ها ، صاحبان کلوپ شبانه ، ویراستاران ، متصدیان لیست پخش و هر کس دیگری با پوست در بازی. با این حال ، تمام شواهد نشان می دهد که تعداد کمی از شنوندگان توجه می کنند.
واکنش اخیر را در نظر بگیرید که جوایز گرمی به تعویق افتاد. شاید باید بگویم عدم واکنش ، زیرا پاسخ فرهنگی چیزی بیش از خمیازه بود. من هزاران نفر از متخصصان موسیقی را در رسانه های اجتماعی دنبال می کنم ، و با یک بیان واحد دلخوری یا پشیمانی که بزرگترین رویداد سالانه در موسیقی جدید به تعویق افتاده است ، روبرو نشده ام. این شرارت است
آیا می توانید تصور کنید که اگر فینال Super Bowl یا NBA به تأخیر بیفتد ، طرفداران عصبانی چقدر خواهند بود؟مردم در خیابان ها شورش می کردند. اما جوایز گرمی در عمل گم می شود و به سختی کسی متوجه می شود.
مخاطبان رو به کاهش تلویزیون برای نمایش گرمی این تغییر را تأکید می کنند. در سال 2021 ، بیننده این مراسم از سال گذشته 53 درصد سقوط کرد - از 18. 7 میلیون به 8. 8 میلیون نفر. این کمترین تماشای گرمی در تمام دوران بود. حتی مخاطبان اصلی موسیقی جدید نمی توانند اذیت شوند - حدود 98 درصد از افراد 18 تا 49 سال کاری بهتر از تماشای بزرگترین جشن موسیقی سال داشتند.
یک دهه پیش ، 40 میلیون نفر جوایز گرمی را تماشا کردند. این یک مخاطب معنی دار است ، اما اکنون طرفداران فداکار این رویداد شروع به شبیه به یک خرده فرهنگ کوچک می کنند. تعداد بیشتری از افراد به جریان بازی های ویدیویی در Twitch (که اکنون 30 میلیون بازدید کننده روزانه دارند) یا آخرین نمایش-تلویزیون واقعیت توجه می کنند. در حقیقت ، نوازندگان احتمالاً بهتر از امضای قرارداد رکورد در سال 2022 ، در Fortnite قرار می گیرند. حداقل آنها به جمعیتی رو به رشد دسترسی پیدا می کنند.

منبع: گزارش های نیلسن/رسانه ها
برخی دوست دارند اعتقاد داشته باشند که این روند فقط یک ضربه کوتاه مدت است که شاید ناشی از این بیماری همه گیر باشد. وقتی باشگاه ها دوباره باز می شوند و دی جی ها شروع به چرخش رکورد های جدید در مهمانی ها می کنند ، جهان به حالت عادی باز می گردد ، یا به ما گفته می شود. داغترین آهنگ ها دوباره جدیدترین آهنگ ها خواهند بود. من خیلی خوش بین نیستم
مجموعه ای از وقایع ناگوار برای حاشیه سازی موسیقی جدید توطئه می شود. همه گیر یکی از این حقایق زشت است ، اما به سختی تنها نقش در بحران رو به رشد است.
این روندهای دیگر را در نظر بگیرید:
- حوزه پیشرو سرمایه گذاری در تجارت موسیقی آهنگ های قدیمی است. شرکت های سرمایه گذاری برای خرید کاتالوگ های انتشار از ستاره های پیری و پاپ ، وارد جنگ های مناقصه می شوند.
- کاتالوگ آهنگ در بیشتر تقاضا توسط نوازندگانی است که در دهه 70 یا 80 خود (باب دیلن ، پل سیمون ، بروس اسپرینگستین) یا در حال حاضر مرده (دیوید بووی ، جیمز براون) هستند.
- حتی برچسب های اصلی ضبط در The Rush to Old Music شرکت می کنند: موسیقی جهانی ، موسیقی سونی ، موسیقی وارنر و دیگران در حال خرید کاتالوگ های انتشار و سرمایه گذاری مبالغ عظیمی در آهنگ های قدیمی هستند. در مدت زمان قبل ، این پول برای راه اندازی هنرمندان جدید استفاده می شد.
- پرفروش ترین قالب فیزیکی در موسیقی وینیل LP است که بیش از 70 سال قدمت دارد. من هیچ علامتی ندیده ام که برچسب های ضبط در یک جایگزین جدیدتر و بهتر سرمایه گذاری کنند - زیرا ، در اینجا ، قدیمی نیز به عنوان برتر از جدید تلقی می شود.
- در حقیقت ، برچسب های ضبط - از طریق منبع نوآوری در محصولات مصرفی - برای احیای مشاغل خود هیچ پولی برای تحقیق و توسعه خرج نمی کنند ، اگرچه هر صنعت دیگر به دنبال نوآوری برای رشد و هیجان مصرف کننده است.
- فروشگاه های ضبط شده در همان زمان WARP گرفتار می شوند. در دوره قبلی ، آنها به طرز تهاجمی موسیقی جدید را به بازار عرضه کردند ، اما اکنون آنها از مجدداً وینیل درآمد بیشتری کسب می کنند و از LP استفاده می کنند.
- ایستگاه های رادیویی به رکود کمک می کنند ، آهنگ های جدید کمتری را در چرخش خود قرار می دهند ، یا اینکه از پیشنهادات موجود در ترکیب رادیو ماهواره من قضاوت می کنند-کاملاً نادیده گرفتن موسیقی جدید به نفع بازدیدهای قدیمی.
- هنگامی که یک آهنگ جدید بر این موانع غلبه می کند و در واقع به یک ضربه تبدیل می شود ، خطر دعاوی حق چاپ بیشتر از گذشته است. این خطرات از زمان تصمیم هیئت منصفه "مبهم" در سال 2015 بسیار زیاد شده است ، و نتیجه این است که پول اضافی از موسیقی دانان امروز به هنرمندان قدیمی (یا متوفی) منتقل می شود.
- با افزودن به کابوس ، نوازندگان مرده اکنون به شکل مجازی - هولوگرام های ویا و موسیقی "Deepfake" دوباره به زندگی باز می گردند و این همه را برای هنرمندان جوان و زنده برای رقابت در بازار سخت تر می کند.
از آنجا که برچسب های ضبط علاقه به موسیقی جدید را از دست می دهند ، مجریان نوظهور به طرز ناامیدی به دنبال راه های دیگر برای قرار گرفتن در معرض هستند. آنها امیدوارند که آهنگ های خود تولید شده خود را در یک لیست پخش پخش شده قرار دهند یا آهنگ های خود را برای استفاده در تبلیغات یا اعتبار پایانی یک برنامه تلویزیونی مجوز دهند. این گزینه ها ممکن است برخی از درآمد حق امتیاز را ایجاد کند ، اما آنها برای ایجاد نامگذاری نام کار کمی انجام می دهند. ممکن است یک آهنگ جالب در یک تبلیغات تلویزیونی بشنوید ، اما آیا حتی نام این هنرمند را می دانید؟شما عاشق لیست پخش تمرین خود در کلوپ بهداشت هستید ، اما چند عنوان آهنگ و نام گروه را به یاد دارید؟شما در حین کار یک لیست پخش جدید موسیقی Spotify را در پس زمینه پخش می کنید ، اما آیا به زحمت می آموزید که چه کسی آهنگ ها را می خواند؟
چند دهه پیش ، آهنگساز اریک ساتی از ورود "موسیقی مبلمان" خبر داد ، نوعی آهنگ که یکپارچه در پس زمینه زندگی ما می آمیزد. به نظر می رسد دید او به واقعیت نزدیکتر از همیشه است.
برخی از افراد - به ویژه Baby Boomers - به من بگویید که این کاهش محبوبیت موسیقی جدید به سادگی نتیجه آهنگ های جدید و بد بو است. موسیقی قبلاً بهتر بود ، یا به همین ترتیب می گویند. آهنگ های قدیمی دارای ملودی های بهتری ، هارمونی های جالب تر بودند و موسیقی واقعی را نشان می دادند ، نه فقط حلقه های نرم افزاری ، آوازهای تنظیم شده خودکار و نمونه های مجدداً.
آنها به من می گویند که هرگز سوندیم دیگر وجود نخواهد داشت. یا جونی میچل. یا باب دیلن. یا کول پورتر. یا برایان ویلسون. من تقریباً انتظار دارم که این رستاخیزها در یک نمایش تحریک آمیز "Old Time Rock and Roll" ، دقیقاً مانند تام کروز در زیرپوش های خود قرار بگیرند.
فقط آن سوابق قدیمی را از قفسه بردارید
من خودم می نشینم و به آنها گوش می دهم ...
من می توانم ناامیدی از دوستداران موسیقی را درک کنم که از آهنگ های اصلی فعلی رضایت ندارند ، اگرچه آنها سعی می کنند و سعی می کنند. من همچنین از عدم تخیل در بسیاری از بازدیدهای مدرن ابراز تاسف می کنم. اما من با حکم بزرگتر دوستان بومر مخالفم. من هر روز به موسیقی دو تا سه ساعت موسیقی جدید گوش می دهم ، و می دانم که بسیاری از نوازندگان جوان استثنایی در آنجا هستند که سعی در ساختن آن دارند. وجود دارند. اما صنعت موسیقی توانایی خود را در کشف و پرورش استعدادهای خود از دست داده است.

Bigwigs صنعت موسیقی بهانه های زیادی برای ناتوانی در کشف و ترویج کافی هنرمندان جدید جدید دارد. ترس از دادخواستهای حق چاپ باعث شده است که بسیاری از افراد در این صنعت از ترس از گوش دادن به ضبط های نمایشی ناخواسته ترس داشته باشند. اگر امروز یک نسخه ی نمایشی را می شنوید ، ممکن است به دلیل سرقت ملودی آن - یا شاید فقط شیار ریتمیک آن - از پنج سال از این پس شکایت کنید. سعی کنید یک نسخه ی نمایشی را به یک برچسب یا تهیه کننده ارسال کنید و تماشای بازگرداندن آن را باز کنید.
افرادی که معیشت آنها به کشف استعدادهای جدید موسیقی بستگی دارد ، در صورتی که کار خود را جدی بگیرند ، با خطرات قانونی روبرو هستند. این تنها یکی از نتایج مضر بودن بیش از حد اعتماد به نفس صنعت موسیقی در مورد وکلا و دادخواست است ، رویکردی که آنها یک بار امیدوار بودند که همه مشکلات خود را درمان می کند ، اما اکنون آسیب بیشتری می گذارد. همه به جز شرکای شرکت های سرگرمی ، که از میوه های فراوان همه این دعاوی و تهدیدهای قانونی لذت می برند ، در این محیط مذهبی رنج می برند.
مشکل عمیق تر از نگرانی های حق چاپ است. افرادی که صنعت موسیقی را اداره می کنند اعتماد به نفس در موسیقی جدید را از دست داده اند. آنها آن را به طور علنی اعتراف نمی کنند - این مانند کاهنان مشتری و آپولو در روم باستان اعتراف می کند که خدایان آنها مرده اند. حتی اگر آنها بدانند که این درست است ، عناوین شغلی آنها اجازه چنین اعتراف فروتنانه و فرومایه را نمی دهد. با این حال این دقیقاً همان چیزی است که اتفاق می افتد. مغول ها ایمان خود را به قدرت رستگاری و تغییر زندگی موسیقی جدید از دست داده اند. چقدر ناراحت است؟البته ، تصمیم گیرندگان باید وانمود کنند که هنوز به آینده تجارت خود اعتقاد دارند و می خواهند استعداد انقلابی بعدی را کشف کنند. اما این چیزی نیست که آنها واقعاً فکر می کنند. اقدامات آنها بسیار بلندتر از سخنان خالی آنها صحبت می کند.
در حقیقت ، هیچ چیز برای مدیران موسیقی کمتر از یک نوع موسیقی کاملاً رادیکال جالب نیست. چه کسی می تواند آنها را به خاطر این احساس سرزنش کند؟ایستگاه های رادیویی فقط ترانه هایی را پخش می کنند که متناسب با فرمول های غالب ، که در دهه ها تغییر زیادی نکرده اند. الگوریتم هایی که بخش اعظم موسیقی جدید ما را نشان می دهند حتی بدتر هستند. الگوریتم های موسیقی به گونه ای طراحی شده اند که حلقه های بازخورد هستند و اطمینان حاصل می کنند که آهنگ های جدید تبلیغ شده تقریباً با آهنگ های قدیمی مورد علاقه شما یکسان هستند. هر چیزی که واقعاً قالب را بشکند ، تقریباً به عنوان یک قاعده از نظر محروم است. این در واقع نحوه طراحی سیستم فعلی برای کار است.
حتی ژانرهای موسیقی مشهور به لرزش جهان-روکش یا جاز یا هیپ هاپ-همان ذهنیت صنعت مرده را فاش کنید. من جاز را دوست دارم ، اما بسیاری از ایستگاه های رادیویی روی آن ژانر ترانه هایی تمرکز کردند که تقریباً مشابه آنچه که 10 یا 20 سال پیش به نمایش درآوردند ، به نظر می رسند. در بسیاری از موارد ، آنها در واقع همان آهنگ ها هستند.
این وضعیت اجتناب ناپذیر نیست. بسیاری از نوازندگان در سراسر جهان - به ویژه در لس آنجلس و لندن - گفتگوی جسورانه ای بین جاز و سایر سبک های معاصر انجام می دهند. آنها حتی جاز را به عنوان موسیقی رقص باز می گردانند. اما آهنگ هایی که آنها منتشر می کنند به نظر می رسد خطرناک متفاوت از جاز قدیمی تر است و به همین دلیل از بسیاری از ایستگاه های رادیویی به همین دلیل مستثنی هستند. جسارت بسیار خوبی که آنها آینده را در آغوش می گیرند به دلیلی تبدیل می شود که توسط دروازه بان ها رد می شوند.
یک رکورد کشور برای پخش در اکثر ایستگاه های رادیویی یا لیست های پخش کشور باید یک روش خاص به نظر برسد و صدای آن دی جی ها و الگوریتم ها به دنبال تاریخ بازگشت به قرن قبل هستند. و حتی من را در صنعت موسیقی کلاسیک شروع نکنید ، که برای جلوگیری از نمایش خلاقیت نسل فعلی بسیار سخت است. ما در دوره ای شگفت انگیز از ترکیب کلاسیک زندگی می کنیم ، با یک مشکل کوچک: مؤسسات کنترل ژانر را نمی خواهند شما آن را بشنوید.
مشکل کمبود موسیقی خوب جدید نیست. این یک شکست نهادی در کشف و پرورش آن است.
من مدتها پیش ، وقتی برای شرکت های عظیم Fortune 500 مشورت کردم ، خطر احتیاط بیش از حد را یاد گرفتم. بزرگترین مشکلی که من با آن روبرو شدم - تقریباً توسط هر شرکتی بزرگ که من تجزیه و تحلیل کردم - سرمایه گذاری زیادی از وقت و هزینه خود را برای دفاع از روش های قدیمی انجام کار انجام داد ، نه اینکه ساخت و سازهای جدید. ما حتی یک ابزار اختصاصی برای تعیین کمیت این جابجایی از منابعی داشتیم که اشتباهات را در دلار و سنت های دقیق بیان می کرد.
مدیریت ارشد از شنیدن این موضوع متنفر بود و همیشه اصرار داشت که دفاع از واحدهای تجاری قدیمی امن ترین شرط آنها بود. بعد از اینکه دوباره و دوباره با این طرز فکر تعبیه شده روبرو شدم و عواقب آن را دیدم ، به نتیجه گیری دردناک رسیدم که امن ترین مسیر معمولاً خطرناک ترین است. اگر شما یک استراتژی - چه در تجارت و چه در زندگی شخصی خود - دنبال کنید که از همه خطر جلوگیری می کند ، ممکن است در کوتاه مدت شکوفا شوید ، اما در دراز مدت دست و پنجه نرم می کنید. این همان چیزی است که اکنون در تجارت موسیقی اتفاق می افتد.
با این وجود ، من از پذیرش اینكه ما در بعضی از بازی های شدید هستیم ، امتناع می كنم و شاهد مرگ موسیقی جدید هستیم. و من این را می گویم ، زیرا می دانم مردم چقدر به نظر می رسند که تازه و هیجان انگیز و متفاوت به نظر می رسد. اگر آنها آن را از یک برچسب رکورد اصلی یا لیست پخش الگوریتم محور پیدا نکنند ، آن را در جایی دیگر پیدا می کنند. امروزه ترانه ها می توانند ویروسی شوند بدون اینکه صنعت سرگرمی حتی متوجه آن شود تا اینکه قبلاً اتفاق افتاده است. اینگونه خواهد بود که این داستان به پایان می رسد: نه با حاشیه نشینی موسیقی جدید ، بلکه با چیزی رادیکال که از مکانی غیر منتظره بیرون می آید.
بن بستهای ظاهری گذشته به همین ترتیب دور زده شد. اعدام های شرکت موسیقی در سال 1955 هیچ تصوری نداشت که راک و رول به زودی همه چیز را در مسیر خود دور می کنند. هنگامی که الویس فرهنگ را به دست گرفت - از فقیرترین ایالت آمریکا ، می سی سی پی کم - آنها از هر کسی شوکه تر بودند. این اتفاق دوباره در دهه بعد با ورود حمله انگلیس از کم لیورپول (دوباره ، یک مکان طبقه کارگر ، بدون توجه به صنعت سرگرمی) اتفاق افتاد. و این اتفاق دوباره رخ داد كه هیپ هاپ ، یك جنبش واقعی مردمی كه لعنتی را به این نتیجه نرسید كه چگونه مدیرعامل های نزدیک به ذهن سونی یا یونیورسال بازار را مشاهده می كنند ، از برانكس و جنوب مرکزی و سایر محلات فقیر ظاهر شدند.
اگر وقت داشتیم ، من در مورد چگونگی همیشه همین اتفاق همیشه به شما می گفتم. Troubadours قرن یازدهم ، ساپو ، خوانندگان متن ترانه یونان باستان و مجریان صنعتگر پادشاهی میانه در مصر باستان ، فرهنگ های خود را به روشی مشابه تغییر دادند. انقلابهای موسیقی از پایین به بالا و نه از بالا به پایین. مدیر عاملان آخرین نفری هستند که می دانند. این همان چیزی است که به من آرامش می دهد. موسیقی جدید همیشه در کمترین مکان مورد انتظار بوجود می آید ، و هنگامی که کارگزاران قدرت حتی توجه نمی کنند. دوباره اتفاق خواهد افتادمطمئناً نیاز دارد. تصمیم گیرندگان کنترل موسسات موسیقی ما موضوع را از دست داده اند. ما خوش شانس هستیم که موسیقی برای کشتن آنها بسیار قدرتمند است.
به دلیل خطای ویرایش ، این مقاله در ابتدا اظهار داشت که اریک ساتی از ورود "موسیقی مبلمان" هشدار داده است. ساتی با ایده موسیقی مبلمان مخالفت نکرد. او به سادگی در حال اعلام ورود آن بود.
این داستان از پستی در زیر مجموعه تد گیویا ، کارگزار صادقانه اقتباس شده است. وقتی در این صفحه کتابی با استفاده از پیوندی خریداری می کنید ، ما یک کمیسیون دریافت می کنیم. با تشکر از شما برای حمایت از اقیانوس اطلس.
فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : لیما اصغرپورسازونی بازدید : 37 تاريخ : دوشنبه 5 تير 1402 ساعت: 11:47