نگرانی در مورد تغییرات در سطح قیمت ها همواره بر بحث های اقتصادی غالب بوده است. با توجه به اینکه میانگین تورم در ایالات متحده از سال 1990 به طور کلی تنها بین 2 تا 3 درصد در هر سال است، ممکن است تعجب آور به نظر برسد که رفتار سطح قیمت هنوز چقدر مورد توجه است. با این حال، تورم در سال 2004 زمانی که ترس از افزایش قیمت نفت می تواند باعث افزایش قیمت ها در مناطق دیگر شود، نگران کننده بود. درست در سال قبل، زمانی که تورم به زیر 2 درصد رسید، صحبت از خطر کاهش تورم شد. این اتفاق نیفتاد. افزایش قیمت ها ادامه یافتتورم در نیمه اول سال 2008 به میزان قابل توجهی افزایش یافت و نگرانی ها در مورد افزایش بیشتر بعدی افزایش یافت. و سال 2010 نگرانی جدیدی از کاهش تورم احتمالی به همراه داشت. تورم و تورم چیست؟چگونه اندازه گیری می شوند؟و مهمتر از همه، چرا ما اهمیت می دهیم؟اینها برخی از سوالاتی است که در این بخش بررسی خواهیم کرد.
تورم افزایش در سطح متوسط قیمت ها. افزایش در سطح متوسط قیمت ها و کاهش تورم کاهش در سطح متوسط قیمت ها است. کاهش در سطح متوسط قیمت ها است. در اقتصادي كه تورم را تجربه مي كند، بيشتر قيمت ها احتمالاً افزايش مي يابند، در حالي كه در اقتصادي كه دچار كاهش تورم مي شود، بيشتر قيمت ها احتمالاً كاهش مي يابند.
در این تعاریف دو نکته کلیدی وجود دارد:
- تورم و کاهش تورم به تغییرات در سطح متوسط قیمت ها اشاره دارد، نه تغییرات در قیمت های خاص. افزایش هزینه های پزشکی تورم نیست. کاهش قیمت بنزین کاهش قیمت نیست. تورم یعنی سطح متوسط قیمت ها در حال افزایش است و تورم به معنای کاهش سطح متوسط قیمت ها است.
- تورم و تورم به ترتیب به افزایش قیمت ها و کاهش قیمت ها اشاره دارند. بنابراین، آنها هیچ ارتباطی با سطح قیمت ها در هر زمان ندارند. قیمت های «بالا» به معنای وجود تورم نیست، همچنین قیمت های «پایین» به معنای کاهش تورم نیست. تورم به معنای نرخ مثبت تغییر در میانگین قیمت ها و کاهش تورم به معنای نرخ منفی تغییر در میانگین قیمت ها است.
چرا ما اهمیت می دهیم؟
اگر میانگین سطح قیمت ها تغییر کند چه فرقی می کند؟ابتدا تاثیر تورم را در نظر بگیرید.
تورم به عنوان نرخ سالانه افزایش در سطح متوسط قیمت ها اندازه گیری می شود. شکل 20. 3 "تورم ، 1960-2011" نشان می دهد که تورم بی ثبات در ایالات متحده طی چهار دهه گذشته چگونه بوده است. در دهه 1960 میزان تورم افزایش یافت و در دهه 1970 به طرز چشمگیری بدتر شد. نرخ تورم در دهه 1980 کاهش یافت و در دهه 1990 به کاهش رو به پایین ادامه داد. در اوایل دهه 2000 همچنان کم بود ، در سال 2007 شروع به شتاب کرد و از آن زمان تاکنون کم است.
شکل 20. 3 تورم ، 1960-2011

نرخ تورم ایالات متحده ، به عنوان نرخ سالانه تغییر در سطح متوسط قیمت های پرداخت شده توسط مصرف کنندگان ، اندازه گیری قابل توجهی در دوره 1960-1960 است.
منبع: دفتر آمار کار ، کلیه مصرف کنندگان شهری CPI-U ، 1982-84 = 100 ، دسامبر-دس. نرخ تورم.
این که آیا تورم را یک چیز "خوب" یا یک چیز "بد" می داند ، به وضعیت اقتصادی شخص بستگی دارد. اگر وام گیرنده هستید ، تورم غیر منتظره چیز خوبی است - ارزش پولی را که باید بازپرداخت کنید کاهش می دهد. اگر وام دهنده هستید ، این یک چیز بد است زیرا ارزش پرداخت های آینده را که دریافت خواهید کرد ، کاهش می دهد. هرچه وضعیت شخص خاصی باشد ، تورم همیشه تأثیرات زیر را بر اقتصاد ایجاد می کند: ارزش پول را کاهش می دهد و ارزش تعهدات پولی آینده را کاهش می دهد. همچنین می تواند عدم اطمینان در مورد آینده ایجاد کند.
فرض کنید که شما به تازگی صورتحساب 10 دلاری را که در سال 1990 از آن دور شده اید پیدا کرده اید. از آن زمان قیمت ها حدود 50 ٪ افزایش یافته است. پول شما کمتر از آنچه که هنگام کنار گذاشتن آن خریداری می کنید خریداری می کند. بنابراین پول شما ارزش خود را از دست داده است.
وقتی قدرت خرید آن سقوط می کند ، پول ارزش خود را از دست می دهد. از آنجا که تورم افزایش سطح قیمت ها است ، میزان کالاها و خدمات یک مبلغ معین پول می تواند با تورم کاهش یابد.
درست همانطور که تورم ارزش پول را کاهش می دهد ، ارزش مطالبات آینده را روی پول کاهش می دهد. فرض کنید شما 100 دلار از یک دوست وام گرفته اید و موافقت کرده اید که آن را در یک سال پرداخت کنید. اما در طول سال ، قیمت ها دو برابر می شوند. این بدان معناست که وقتی پول را پس می دهید ، فقط نیمی از آن را که می توانست خریداری کند هنگام وام گرفتن آن خریداری می کند. این برای شما خوب است اما برای شخصی که به شما پول قرض داده است ، سخت است. البته ، اگر شما و دوستتان چنین تورم سریع را پیش بینی کرده اید ، ممکن است موافقت کرده باشید که مبلغ بیشتری را برای تنظیم آن بازپرداخت کنید. هنگامی که مردم تورم را پیش بینی می کنند ، می توانند عواقب آن را در تعیین تعهدات آینده تنظیم کنند. اما تورم غیرقابل پیش بینی به وام گیرندگان کمک می کند و به وام دهندگان آسیب می رساند.
تأثیر تورم بر مطالبات آینده می تواند به ویژه برای افرادی که باید با درآمد ثابت زندگی کنند ، یعنی بر درآمد که از طریق برخی از ترتیبات قراردادی از پیش تعیین شده است و با شرایط اقتصادی تغییر نمی کند ، باشد. به عنوان مثال ، یک سالیانه به طور معمول جریان ثابت پرداخت پول را فراهم می کند. حقوق بازنشستگی گاهی اوقات درآمد ثابت ایجاد می کند. تورم ارزش چنین پرداختی را از بین می برد.
با توجه به خطر ناشی از تورم برای افراد درآمدهای ثابت ، بسیاری از برنامه های بازنشستگی پرداخت های فهرست بندی شده را ارائه می دهند. پرداخت شاخصی مبلغی است که مبلغ دلار آن با نرخ تغییر در سطح قیمت تغییر می کند. اگر پرداخت با همان نرخ با نرخ تغییر در سطح قیمت تغییر کند ، قدرت خرید پرداخت ثابت است. به عنوان مثال ، پرداخت های تأمین اجتماعی برای حفظ قدرت خرید خود فهرست بندی می شوند.
از آنجا که تورم قدرت خرید پول را کاهش می دهد ، تهدید تورم آینده می تواند باعث شود مردم تمایلی به وام برای مدت طولانی نداشته باشند. از دیدگاه وام دهنده ، خطر تعهد طولانی مدت وجوه این است که تورم آینده ارزش مبلغی را که در نهایت بازپرداخت می شود ، از بین می برد. وام دهندگان تمایلی به انجام چنین تعهداتی ندارند.
عدم اطمینان را می توان به ویژه در کشورهایی که تورم بسیار زیاد تهدیدی است ، بیان کرد. بیش از حد تورم نرخ تورم بیش از 200 ٪ در سال. به طور کلی به عنوان نرخ تورم بیش از 200 ٪ در سال تعریف می شود. همیشه در اثر چاپ سریع پول ایجاد می شود. چندین کشور قسمتهای بیش از حد توفندگی را تحمل کرده اند. بدترین مورد در مجارستان بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم ، هنگامی که سطح قیمت مجارستان هر روز سه برابر می شد. دومین مورد مهمتر از بیش از حد متعلق به زیمبابوه است که اولین کشوری است که در قرن بیست و یکم بیش از حد خونریزی را تجربه کرده است. شاخص قیمت زیمبابوه روزانه دو برابر می شد: یک نان نان که در فوریه 2008 200،000 دلار زیمبابوه هزینه داشت ، تا ماه آگوست 1. 6 تریلیون دلار زیمبابوه هزینه داشت."تورم زیمبابوه با 11،200،000 ٪ برخورد می کند ،" CNN. com ، 19 اوت 2008 ، در http://edition. cnn. com/2008/business/08/19/zimbabwe. inflation/index. html موجود است. نرخ تورم سالانه در نوامبر همان سال به 89. 7 درصد درصد رسیده است. استیو H. Hanke ، "R. I. P. دلار زیمبابوه ، "موسسه کاتو ، 3 مه 2010 ، در http://www. cato. org/zimbabwe موجود است.(به احتمال زیاد شما اخیراً در Sextillions حساب نکرده اید ، 89. 7 Sextillion معادل 897 و به دنبال آن 20 صفر است.) دو ماه بعد ، سرانجام زیمبابوه از چاپ پول خودداری کرد و دلار زیمبابوه را از گردش خارج کرد. اکنون مبادله با استفاده از دلار آمریکا یا رند آفریقای جنوبی انجام شده است - و دوره بیش از حد خونریزی زیمبابوه به پایان رسیده است.
آیا مشکلات مرتبط با تورم حاکی از آن است که کاهش قیمت چیز خوبی خواهد بود؟پاسخ ساده است: نه. مانند تورم ، تورم ارزش پول و ارزش تعهدات آینده را تغییر می دهد. همچنین عدم اطمینان در مورد آینده ایجاد می کند.
در صورت کاهش تورم ، ارزش واقعی یک مبلغ معین پول افزایش می یابد. به عبارت دیگر ، اگر از سال 2000 توقیف شده بود ، یک لایحه 10 دلاری که در سال 2000 از بین رفته بودید ، امروز کالاها و خدمات بیشتری خریداری می کنید. این خوب به نظر می رسد ، اما آیا باید 10 دلار ارزش کالا و خدمات بخرید که در صورت ادامه تورم ، قادر به خرید حتی بیشتر برای 10 دلار در آینده باشید؟هنگامی که ژاپن در اواخر دهه 1990 و اوایل دهه 2000 ، تورم را تجربه کرد ، به نظر می رسید مصرف کنندگان ژاپنی دقیقاً همین کار را انجام می دهند - منتظر دیدن اینکه آیا قیمت ها بیشتر می شود یا خیر. آنها برای هر نفر کمتر هزینه می کردند و همانطور که در طول مطالعه اقتصاد کلان خواهیم دید ، مصرف کمتر اغلب به معنای تولید کمتر ، شغل کمتر و چشم انداز رکود مکرر بود.
و اگر مجبور بودید از 10 دلار برای بازپرداخت بدهی بدهی خود استفاده کنید ، قدرت خرید پول شما بالاتر از زمانی است که پول را وام گرفته اید. وام دهنده احساس خوبی می کند که بتواند با 10 دلار بیشتر از آنچه که می توانستید بخرید ، اما احساس می کنید معامله خام را بدست آورده اید.
تورم غیرقابل پیش بینی به وام گیرندگان آسیب می رساند و به وام دهندگان کمک می کند. اگر طرفین پیش بینی کاهش قیمت را داشته باشند ، می توان توافق نامه وام را منعکس کرد تا تغییرات مورد انتظار در سطح قیمت را منعکس کند.
تهدید به تورم می تواند باعث شود مردم برای مدت طولانی به وام گرفتن علاقه نداشته باشند. وام گیرندگان تمایلی به ورود به قراردادهای بلند مدت ندارند زیرا می ترسند کاهش ارزش پولی را که باید در آینده بازپرداخت کنند ، افزایش دهد. در چنین محیطی ، بنگاهها ممکن است تمایلی به وام برای ساخت کارخانه های جدید نداشته باشند. این امر به این دلیل است که آنها می ترسند که قیمت هایی که می توانند بازده خود را بفروشند کاهش می یابد و بازپرداخت وام های آنها را برای آنها دشوار می کند.
در ایالات متحده در سوم دوم قرن نوزدهم در ایالات متحده رایج بود. در قرن بیستم ، دوره ای از تورم بعد از جنگ جهانی اول و دوباره در دوران رکود بزرگ در دهه 1930 رخ داد.
شاخص های قیمت
چگونه می توانیم تورم و تورم (یعنی تغییر در سطح قیمت) را اندازه گیری کنیم؟تغییر سطح قیمت به عنوان درصد تغییر در سطح قیمت ها اندازه گیری می شود. اما چگونه می توانیم سطح قیمت را پیدا کنیم؟
اقتصاددانان سطح قیمت را با شاخص قیمت اندازه گیری می کنند. شاخص قیمت عددی که حرکت آن منعکس کننده حرکت در سطح متوسط قیمت ها است. عددی است که حرکت آن منعکس کننده حرکت در سطح متوسط قیمت ها است. اگر شاخص قیمت 10 ٪ افزایش یابد ، این بدان معنی است که میانگین قیمت قیمت ها 10 ٪ افزایش یافته است.
چهار مرحله وجود دارد که باید در محاسبه یک شاخص قیمت انجام شود:
- انواع و مقادیر کالا و خدمات را که در فهرست گنجانده شده انتخاب کنید. لیستی از این کالاها و خدمات و مقادیر هر یک "سبد بازار" برای این شاخص است.
- تعیین کنید که خرید کالاها و خدمات در سبد بازار در برخی از دوره ها که دوره پایه این شاخص است ، هزینه می کند. یک دوره پایه در دوره زمانی که هزینه های سبد بازار در دوره های دیگر در محاسبه شاخص قیمت مقایسه می شود. یک دوره زمانی است که در آن هزینه های سبد بازار در دوره های دیگر در محاسبه شاخص قیمت مقایسه می شود. بیشتر اوقات ، دوره پایه برای یک شاخص یک سال است. به عنوان مثال ، اگر یک شاخص قیمت دارای دوره پایه 1990 باشد ، هزینه های سبد در دوره های دیگر با هزینه سبد در سال 1990 مقایسه می شود. با این حال ، ما با یک شاخص روبرو خواهیم شد ، با این حال ، دوره پایه آن بیش از سه سال است.
- هزینه سبد بازار را در دوره فعلی محاسبه کنید.
- شاخص قیمت را محاسبه کنید. این برابر با هزینه فعلی تقسیم شده با هزینه دوره پایه سبد بازار است.
شاخص قیمت = هزینه فعلی سبد / هزینه دوره پایه سبد
(در حالی که شاخص های قیمت منتشر شده به طور معمول با این تعداد ضرب شده توسط 100 گزارش می شوند ، کار ما با شاخص ها با حذف این مرحله ساده می شود.)
فرض کنید که ما می خواهیم یک شاخص قیمت را برای طرفداران فیلم محاسبه کنیم و بررسی تماشاگران فیلم به ما می گوید که یک فن معمولی 4 فیلم را روی DVD اجاره می کند و هر ماه 3 فیلم را در سینماها می بیند. در تئاتر ، این بیننده یک نوشابه متوسط و یک جعبه پاپ کورن متوسط را مصرف می کند. بنابراین سبد بازار ما ممکن است شامل 4 اجاره DVD ، 3 پذیرش فیلم ، 3 نوشابه متوسط و 3 وعده متوسط پاپ کورن باشد.
قدم بعدی ما در محاسبه شاخص قیمت فیلم تعیین هزینه سبد بازار است. فرض کنید ما در سال 2011 تئاترهای فیلم و فروشگاه های اجاره دی وی دی مورد بررسی قرار دادیم تا میانگین قیمت این موارد را تعیین کنیم و مقادیر ذکر شده در جدول 20. 1 "قیمت گذاری یک سبد بازار" را پیدا کردیم. با این قیمت ها ، کل هزینه ماهانه سبد بازار فیلم ما در سال 2011 48 دلار بود. حال فرض کنید که در سال 2012 قیمت پذیرش فیلم و اجاره دی وی دی افزایش می یابد ، قیمت های آبشار نرم در فیلم های پاییز و قیمت های پاپ کورن بدون تغییر باقی می مانند. اثر ترکیبی این تغییرات ، هزینه 2012 سبد را به 50. 88 دلار سوق می دهد.
جدول 20. 1 قیمت یک سبد بازار
| قسمت | مقدار در سبد | قیمت 2011 | هزینه در سبد 2011 | قیمت 2012 | هزینه در سبد سال 2012 |
| اجاره DVD | 4 | 2. 25 دلار | 9. 00 دلار | 2. 97 دلار | 11. 88 دلار |
| پذیرش فیلم | 3 | 7. 75 | 23. 25 | 8. 00 | 24. 00 |
| ذرت بو داده | 3 | 2. 25 | 6. 75 | 2. 25 | 6. 75 |
| نوشیدنی غیر الکلی | 3 | 3. 00 | 9. 00 | 2. 75 | 8. 25 |
| هزینه کل سبد | 2011 | 48. 00 دلار | 2012 | 50. 88 دلار |
برای محاسبه شاخص قیمت ، باید یک سبد بازار را تعریف کنیم و قیمت آن را تعیین کنیم. در این جدول ترکیب سبد بازار فیلم و قیمت های سال 2011 و 2012 قرار دارد. هزینه کل سبد از 48 دلار در سال 2011 به 50. 88 دلار در سال 2012 افزایش می یابد.
با استفاده از داده های موجود در جدول 20. 1 "قیمت گذاری یک سبد بازار" ، می توانیم شاخص های قیمت را برای هر سال محاسبه کنیم. به یاد بیاورید که یک شاخص قیمت نسبت هزینه فعلی سبد به هزینه دوره پایه است. ما می توانیم هر سال را که می خواهیم به عنوان سال پایه انتخاب کنیم. سال 2011 را بگیرید. شاخص قیمت فیلم 2012 (MPI) بدین ترتیب است
MPI 2012 = 50. 88 دلار / 48 دلار = 1. 06
ارزش هر شاخص قیمت در دوره پایه همیشه 1 است. در مورد شاخص قیمت فیلم ما ، شاخص 2011 هزینه فعلی (2011) سبد ، 48 دلار ، تقسیم بر هزینه پایه است ،همین مورد: 48 دلار/48 دلار = 1.
شاخص قیمت مصرف کننده (CPI)
یکی از شاخص های قیمت گسترده در ایالات متحده ، شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) یک شاخص قیمت است که حرکت آن منعکس کننده تغییر در قیمت کالاها و خدمات است که معمولاً توسط مصرف کنندگان خریداری می شود.، شاخص قیمت که حرکت آن منعکس کننده تغییر در قیمت کالاها و خدمات است که به طور معمول توسط مصرف کنندگان خریداری می شود. هنگامی که رسانه نرخ تورم ایالات متحده را گزارش می کند ، تعداد ذکر شده معمولاً نرخ محاسبه شده با استفاده از CPI است. CPI همچنین برای تعیین اینکه آیا درآمد مردم با هزینه های چیزهایی که خریداری می کنند ، استفاده می شود یا خیر. CPI اغلب برای اندازه گیری تغییرات در هزینه زندگی استفاده می شود ، هرچند همانطور که خواهیم دید ، در استفاده از آن برای این منظور مشکلاتی وجود دارد.
سبد بازار CPI شامل هزاران کالا و خدمات است. ترکیب این سبد توسط دفتر آمار کار (BLS) ، آژانس وزارت کار ، بر اساس نظرسنجی های دفتر سرشماری از رفتار خرید خانوار تعیین می شود. نقشه برداران قیمت کالاها و خدمات موجود در سبد را هر ماه در شهرها در سراسر ایالات متحده برای تعیین هزینه فعلی سبد دریافت می کنند. دسته اصلی موارد موجود در CPI غذا و نوشیدنی ، مسکن ، پوشاک ، حمل و نقل ، مراقبت های پزشکی ، تفریح ، آموزش و ارتباطات و سایر کالاها و خدمات است.
هزینه فعلی سبد کالاها و خدمات مصرفی با هزینه پایه پایه همان سبد مقایسه می شود. دوره پایه برای CPI 1982-1984 است. هزینه دوره پایه سبد متوسط هزینه آن در این دوره است. بنابراین CPI هر ماه نشان دهنده نسبت هزینه فعلی سبد تقسیم بر هزینه دوره پایه آن است.
CPI = هزینه فعلی سبد / 1982-1984 هزینه سبد
مانند بسیاری از شاخص های قیمت دیگر ، CPI با یک سبد بازار ثابت محاسبه می شود. ترکیب سبد به طور کلی از یک دوره به دوره دیگر بدون تغییر باقی می ماند. از آنجا که الگوهای خرید تغییر می کنند ، با این حال ، سبد به همین ترتیب به صورت دوره ای تجدید نظر می شود. هرچند دوره پایه هنوز 1982-1984 بود.
قیمت ضمنی قیمت
مقادیر تولید ناخالص داخلی اسمی و واقعی ، که در این فصل توضیح داده شده است ، اطلاعاتی را برای محاسبه گسترده ترین شاخص قیمت موجود در اختیار ما قرار می دهد. قیمت ضمنی قیمت شاخص قیمت برای کلیه کالاها و خدمات نهایی تولید شده ؛این نسبت تولید ناخالص داخلی اسمی به تولید ناخالص داخلی واقعی است.، شاخص قیمت برای کلیه کالاها و خدمات نهایی تولید شده ، نسبت تولید ناخالص داخلی اسمی به تولید ناخالص داخلی واقعی است.
در محاسبه قیمت ضمنی قیمت برای یک دوره خاص ، اقتصاددانان سبد بازار را به سادگی تعریف می کنند: این شامل کلیه کالاها و خدمات نهایی تولید شده در آن دوره است. تولید ناخالص داخلی اسمی هزینه فعلی آن سبد را می دهد. تولید ناخالص داخلی واقعی تولید ناخالص داخلی اسمی را برای تغییر در قیمت ها تنظیم می کند. از این رو کاهش دهنده قیمت ضمنی توسط
قیمت ضمنی قیمت = تولید ناخالص داخلی اسمی / تولید ناخالص داخلی واقعی
به عنوان مثال ، در سال 2011 ، تولید ناخالص داخلی اسمی در ایالات متحده 15،094. 5 میلیارد دلار و تولید ناخالص داخلی واقعی 13،315. 3 میلیارد دلار بود. بنابراین ، کاهش دهنده قیمت ضمنی 1. 134 بود. به دنبال کنوانسیون ضرب امتیازات 100 ، شماره منتشر شده برای کاهش دهنده قیمت ضمنی 113. 4 بود.
در تجزیه و تحلیل ما از تعیین خروجی و سطح قیمت در فصل های بعدی ، ما از کمبود قیمت ضمنی به عنوان اندازه گیری سطح قیمت در اقتصاد استفاده خواهیم کرد.
شاخص قیمت PCE
دفتر تجزیه و تحلیل اقتصادی همچنین اطلاعات شاخص قیمت را برای هر یک از مؤلفه های تولید ناخالص داخلی تولید می کند (یعنی یک شاخص قیمت جداگانه برای قیمت های مصرف کننده ، قیمت برای اجزای مختلف سرمایه گذاری داخلی ناخالص و هزینه های دولت). هزینه مصرف شخصی شاخص قیمت یک شاخص قیمت است که شامل کالاهای بادوام ، کالاهای غیر قابل تحمل و خدمات است و به همراه تخمین قیمت هر مؤلفه از هزینه های مصرف ارائه می شود.، یا شاخص قیمت PCE ، شامل کالاهای بادوام ، کالاهای غیرقابل تحمل و خدمات است و به همراه تخمین قیمت هر مؤلفه هزینه مصرف ارائه می شود. از آنجا که قیمت مواد غذایی و انرژی می تواند بی ثبات باشد ، اندازه گیری قیمت که از مواد غذایی و انرژی مستثنی است ، اغلب به عنوان معیار تورم اساسی یا "هسته" استفاده می شود. توجه داشته باشید که شاخص قیمت PCE با شاخص قیمت مصرف کننده تفاوت دارد ، در درجه اول به این دلیل که شاخص "سبد ثابت" نیست. برای مقایسه اقدامات قیمت ، از جمله مقایسه شاخص قیمت PCE و شاخص قیمت مصرف کننده ، به برایان C. مویر ، "مقایسه اقدامات قیمت - شاخص قیمت CPI و PCE" مراجعه کنید (سخنرانی ، انجمن ملی اقتصاد تجارت ، 2006 واشنگتنکنفرانس سیاست اقتصادی ، 13-14 مارس 2006) ، موجود در http://www. bea. gov/papers/pdf/moyer_nabe. pdf. شاخص قیمت PCE به یک معیار مهم سیاسی از تورم تبدیل شده است زیرا فدرال رزرو (که در فصل های بعدی به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است) از آن به عنوان معیار اصلی سطح قیمت در ایالات متحده استفاده می کند.
محاسبه نرخ تورم یا تورم
نرخ تورم یا کاهش قیمت ، درصد تغییر در شاخص قیمت بین دو دوره است. با توجه به مقادیر شاخص قیمت برای دو دوره ، می توانیم نرخ تورم یا تورم را به عنوان تغییر در شاخص تقسیم شده بر مقدار اولیه شاخص ، به عنوان درصد محاسبه کنیم: درصدی:
نرخ تورم یا تورم = تغییر درصد در شاخص / ارزش اولیه شاخص
برای محاسبه تورم در قیمت فیلم طی دوره 2011-2012 ، به عنوان مثال ، می توانیم معادله 20. 4 را برای شاخص های قیمت که برای آن دو سال محاسبه کردیم به شرح زیر اعمال کنیم:
نرخ تورم فیلم در سال 2012 = (1. 06 - 1. 00) / 1. 00 = 0. 06 = 6 ٪
CPI اغلب برای محاسبه تغییر سطح قیمت برای اقتصاد استفاده می شود. به عنوان مثال ، نرخ تورم در سال 2011 را می توان از سطح قیمت دسامبر 2010 (2. 186) و سطح دسامبر 2011 (2. 263) محاسبه کرد:
نرخ تورم = (2. 263 - 2. 186) / 2. 186 = 0. 035 = 3. 5 ٪
محاسبه مقادیر واقعی با استفاده از شاخص های قیمت
فرض کنید دایی شما کالج را در سال 2001 شروع کرد و غذاهای اتوبوس کار داشت که 5 دلار در هر ساعت پرداخت می کرد. در سال 2011 شما همان کار را داشتید. در هر ساعت 6 دلار پرداخت می کرد. کدام کار بیشتر پرداخت کرده است؟
در نگاه اول ، جواب ساده است: 6 دلار دستمزد بالاتر از 5 دلار است. اما 1 دلار در سال 2001 قدرت خرید بیشتری نسبت به سال 2011 داشت زیرا قیمت ها در سال 2001 نسبت به سال 2011 کمتر بود. برای به دست آوردن مقایسه معتبر از دو دستمزد ، باید از دلار قدرت خرید معادل استفاده کنیم. مقدار بیان شده در واحدهای قدرت خرید مداوم ، یک مقدار واقعی است که در واحدهای قدرت خرید مداوم بیان شده است. بشرارزش بیان شده به دلار از دوره فعلی ، ارزش اسمی را به ارزش بیان شده در دلار دوره فعلی گفته می شود. بشردستمزد 5 دلار در سال 2001 و دستمزد 6 دلار در سال 2011 دستمزد اسمی است.
برای تبدیل مقادیر اسمی به مقادیر واقعی ، ما بر اساس یک شاخص قیمت تقسیم می کنیم. ارزش واقعی برای یک دوره معین ، مقدار اسمی برای آن دوره است که براساس شاخص قیمت برای آن دوره تقسیم می شود. این روش به ما ارزش دلار می دهد که دارای قدرت خرید دوره پایه برای شاخص قیمت مورد استفاده است. به عنوان مثال ، با استفاده از CPI ، مقادیر بیان شده به دلار از قدرت خرید 1982-1984 ، دوره پایه CPI را نشان می دهد. ارزش واقعی یک مقدار اسمی x در زمان t ، xt، با استفاده از شاخص قیمت برای زمان t یافت می شود:
ارزش واقعی x t = x t / شاخص قیمت در زمان t
بگذارید ارزش واقعی دستمزد 6 دلاری را برای غذاهای اتوبوس در سال 2011 در مقابل دستمزد 5 دلاری که در سال 2001 به عموی شما پرداخت شده است محاسبه کنیم. CPI در سال 2001 177. 1 بود. در سال 2011 224. 9 بود. دستمزد واقعی برای دو سال بدین ترتیب بود
دستمزد واقعی در سال 2001 = 5 / 1. 771 $ = 2. 82 $ دستمزد واقعی در سال 2011 = 6 / 2. 249 $ = 2. 67 دلار
با توجه به دستمزد اسمی در مثال ما ، شما در سال 2011 حدود 5 ٪ کمتر از شرایط واقعی درآمد خود را در سال 2001 کسب کرده اید.
شاخص های قیمت مفید هستند. آنها به ما این امکان را می دهند که ببینیم سطح کلی قیمت ها چگونه تغییر کرده است. آنها به ما این امکان را می دهند که نرخ تغییر در قیمت ها را تخمین بزنیم ، که ما به عنوان نرخ تورم یا تورم گزارش می دهیم. و آنها ابزاری برای تبدیل ارزشهای اسمی به ارزشهای واقعی به ما می دهند تا بتوانیم مقایسه بهتری از عملکرد اقتصادی در طول زمان انجام دهیم.
آیا شاخص های قیمت اقدامات دقیقی از تغییرات در سطح قیمت دارند؟
شاخص های قیمت که از سبد های بازار ثابت استفاده می کنند ، احتمالاً به چهار دلیل تورم (و کاهش تورم) را بیش از حد نشان می دهند:
- از آنجا که مؤلفه های سبد بازار ثابت است ، این شاخص پاسخ های مصرف کننده به تغییر قیمت های نسبی را در بر نمی گیرد.
- یک سبد ثابت کالاها و خدمات جدید را مستثنی می کند.
- تغییرات کیفیت ممکن است در محاسبه تغییرات در سطح قیمت کاملاً به حساب نیامده باشد.
- نوع فروشگاهی که در آن مصرف کنندگان برای خرید انتخاب می کنند می توانند بر قیمت هایی که پرداخت می کنند تأثیر بگذارد و شاخص های قیمت منعکس کننده تغییراتی نیست که مصرف کنندگان در محل خرید خود ایجاد کرده اند.
برای دیدن اینکه چگونه این عوامل می تواند منجر به اقدامات نادرست در مورد تغییرات در سطح قیمت شود ، فرض کنید قیمت مرغ افزایش می یابد و قیمت گوشت گاو کاهش می یابد. قانون تقاضا به ما می گوید که مردم با مصرف کمتر مرغ و گوشت گاو پاسخ می دهند. اما اگر از یک سبد بازار ثابت کالا و خدمات در محاسبه شاخص قیمت استفاده کنیم ، ما قادر به انجام این تنظیمات نخواهیم بود. سبد بازار مقادیر مرغ و گوشت گاو مصرف شده را ثابت نگه می دارد. اهمیت در بودجه مصرف کننده با قیمت بالاتر مرغ بیش از حد بیش از حد است ، در حالی که اهمیت قیمت پایین گوشت گاو کم ارزش است. به طور کلی ، یک سبد بازار ثابت اهمیت مواردی را که در قیمت افزایش می یابد ، بیش از حد نشان می دهد و اهمیت کالاهایی را که قیمت آن را کاهش می دهد ، کم می کند. این منبع تعصب به عنوان تعصب جایگزینی گفته می شود.
تعصب محصول جدید ، منبع دوم تعصب در شاخص های قیمت ، به این دلیل اتفاق می افتد که محصولات جدید در سبد بازار که CPI را تشکیل می دهد ، زمان لازم است. پس از تعریف سبد ، کالای خوبی که به بازار معرفی شده است ، البته در آن گنجانده نمی شود. اما یک کالای خوب جدید ، که یک بار با موفقیت معرفی شد ، احتمالاً قیمت آن کاهش می یابد. به عنوان مثال ، هنگامی که VCR ها برای اولین بار معرفی شدند ، آنها به طور کلی بیش از 1000 دلار هزینه دارند. طی چند سال ، یک دستگاه معادل کمتر از 200 دلار هزینه دارد. اما هنگامی که VCR ها معرفی شدند ، CPI مبتنی بر یک سبد بازار بود که در اوایل دهه 1970 تعریف شده بود. هیچ VCR در سبد وجود نداشت ، بنابراین تأثیر این قیمت در حال سقوط در شاخص منعکس نشده است. پخش کننده دی وی دی در طی یک سال از در دسترس بودن آن به CPI معرفی شد.
سوگیری شاخص قیمت سوم ، تعصب تغییر کیفیت ، از بهبود کیفیت کالاها و خدمات ناشی می شود. به عنوان مثال فرض کنید که فورد یک ماشین جدید با ویژگی های ایمنی بهتر و یک سواری نرم تر از مدل قبلی خود معرفی می کند. فرض کنید مدل قدیمی 20،000 دلار هزینه دارد و مدل جدید 24000 دلار هزینه دارد که 20 ٪ قیمت آن افزایش می یابد. آیا اقتصاددانان در دفتر آمار کار (BLS) به سادگی مدل جدید را به عنوان 20 ٪ گرانتر از مدل قدیمی ثبت می کنند؟واضح است که مدل جدید همان محصول مدل قدیمی نیست. اقتصاددانان BLS که با چنین تغییراتی روبرو شده اند ، سعی می کنند کیفیت را تنظیم کنند. به حدی که چنین تنظیماتی تغییر کیفیت را از بین ببرد ، آنها هرگونه افزایش در سطح قیمت را بیش از حد نشان می دهند.
منبع چهارم تعصب ، تعصب خروجی نامیده می شود. خانوارها می توانند با خرید در سوپراستورها یا فروشگاه های خروجی (مانند T. J. Maxx ، Wal-Mart یا فروشگاه های خروجی کارخانه) برخی از تأثیر قیمت ها را کاهش دهند ، هرچند که این بدان معنی است که آنها خدمات مشتری کمتری نسبت به فروشگاه های سنتی یا کوچکتر دارندفروشگاه های خرده فروشی. با این حال ، از آنجا که چنین خریدهایی در سالهای اخیر افزایش یافته است ، باید برای مشتریان آنها ، کاهش قیمت ها برای آنها ارزشمندتر از از دست دادن خدمات باشد. پیش از سال 1998 ، CPI تغییر تعداد خانوارهایی را که در این انواع جدیدتر از فروشگاه ها به موقع خرید می کنند ، به حساب نمی آورد ، اما BLS اکنون بررسی های سه ماهه را انجام می دهد و نمونه خود را بسیار بیشتر از فروشگاه ها به روز می کند. شکل دیگری از این تعصب بوجود می آید زیرا جمع آوری داده های دولت داده های قیمت را در آخر هفته و تعطیلات جمع نمی کنند ، وقتی بسیاری از فروشگاه ها فروش را اجرا می کنند.
اقتصاددانان از نظر میزان این که این تعصبات منجر به عدم دقت در ضبط تغییرات در سطح قیمت می شود ، متفاوت هستند. در اواخر سال 1996 ، مایکل بوسکین ، اقتصاددان در دانشگاه استنفورد ، ریاست هیئت اقتصاددانان منصوب شده توسط کمیته دارایی سنا برای تعیین میزان مشکل در ایالات متحده بود. این پانل گزارش داد که CPI در ایالات متحده با 0. 8 تا 1. 6 درصد در سال تورم بیش از حد است. بهترین تخمین آنها 1. 1 درصد امتیاز بود ، همانطور که در جدول 20. 2 "تخمین تعصب در شاخص قیمت مصرف کننده" نشان داده شده است. از آن زمان ، دفتر آمار کار برای اصلاح این منابع تعصب بسیاری از تغییرات ایجاد کرده است و از آگوست 2002 یک شاخص قیمت مصرف کننده جدید به نام شاخص قیمت مصرف کننده زنجیره ای برای همه مصرف کنندگان شهری (C-CPU-U) گزارش کرده است کهتلاش برای ارائه تقریب نزدیکتر به شاخص "هزینه زندگی" با استفاده از داده های هزینه ای که منعکس کننده جایگزینی است که مصرف کنندگان در پاسخ به تغییرات در قیمت های نسبی در دسته های کالاها انجام می دهند. رابرت کیج ، جان گرینلز ، و پاتریک جکمن ، "معرفی شاخص قیمت مصرف کننده زنجیر" (مقاله ، هفتمین نشست کارگروه بین المللی در شاخص های قیمت ، پاریس ، فرانسه ، مه 2003) ، که در http: //stats. bls موجود است. GOV/CPI/Superlink. htm. با این حال ، یک مطالعه در سال 2006 توسط رابرت گوردون ، استاد دانشگاه شمال غربی غربی و عضو کمیسیون اصلی Boskin 1996 ، تخمین می زند که کل تعصب هنوز حدود 0. 8 درصد در سال است ، همانطور که در جدول 20. 2 "تخمین های تعصب در آن نشان داده شده است. شاخص قیمت مصرف کننده ".
جدول 20. 2 تخمین تعصب در شاخص قیمت مصرف کننده
| منابع تعصب | برآورد 1997 | برآورد 2006 |
| تعویض | 0.4 | 0.4 |
| محصولات جدید و تغییر کیفیت | 0.6 | 0.3 |
| تغییر به رسانه های جدید | 0.1 | 0.1 |
| جمع | 1.1 | 0.8 |
| دامنه قابل قبول | 0. 8-1. 6 | — |
کمیسیون Boskin گزارش داد که CPI به دلیل تعصبات نشان داده شده ، میزان تورم را با 0. 8 تا 1. 6 درصد افزایش می دهد ، با برآورد بهترین حدس 1. 1. یک مطالعه در سال 2006 توسط رابرت گوردون تخمین می زند که این تعصب کاهش یافته اما هنوز حدود 0. 8 درصد است.
منبع: رابرت جی گوردون ، "گزارش کمیسیون Boskin: یک دهه گذشته نگر" (مقاله ملی تحقیقات اقتصادی 12311 ، ژوئن 2006) ، موجود در http://www. nber. org/papers/w12311.
این یافته های تعصب رو به بالا از اهمیت عملی عظیمی برخوردار است. با تورم سالانه زیر 2 ٪ در سه سال از 10 سال گذشته و میانگین 2. 7 ٪ در طی 10 سال ، این بدان معنی است که ایالات متحده تقریباً یک دهه به دستیابی به ثبات قیمت نزدیک شده است.
تا آنجا که محاسبه شاخص های قیمت بیش از حد نرخ تورم را نشان می دهد ، بنابراین استفاده از شاخص های قیمت برای اصلاح مقادیر اسمی منجر به عدم موفقیت درآمدهای واقعی می شود. به عنوان مثال ، متوسط درآمد ساعتی اسمی کارگران تولید ایالات متحده در سال 1998 13. 01 دلار و در سال 2007 17. 42 دلار بوده است. تعدیل تورم با اندازه گیری CPI ، متوسط درآمد ساعتی واقعی در سال 1998 7. 98 دلار و 8. 40 دلار در سال 2007 بود ، نشان می دهد که دستمزدهای واقعی حدود 5. 3 ٪ افزایش یافته استدوره. اگر تورم در سال 0. 8 ٪ بیش از حد در کل دوره ، همانطور که در مورد به روزرسانی گوردون از بهترین برآورد کمیسیون Boskin پیشنهاد شده است ، پس از آن ، با تعدیل این بیش از حد ، دستمزدهای واقعی باید برای سال 1998 7. 98 دلار گزارش شده و 9. 01 دلار برای سال 2007 گزارش شده است. از نزدیک به 13 ٪
همچنین ، از آنجا که CPI به عنوان پایه ای برای محاسبه پرداخت دولت ایالات متحده برای برنامه هایی مانند تأمین اجتماعی و تنظیم براکت های مالیاتی استفاده می شود ، این شاخص قیمت بر تراز بودجه دولت ، تفاوت بین درآمد دولت و هزینه های دولت تأثیر می گذارد. دفتر بودجه کنگره تخمین زده است که تصحیح تعصبات موجود در این شاخص ، 2 میلیارد دلار درآمد را افزایش می دهد و در سال 1997 4 میلیارد دلار هزینه کاهش می یابد. تا سال 2007 ، در صورت حذف تعصب ، بودجه دولت ایالات متحده 140 میلیارد دلار اضافی نیز می توانست داشته باشد.
غذای اصلی
- تورم افزایش در سطح متوسط قیمت ها است و کاهش در سطح متوسط قیمت ها کاهش می یابد. نرخ تورم یا کاهش قیمت ، درصد تغییر در شاخص قیمت است.
- شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) پرکاربردترین شاخص قیمت در ایالات متحده است.
- مقادیر اسمی را می توان با تقسیم بر روی شاخص قیمت به مقادیر واقعی تبدیل کرد.
- تورم و تورم بر ارزش واقعی پول ، تعهدات آینده در پول و درآمد ثابت تأثیر می گذارد. تورم و تورم غیرقابل پیش بینی باعث عدم اطمینان در مورد آینده می شود.
- اقتصاددانان به طور کلی موافق هستند که CPI و سایر شاخص های قیمت که از سبد های ثابت کالاها و خدمات استفاده می کنند ، تغییرات سطح قیمت را به طور دقیق اندازه گیری نمی کنند. تعصب شامل تعصب تعویض ، تعصب محصول جدید ، تعصب تغییر کیفیت و تعصب خروجی است.
امتحانش کن!
فرض کنید تولید ناخالص داخلی اسمی در سال 2003 10 تریلیون دلار و 11 تریلیون دلار در سال 2004 است و این که قیمت ضمنی از 1. 063 در سال 2003 به 1. 091 در سال 2004 رسیده است. تولید ناخالص داخلی واقعی در سال 2003 و 2004 را محاسبه کنید. سنج ، نرخ تورم در طول دوره چقدر بود؟
مورد در مورد: مرا به بازی توپ ببرید ...

براساس گزارش تیم بازاریابی تیم ، یک خبرنامه مستقر در شیکاگو ، هزینه سفر به بازی قدیمی توپ در سال 2011 2 ٪ افزایش یافت. این گزارش برآورد خود را بر روی شاخص قیمت فن خود قرار می دهد ، که سبد بازار آن شامل چهار بلیط متوسط بزرگسالان ، دو آبجو کوچک پیش نویس ، چهار نوشابه کوچک ، چهار سگ داغ به اندازه معمولی ، پارکینگ برای یک ماشین ، دو برنامه بازی و دو نفر استکمترین کلاه های بیس بال قابل تنظیم با اندازه بزرگسالان. متوسط قیمت سبد بازار در سال 2011 197. 35 دلار بود.
بازاریابی تیم هزینه سبد را برای 30 تیم Major League Baseball تالیف می کند. طبق این تدوین ، بوستون رد سوکس گرانترین تیم برای تماشای سال 2011 بود. Arizona Diamondbacks ارزان ترین بود. جدول هزینه سبد بازار شاخص قیمت فن برای سال 2011 را نشان می دهد.
منبع: گزارش بازاریابی تیم ، "شاخص هزینه طرفداران TMR لیگ برتر بیس بال 2011" ، موجود در http://www. teammarketing. com.
| تیم | هزینه سبد | تیم | هزینه سبد |
| بوستون Red Sox | 339. 01 دلار | بالتیمور اوریولز | 174. 10 دلار |
| یانکی های نیویورک | 338. 32 دلار | سرخپوستان کلیولند | 170. 96 دلار |
| کابین های شیکاگو | 305. 60 دلار | فلوریدا مارلین | 170. 24 دلار |
| شیکاگو وایت سوکس | 258. 68 دلار | آتلانتا براوز | 169. 02 دلار |
| نیویورک متس | 241. 74 دلار | سینسیناتی قرمزها | 162. 24 دلار |
| فیلادلفیا فیلیز | 240. 66 دلار | کلرادو راکی ها | 161. 00 دلار |
| لس آنجلس داجرز | 226. 36 دلار | آبجوهای میلواکی | 160. 40 دلار |
| سنت لوئیس کاردینالز | 223. 18 دلار | کانزاس سیتی رویالز | 159. 80 دلار |
| هیوستون آستروس | 221. 36 دلار | تگزاس رنجرز | 159. 40 دلار |
| دوقلوهای مینسوتا | 213. 16 دلار | Tampa Bay Rays | 139. 68 دلار |
| تورنتو آبی جیز | 212. 68 دلار | فرشتگان لس آنجلس | 129. 50 دلار |
| غول های سانفرانسیسکو | 208. 15 دلار | دزدان دریایی پیتسبورگ | 127. 71 دلار |
| ببرهای دیترویت | 207. 28 دلار | سن دیگو پادرس | 125. 81 دلار |
| اتباع واشنگتن | 196. 34 دلار | Arizona Diamondbacks | 120. 96 دلار |
| سیاتل مارینرز | 183. 59 دلار |
| دو و میدانی اوکلند | 178. 09 دلار | میانگین MLB | 197. 35 دلار |
جواب آن را امتحان کنید! مسئله
تنظیم مجدد معادله 20. 3 ، تولید ناخالص داخلی واقعی = تولید ناخالص داخلی اسمی/ضمنی قیمت. از این رو،
تولید ناخالص داخلی واقعی در سال 2003 = 10 تریلیون دلار/1. 063 = 9. 4 تریلیون دلار. تولید ناخالص داخلی واقعی در سال 2004 = 11 تریلیون دلار/1. 091 = 10. 1 تریلیون دلار.
بنابراین ، در این اقتصاد از نظر واقعی ، تولید ناخالص داخلی 0. 7 تریلیون دلار رشد کرده است.
برای یافتن نرخ تورم ، ما به معادله 20. 4 اشاره می کنیم و محاسبه می کنیم:
نرخ تورم در سال 2004 = (1. 091 - 1. 063) /1. 063 = 0. 026 = 2. 6 ٪
بنابراین ، سطح قیمت بین سالهای 2003 و 2004 2. 6 ٪ افزایش یافت.
فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : لیما اصغرپورسازونی
بازدید : 42
تاريخ : دوشنبه
2 مرداد
1402 ساعت: 12:54