پرونده هسته ای ایران: توصیه هایی برای آینده

ساخت وبلاگ

چندین رویداد اخیر ، داخلی و بین المللی رخ داده است که احتمالاً در شکل یک برنامه هسته ای آینده در ایران تأثیر خواهد گذاشت. اول ، در 12 مارس 2009 ، پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل (روسیه ، چین ، فرانسه ، انگلستان و ایالات متحده) به همراه آلمان (P5+1) بیانیه مشترکی را در مورد پرونده هسته ای ایران منتشر کردندبا تأکید مجدد وحدت هدف خود و حمایت شدید از نقش اساسی آژانس بین المللی انرژی اتمی (AIEA) در ایجاد اعتماد به نفس به ماهیت منحصر به فرد صلح آمیز برنامه هسته ای ایران. 1 P5+1 ادعا كرد كه آنها کاملاً متعهد به راه حل جامع دیپلماتیک از جمله از طریق گفتگوی مستقیم هستند و از ایران خواستند كه از این فرصت استفاده كند تا با آنها درگیر شود. 2

دوم ، انتخابات ریاست جمهوری ایران در 12 ژوئن 2009 برگزار شد و جنجال قابل توجهی را به خود جلب کرد. فعلی ، محمود احمدی نژاد ، رسماً برنده اعلام شد ، اما نامزدهای مخالف ، میر حسین موسوی ، محسن رضه و مهدی کاروبی ، در ابتدا از پذیرش نتایج خودداری کردند. اکبر هاشمی رافسانجانی ، جانباز انقلاب اسلامی و رئیس مجمع قدرتمند متخصصان ، تبریک های خود را به احمدی نژاد ارسال نکرد. تظاهرات گسترده در ایران پس از انتخابات رخ داده است. تعداد کمی از ناظران اظهار داشتند که ، زیرا سیاست خارجی ایران به رهبر عالی آیت الله علی خمنی متصل است ، بدون در نظر گرفتن رئیس جمهور ، هیچ تغییری در سیاست ها و فعالیت های هسته ای ایران ایجاد نمی شود. با این وجود ، به نظر می رسد که اوضاع برای سیاست های ایران پس از انتخابات به دلیل فشارهای داخلی و خارجی جدید تغییر کرده است.

سوم ، در 11 ژوئیه 2009 ، وزیر امور خارجه ایران ، Manouchehr Mottaki ، گفت که ایران در حال تهیه بسته جدیدی از موضوعات سیاسی ، امنیتی و بین المللی است که به غرب می رود. و در 17 ژوئیه 2009 ، رئیس جمهور احمدی نژاد فرستاده سابق ایران را به آژانس بین المللی انرژی هسته ای ، علی اکبر صالحی ، معاون جدید رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران (AEOI) معرفی کرد. 3 صالبی جایگزین گلامم رضا آقاضه شد ، که پس از 12 سال از برگزاری این پست استعفا داد. صالبی از سال 1997 تا 2005 به عنوان سفیر ایران در آژانس بین المللی انرژی هسته ای خدمت کرد.

این تحولات اخیر مستلزم تجدید نظر در جهت فعالیت های هسته ای ایران است. انتخابات ایران این کار را بسیار سخت تر کرده است ، اما عزم برای یافتن راه هایی برای ایجاد اعتماد و ایجاد یک روند دیپلماتیک قوی هرگز بیشتر نبوده است.

انرژی هسته ای دارای دو جنبه است. هنگامی که برای اهداف مسالمت آمیز مانند تولید برق ، خدمات پزشکی ، کشاورزی و صنعت استفاده می شود ، می تواند در بهبود کیفیت زندگی نقش داشته باشد. با این حال ، همچنین می تواند برای اهداف نظامی یا جنایی مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین ، هم فرصت های عالی و هم خطرات بزرگی وجود دارد. دو مورد از بزرگترین فرصت ها ناشی از کمک های انرژی هسته ای می تواند برای امنیت انرژی و چالش های زیست محیطی ایجاد شود.

امنیت انرژی . انرژی هسته ای می تواند نگرانی های مربوط به امنیت تأمین انرژی را کاهش دهد. با رشد اقتصاد ، تقاضای انرژی نیز افزایش می یابد. در مناطقی مانند آسیا و خاورمیانه ، برنامه ها و ابراز علاقه به انرژی هسته ای در حال افزایش است. انتظار این که انرژی هسته ای شکاف بین تقاضای انرژی و عرضه را پر کند بسیار زیاد شده است.

یک بررسی عینی از حقایق ، نیاز ایران را به منابع جایگزین انرژی از جمله هسته ای روشن می کند. طبق مطالعه آکادمی ملی علوم ایالات متحده ، "رشد تقاضای انرژی ایران از رشد عرضه آن فراتر رفته است" ، و بنابراین ، "صادرات نفت ایران کاهش می یابد" ، یا حتی "می تواند ظرف 12 تا 19 سال به صفر برسد."4 این مطالعه اذعان می کند که نیاز ایران به انرژی هسته ای "واقعی است ، زیرا ایران به درآمد حاصل از صادرات نفت برای بیشتر درآمدها متکی است و در صورت کاهش صادرات می تواند از نظر سیاسی آسیب پذیر شود."این گزارش می افزاید: "راکتورهای هسته ای ، قدرت تولید شده توسط نفت را جایگزین می کنند ، بنابراین ، نفت را برای صادرات آزاد می کند."در حقیقت ، برنامه های فعلی ایران برای تولید 20،000 مگاوات (MW) برق هسته ای تا سال 2020 ممکن است 190 میلیون بشکه نفت خام هر سال یا نزدیک به 14 میلیارد دلار سالانه نجات دهد. 5

چالش های زیست محیطی. همچنین انتظار می رود انرژی هسته ای به تلاشهای جهانی و ملی برای مقابله با گرم شدن کره زمین کمک کند ، زیرا انتشار دی اکسید کربن از هسته ای بسیار کوچکتر از منابع منابع سوخت فسیلی است. در مقایسه با منابع اصلی انرژی ، از جمله سایر گزینه های سوخت غیر فسیلی ، انرژی هسته ای یکی از مؤثرترین منابع انرژی برای کاهش انتشار CO2 است. 6

گذشته از کمک های مورد انتظار در امنیت انرژی و چالش های زیست محیطی ، دلیل منطقی برای ارتقاء انرژی هسته ای در ایران باید اقتصاد ، انرژی و استقلال فنی و سیاست نظامی/امنیت ملی را در نظر بگیرد.

1. برنامه هسته ای مدنی ایران منطقی اقتصادی آشکار دارد زیرا ایران نیاز به ایجاد درآمد از فروش سوخت های فسیلی دارد.

2. اصرار ایران برای کنترل فرایند غنی سازی خود ، نتیجه منطقی تنوع و سیاست امنیت انرژی آن است ، علاوه بر هدف خود برای ایجاد استقلال فنی. این هدف به خودی خود کاملاً در محدوده پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT) است.

3. همانطور که در ارزیابی های خدمات اطلاعاتی ایالات متحده و ارزیابی مشترک ایالات متحده و روسیه TRACK-2 مشخص شده است ، 7 تصمیم ایران برای پیگیری یک برنامه هسته ای نظامی مبهم است. تصمیمی مبنی بر اینکه آیا ایران اورانیوم بسیار غنی شده (HEU) تولید خواهد کرد ، هنوز اتخاذ نشده است ، و هنوز تصمیمی در مورد جعل برنامه هسته ای وجود ندارد. برنامه موشکی در مقایسه با برنامه هسته ای در سطح متفاوتی قرار دارد. این گزارش نتیجه گرفته است که در حال حاضر هیچ موشک بالستیک با برد متوسط (IRBM) یا موشک بالستیک بین قاره ای (ICBM) از ایران وجود ندارد ، و چنین تهدیدی ، حتی اگر ظهور کند ، قریب الوقوع نیست. 8

دلیل منطقی برای ارتقاء انرژی هسته ای مبتنی بر درک ایران از سؤالات مربوط به حقوق و سؤالات امنیت است. ایران معتقد است که هر ملت مطابق با مفاد منع گسترش سلاح های هسته ای و حفاظت در اساسنامه NPT و آژانس آژانس ، از "حق غیرقابل انکار" برای بهره مندی از مزایای استفاده مسالمت آمیز از انرژی هسته ای برخوردار است. بسیاری از مفسران بین المللی بر این باورند که این حق غیرقابل انکار نباید بدون برنامه های شفاف و قابل قبول برای برنامه های کاملاً صلح آمیز ، امکان دستیابی به مواد و فناوری حساس هسته ای را فراهم کند. در نتیجه ، دولت و مردم ایران به این باور رسیده اند که علی رغم بیان آمادگی ایران برای تضمین "سه SS" ، حق دسترسی به فناوری مسالمت آمیز هسته ای را محروم می کنند: ایمنی از امکانات و عملکرد آن. امنیت امکانات و مواد ؛و حراست

در حالی که ایران انتظار دارد انرژی هسته ای نقش فزاینده ای در بهبود زندگی ایران داشته باشد ، انرژی هسته ای همچنین چالش های جدی امنیتی را برای منافع ملی ایران ایجاد می کند. این امر به ویژه با توجه به افزایش تهدیدهای تکثیر هسته ای ناشی از انحراف برنامه های مسالمت آمیز هسته ای به استفاده نظامی ، با خروج از معاهدات و توافق های بین المللی منع گسترش سلاح های بین المللی ، و با سرقت یا تجارت غیرقانونی مواد هسته ای توسط بازیگران غیر دولتی صادق است. برخی از همسایگان ایران - پاکستان ، افغانستان و عراق و مناطق دریای خلیج خلیج فارس به طور کلی - خطرات خاصی را از نظر تکثیر هسته ای به وجود می آورند. رهبری ایران استانداردهای مضاعف در مورد خشونت هسته ای را رد می کند. آنها احساس می کنند که اصرار دارند که ایران به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل برای برنامه های هسته ای توجه کند ، وقتی توانایی های سلاح های هسته ای اسرائیل با همان وظیفه روبرو نشوند."تعدادی قطعنامه" از آژانس بین المللی انرژی هسته ای و سازمان های دیگر "از اسرائیل خواستار پیوستن به NPT است و از اسرائیل خواست تا تمام امکانات هسته ای خود را تحت بازرسی از آژانس بین المللی انرژی هسته ای قرار دهد ، و بدیهی است که با خلاص شدن از سلاح های هسته ای خود ، به گفته ظاهراًآنها هستند ، "می گوید Gustavo Zlauvinen ، نماینده مدیر کل IAEA در سازمان ملل متحد. 9 Akbar Etemaad ، اولین رئیس AEOI در دوران شاه ، می گوید:

ایالات متحده و متحدانش می ترسند که حتی ایجاد یک توانایی غنی سازی مسالمت آمیز باعث شود ایران به طور پنهانی مواد سلاح را تولید کند ، و استدلال کرده اند که نقض شفافیت و الزامات افشای تهران باید به این معنی باشد که حق خود را برای غنی سازی اورانیوم از دست داده است. اما این استدلال تاکنون مورد استقبال ایالات متحده یا آژانس بین المللی انرژی هسته ای قرار نگرفته است ، که گزارش می دهد هیچ مدرکی مبنی بر اینکه ایران به طور فعال در ساخت سلاح های هسته ای کار می کند ، وجود ندارد. 10

در واقع، بر اساس فقه اسلامی، توسعه و استفاده از سلاح هایی که تأثیر بی رویه بر جمعیت و محیط زیست داشته باشد، ممنوع است. رهبر جمهوری اسلامی حکمی دینی علیه سلاح های کشتار جمعی (WMDS) و به طور خاص علیه توسعه، تولید، انباشت و استفاده از سلاح های هسته ای صادر کرده است. 11 از نقطه نظر استراتژیک، رهبران ایران متوجه هستند که سلاح های هسته ای ثبات داخلی یا امنیت خارجی را تامین نمی کنند. سیاستگذاران ایران بر این باورند که توسعه یا در اختیار داشتن سلاح های هسته ای امنیت ایران را تضعیف می کند. حتی این تصور که ایران به دنبال سلاح های هسته ای است، با کاهش نفوذ منطقه ای و افزایش آسیب پذیری های جهانی، بر قدرت ایران تأثیر منفی می گذارد.

ایران برای حفاظت از منافع منطقه ای خود در همسایگی نزدیک به سلاح هسته ای نیاز ندارد. در واقع برای تقویت نفوذ ایران در منطقه، جلب اعتماد همسایگانش برای ایران ضروری بوده است، تلاشی که ناگزیر از چنین تصوراتی رنج خواهد برد. علاوه بر این، با وضعیت فعلی توسعه فناوری و توان نظامی خود، ایران نمی تواند به طور منطقی بر بازدارندگی هسته ای در برابر دشمنان خود در عرصه بین المللی یا در منطقه گسترده تر تکیه کند. شرکت در یک مسابقه تسلیحاتی مارپیچ برای ایجاد و حفظ بازدارندگی هسته ای نیز بسیار پرهزینه خواهد بود و منابع اقتصادی محدود کشور را از بین می برد. 12

سازوکارهای چند ملیتی جدید برای تضمین عرضه سوخت هسته ای، به قیمت های بازار، برای کشورهایی که برنامه های انرژی هسته ای صلح آمیز دارند، باید نقش کلیدی در توسعه انرژی هسته ای داشته باشند. این مکانیسم ها نه تنها تامین سوخت را تضمین می کنند، بلکه عدم اشاعه و اشتراک فرصت های انرژی هسته ای را به صورت چندجانبه ترویج می کنند. 13 منطقه غرب آسیا، از جمله خلیج فارس، به ویژه از بررسی امکان سنجی کنسرسیوم هسته ای بین المللی (INC) برای غنی سازی هسته ای چندجانبه و مدیریت سوخت مصرف شده، تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی و با چندین اپراتور سود خواهد برد. دو گزینه برای حضور ایران در چنین کنسرسیومی وجود دارد:

1. طراحی کنسرسیوم با مشارکت مشترک AEOI و شرکت های اروپایی. یا

2. ایجاد یک سازمان منطقه ای که منجر به ایجاد کنسرسیوم در منطقه غرب آسیا شود ، به نام آژانس انرژی اتمی غرب آسیا (WAAEA). WAAEA یک چرخه سوخت منطقه ای را تنظیم می کند.(اگر این شرکت بتواند ایران را شامل شود یا اینکه موازی با یک چرخه بین المللی سوخت بین المللی تحت نظارت دقیق آژانس بین المللی انرژی هسته ای باشد ، از نظر سیاسی مشخص می شود.)

دشوارترین سؤال این است که آیا در ازای بازگرداندن برنامه های سلاح های هسته ای اولیه ، باید در مناطق بالقوه ناپایدار در مناطق بالقوه ناپایدار تشویق شود. در سال 2005 ، با استفاده از الگوی پیشنهادی کارشناسان IAEA ، ایران پیشنهاد کرد تا امکانات غنی سازی خود را به طرح های منطقه ای یا چند ملیتی تبدیل کند ، که با اجازه دادن به طرفین مربوطه برای شرکت در مالکیت و عملکرد این امکانات ، بیشترین میزان شفافیت را فراهم می کند. با این حال ، هیچ یک از این پیشنهادات ، که از ژانویه 2005 تا اکتبر 2006 توسط ایران ارائه شده است ، توجه معنی داری دریافت نکرد ، در درجه اول به دلیل تمایل ایالات متحده به تولید یک بحران هسته ای به جای جستجوی راه حل. شایان ذکر است که پیشنهاد ایران برای ایجاد کنسرسیوم بین المللی در ابتدا توسط نماینده عالی اتحادیه اروپا برای سیاست های مشترک خارجی و امنیتی خاویر سولانا بسیار امیدوار کننده تلقی شد و منجر به اظهارات عمومی در پی جلسات وی با مذاکره کننده هسته ای ایران شد. در نامه ای در تاریخ 8 مه 2008 ، به دبیرکل سازمان ملل از وزیر امور خارجه ایران ، دولت ایران اظهار داشت که آماده است "ایجاد کنسرسیوم های غنی سازی و تولید سوخت هسته ای را در نقاط مختلف جهان-از جمله در ایران-در نظر بگیرد.. "این نامه همچنین از خلع سلاح هسته ای سخنرانی کرده است.

در سال 2007 ، یک مطالعه توسط جان تامسون و جفری فوردن از MIT نشان داد که می توان اقدامات لازم را برای جلوگیری از سلب مالکیت یک مرکز چند ملیتی توسط دولت ایران انجام داد و احتمال کشف هرگونه تأسیسات غنی سازی پنهان در ایران افزایش می یابد. تأسیسات چند ملیتی. آنها یک تسهیلات غنی سازی چند ملیتی و اداره شده واقع در ایران و با استفاده از سانتریفیوژهای اورانکو یا روسی را پیشنهاد کردند که این امر باعث می شود تا مرکز غنی سازی ملی ایران عمل کند.(الزام برای کارمندان بین المللی باید بخشی از توافق نامه در مکانهایی مانند ایران باشد ، جایی که ملاحظات امنیتی منطقه ای یک عامل است.) تجزیه و تحلیل آنها موانع قانونی ، سازمانی و تکنولوژیکی برای گسترش هسته ای و همچنین موانع ملی سازی را توصیف می کند. 14 در این مدل که آنها را بیان می کنند ، کشورهای مصرف کننده به شدت در مالکیت و مدیریت شرکت می کنند. 15 فوردن و تامسون گزارش دادند كه ایرانی ها كه آنها با آنها صحبت كردند ابراز علاقه كردند كه هند و آفریقای جنوبی را در چنین تسهیلات درگیر كنند.

کارشناسان MIT رویکرد دیگری را پیشنهاد کرده اند که می تواند بن بست را برطرف کند (در صورت مناسب برای دیدار با خطوط پایین همه طرف). 16 یک کارخانه غنی سازی با سرمایه گذاری مشترک می تواند در ایران (دیدار با تمایل ایران برای غنی سازی در خاک آنها) تأسیس شود ، اما با یک کارکنان بین المللی در طول ساعت و با استفاده از سانتریفیوژهای کارآمد اروپایی محصور در "جعبه های سیاه" (جلسهتقاضای غربی مبنی بر اینکه این رویکرد به ایران در فناوری سانتریفیوژ پا نمی دهد ، که می تواند برای استفاده نظامی اعمال شود). ایران این کارخانه را به طور مشترک با کشورهای اروپایی (احتمالاً با روسیه و چین) نیز در اختیار دارد ، و هرگونه تلاش برای تغییر تسهیلات به سلاح ها ، توقیف املاک سایر کشورها را انجام می دهد. کشورها این مرکز را به طور مشترک تحت بازرسی بین المللی مداوم و فشرده مدیریت می کنند. چیدمان جعبه سیاه همان موردی است که برای محافظت از فناوری اختصاصی سانتریفیوژ اروپایی در یک کارخانه هسته ای جدید در ایالات متحده برنامه ریزی شده است. این ترتیب با تعهد بدون حمله ، گفتگوی سیاسی ، مراحل تأیید و متوقف کردن کار غنی سازی خود ایران همراه خواهد بود.

تضمین قابل اعتماد از تأمین سوخت برای مکانیسم های چند جانبه مؤثر مهم است. اطمینان از عرضه برای کشورهای چرخه سوخت غیر هسته ای (به عبارت دیگر ، قرار دادن رویکرد چند جانبه به چرخه سوخت هسته ای در عمل) در شکل گیری و تعبیه هنجارها و عادات منع گسترش سلاح سازی قوی در جامعه بین المللی قابل توجه است.

تحقیقات بیشتر در مورد مشارکت بین المللی در تأسیسات هسته ای ایران در مرکز علوم و امور بین الملل بلفر هاروارد انجام شده است. دانشیار سیاست های عمومی و بازپرس اصلی پروژه مدیریت اتم متیو بون ، نظرات خود را در مورد کمک های احتمالی کارمندان بین المللی یا مالکیت امکانات کلیدی در ایران بیان کرده است. وی به یک کارکنان بین المللی در طول شبانه روز پیشنهاد می کند ، اما شخصی که با ایرانیان کار می کند. او معتقد است که داشتن سانتریفیوژ صفر در ایران بهترین نتیجه برای ایالات متحده و امنیت بین المللی خواهد بود ، اما اصرار بر سانتریفیوژ صفر احتمالاً منجر به توافق نمی شود. 17

در اواخر سال 2006 ، رئیس جمهور احمدی نژاد گفت که در پنج سال (یعنی تا سال 2012) ایران شروع به تولید سوخت هسته ای و فروش آن با 50 درصد تخفیف می کند. این پیشنهاد مشروط به غرب است که برنامه های خود را برای پردازش سوخت هسته ای صرف شده متوقف کرد. ابتکار عمل ایران با اولین آزمایش از آبشار سانتریفیوژ دوم (164 سانتریفیوژ 164 P-1) در مرکز جدایی ایزوتوپ Natanz تقویت شد. بهره وری یک سانتریفیوژ ایرانی حدود سه واحد کار جدایی (SWU) است. ساختمانهای موجود در کارخانه Natanz می توانند تا 54،000 سانتریفیوژ تولید ایران را در خود جای دهند ، و با ظرفیت 14 تا 160،000 تا 160،000 SWU اورانیوم هگزافلوراید برای تولید سوخت هسته ای غیرنظامی. با قیمت فعلی حدود 160 دلار در هر SWU ، فروش کلیه سوخت های تولید شده در کارخانه Natanz در یک سال (با توجه به ظرفیت 150،000 SWU) ، حتی با 50 درصد تخفیف ، 12 میلیون دلار در سال به همراه خواهد داشت. 18 این مبلغ ناچیز برای صادرات نفت ایران است ، اما یک قرارداد موفق به ایران این امکان را می دهد تا اولین قدم را برای ایجاد خود به عنوان ارائه دهنده خدمات چرخه سوخت هسته ای در بازار جهانی برداشته باشد.

تقریباً در همان زمان که ایران این ابتکار عمل را اعلام کرد ، به تهران فرصتی برای میزبانی یک مرکز غنی سازی اورنکو در قلمرو خود داده شد. این تسهیلات موادی را برای یک بانک بین المللی سوخت کنترل شده توسط آژانس بین المللی انرژی هسته ای تولید می کند. همانطور که فوردن و تامسون پیشنهاد کردند ، این تسهیلات را می توان به طور مشترک توسط آژانس بین المللی انرژی هسته ای و سرمایه گذار (Troika و Urenco اروپایی) کنترل کرد. علاوه بر این ، پیشنهاد آنها گزینه استفاده از سانتریفیوژ P-1 ایران و جایگزین کردن آن در آینده با مدل های جدید Urenco (TC-12 یا حتی TC-21) را حذف نکرد. 19 طبق پیشنهاد فوردن و تامسون ، این کارخانه می تواند 3،000 سانتریفیوژ TC-12 را در خود جای دهد ، که مطابق با حجم تولید 120،000 SWU ، به ارزش 56 تا 84 میلیون دلار است. در همین زمان ، تولید 5 میلیون SWU در سال نیاز به نصب 125،000 سانتریفیوژ دارد ، در حالی که هزینه های ساخت این شرکت به 2. 3 تا 2. 4 میلیارد دلار می رسد. نصب 50،000 سانتریفیوژ TC-21 باعث تولید حدود 840 تن اورانیوم غنی شده در سال (با غنی سازی 4 درصد) می شود ، که برای بارگیری 40 راکتور استاندارد 1000 مگاوات ، به طور کامل نیازهای بالقوه ایران برای اورانیوم غنی شده و هنوز هم کافی است. اجازه صادراتبا این حال ، این ابتکار عمل توسط Urenco پذیرفته نشده و دیگر دنبال نشده است. 20

پرونده هسته ای ایران تأثیرات اساسی بر روابط ایران با سایر کشورها دارد. روابط دو جانبه ، چند جانبه ، منطقه ای و بین المللی بین دولت ایران و سایر بازیکنان تحت تأثیر موضع ایران در مورد فناوری هسته ای قرار گرفته است. وزیر امور خارجه ایران ، Manouchehr Mottaki ، پس از هرج و مرج پس از انتخابات ژوئن 2009 ، باید آینده روابط بین الملل ایران را مدیریت کند.

روابط ایران با P5+1 مخلوط شده است. پس از اکتبر 2003 ، ایران برخی از فعالیت های مربوط به غنی سازی خود را ادامه داد ، اما تهران و EU3 (آلمان ، فرانسه و انگلیس) در نوامبر 2004 با توافق تعلیق دقیق تر موافقت کردند. ایران در آگوست 2005 تحت رهبری رئیس جمهور احمدی نژاد ، که دو ماه قبل انتخاب شده بود ، تبدیل اورانیوم را از سر گرفت. در ژانویه 2006 ، ایران اعلام کرد که تحقیق و توسعه را در سانتریفیوژهای خود در Natanz از سر می گیرد. در پاسخ ، هیئت مدیره IAEA در 4 فوریه 2006 قطعنامه ای را تصویب كرد كه این موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد. دو روز بعد ، تهران اعلام کرد که اجرای پروتکل اضافی آژانس بین المللی انرژی هسته ای را که بازرسی های گسترده تر آژانس بین المللی انرژی هسته ای را فراهم می کند ، متوقف می کند. در ژوئن سال 2006 ، P5+1 پیشنهادی را به ایران ارائه داد که انواع انگیزه های مختلف را برای تهران ارائه می داد. این پیشنهاد از دولت خواسته است تا "به نگرانی های برجسته [آژانس بین المللی انرژی هسته ای] بپردازد. بشربشراز طریق همکاری کامل "با تحقیقات مداوم آژانس در مورد برنامه های هسته ای تهران ؛به "تعلیق تمام فعالیتهای مرتبط با غنی سازی و پردازش مجدد" ؛و از سرگیری اجرای پروتکل اضافی آن. 21 این الزامات همچنین در چندین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد گنجانده شده است ، که جدیدترین آنها ، قطعنامه 1803 ، در 3 مارس 2008 به تصویب رسید. این قطعنامه از مدیر کل IEA Elbaradei فراخوانده شد تا ظرف 90 روز گزارش دهد که آیا ایران از این امر پیروی کرده استالزامات شورای امنیت ، افزود: شورا به عدم رعایت ایران با تحریم های اضافی پاسخ خواهد داد. گزارش Elbaradei در 26 مه 2008 ، به شورای امنیت و هیئت مدیره IAEA نشان داد كه تهران با ادامه کار در برنامه غنی سازی اورانیوم و برنامه راکتور آب سنگین ، همچنان از خواسته های این شورا مخالفت می کند. مقامات ایرانی بارها اظهار داشته اند که ایران برنامه غنی سازی خود را به حالت تعلیق در نمی آورد.

نماینده عالی اتحادیه اروپا برای سیاست های مشترک خارجی و امنیتی ، خاویر سولانا در تاریخ 13 ژوئن 2009 به تهران سفر کرد تا نسخه اصلاح شده ای از پیشنهاد ژوئن 2006 را ارائه دهد ، که P5+1 در اوایل ماه مه به توافق رسیده بود. تهران به آژانس بین المللی انرژی اتمی گفته است كه پروتكل اضافی خود را "اگر پرونده هسته ای از شورای امنیت بازگردانده شود" به آژانس اجرا می كند. با این حال ، مشخص نیست که شورا چگونه می تواند این شرایط را برآورده کند. حتی قبل از تأیید یک اصطلاح جدید برای رئیس جمهور احمدی نژاد ، همیشه این احتمال وجود داشت که پاسخ ایران به دعوت های ماهانه برای گفتگو از رئیس جمهور اوباما و شش کشور مذاکره کننده محتاط و سخت باشد. با این وجود ، ایرانیان احتمالاً در بعضی از مواقع به جدول مذاکره باز می گردند. هنگامی که آنها این کار را انجام می دهند به این بستگی دارد که چه زود آشفتگی در تأسیس سیاسی از بین می رود. با توجه به شک و تردید در غرب در مورد نتایج انتخابات ایران ، نارضایتی های دولت تازه ایران اکنون در کنار افراد قدیمی روی میز خواهد بود. با این حال ، بسیار مهم ، این شکایات بعید است که قبل از شروع مذاکرات ، مذاکرات را غرق کنند: مسائل بسیار مهم هستند. هیچ یک از طرفین ، برای آن موضوع ، سیاست بهتری در ذهن ندارند.

روابط سیاسی بین اروپا و ایران متلاشی است زیرا منافع آنها غالباً با هم برخورد می کند ، به یکدیگر اعتماد نمی کنند و امور داخلی خود را بسیار متفاوت اداره می کنند ، همانطور که ریچارد دالتون ، سفیر پیشین انگلیس در تهران گفت. 22 برداشت مهم است. در سال گذشته ، حاکمان ایران گزارش های دلسوزانه رسانه های غربی را از تظاهرات ، به ویژه پس از انتخابات ، به عنوان مداخله ناشی از خصومت تفسیر کرده اند. ادامه مذاکرات چند جانبه و دیپلماسی برای از بین بردن بحران در برنامه هسته ای ایران مورد نیاز است و اروپا باید به شدت درگیر این روند باشد ، حتی اگر طولانی و دشوار باشد.

روابط (یا فقدان آن) بین ایالات متحده و Irran پس از انقلاب اسلامی اغلب گرم نبود ، اما از سال 1996 این رابطه به دلیل قصد ایران برای سرمایه گذاری جدی در فناوری هسته ای بدتر شده است. ایران نگران جنگ های پس از 9/11 ایالات متحده در عراق و افغانستان بود که برای محاصره ایران خدمت می کنند. طبقه بندی آن از ایران به عنوان بخشی از "محور شر" ؛و مارک آن از ایران به عنوان یک دشمن جدید جنگ سرد ، همانطور که در زمان دولت بوش توصیه می شود ، از این رو مانع از سیاست درگیری می شود. در سال 2004 ، ایالات متحده آستانه منع گسترش گسترش خود را از اعتراض به هرگونه تأسیسات هسته ای در ایران به اعتراض به فعالیت های غنی سازی تغییر داد. بسیاری از مفسران در ایران بر این باورند که راه حلی برای خاموش کردن هسته ای ناشی از برقراری روابط مجدد بین واشنگتن و تهران خواهد بود. 23

من فکر می کنم مشکلات اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی ایران ریشه در روندهای فرهنگی و تاریخی دارد که با از سرگیری روابط ، یک شبه برطرف نمی شود. هاردینرها در ایران احساس می کنند که قدرت آمریکا در حال کاهش است و تهران باید در این مقطع از آن استفاده کند. با این حال ، آنها دو سؤال را بدون جواب می گذارند: اول ، آیا قدرت آمریکایی قبل از اینکه به ایران آسیب برساند کاهش می یابد؟دوم ، آیا پایان تسلط آمریکا با ظاهر یک قدرت جدید تک قطبی یا با ایجاد یک سیستم جهانی چند قطبی همزمان خواهد بود؟اگر دومی ، ایران برای یک محیط چند قطبی آماده شود؟

رابطه ایران با روسیه تا حدودی پربارتر بوده است. روسیه یک سرمایه گذاری مشترک روسیه و ایران را پیشنهاد کرده است که به موجب آن سوخت برای راکتورهای ایران به جای ایران در روسیه غنی می شود. این سرمایه گذاری از سانتریفیوژهای روسی استفاده می کند و دانشمندان ایرانی به آنها دسترسی ندارند. ایران در حال حاضر تجربه تأخیر در منابع هسته ای روسیه را تجربه کرده و اصرار دارد که ادامه توسعه سانتریفیوژ خود را که ایالات متحده و برخی از کشورهای اروپایی رد می کنند ، ادامه دهد. پیشنهاد روسیه در صورت همراه با چندین مرحله اضافی می تواند به منافع همه طرف ها خدمت کند. اول ، همه طرف ها باید در مورد سه مرحله توافق کنند تا تضمین کند که سوخت به راکتورهای ایران قطع نمی شود: (1) عمده تأمین کنندگان سوخت هسته ای باید یک کنسرسیوم تجاری تشکیل دهند که در صورت قطع عرضه روسیه تضمین می شود که قدم برداشت تا وارد شود ؛ (2)ایالات متحده ، روسیه و سایر کشورها باید اورانیوم غنی شده را به یک بانک سوخت کنترل شده با آژانس بین المللی انرژی هسته ای کمک کنند ، که قوانین وی در صورت وقفه در عرضه به سوخت نیاز دارد ، مگر اینکه دستور داده نشده باشد که این کار را توسط شورای امنیت انجام ندهد. و (3) ایران و قدرتهای اصلی باید انباشتی از سوخت هسته ای به ارزش سه سال برای نگهداری در ایران (دقیقاً مانند ذخیره نفتی استراتژیک ایالات متحده) ایجاد کنند.

امید به تعامل موفقیت آمیز آینده ایران با این شرکای بین المللی و برنامه های ایران برای پیگیری یک برنامه قدرت هسته ای قوی وجود دارد. من این توصیه های نهایی را در مکانیسم های بین المللی ، داخلی ، دیپلماتیک ، چند جانبه و مناطق فنی ارائه می دهم تا راه های پیش رو به عنوان ایران به دنبال تقویت و گسترش پرونده هسته ای خود باشد.

مسائل بین المللی. یک تجدید نظر جاه طلبانه از معامله بزرگ که 40 سال پیش در NPT مورد اصابت قرار گرفت ، لازم است در دوره جدیدی از همکاری در مورد جلوگیری از گسترش. معامله بزرگ تجدید شده نیاز به ترکیب مراحل دارد که می تواند بلافاصله در کنار دید برای طولانی مدت انجام شود. همچنین باید در کشورهایی که طرف NPT نیستند ، ترسیم شود. به جای عجله به سمت رویارویی ، با تمام خطرات خود ، همه طرف باید ضد پات های تاریخی را کنار بگذارد و راه حل های صرفه جویی در چهره را پیدا کند. ایالات متحده و سایر قدرتهای مهم برای ارائه به طرفداران ایرانی از سازش فرصتی برای موفقیت ، ایالات متحده و سایر قدرتهای بزرگ باید پیشنهادهایی را روی میز بگذارند که به مردم ایران نشان می دهد که محدودیت و انطباق هسته ای ملت خود را در مسیری به سمت صلح و سعادت قرار می دهد. بشر

ماده ششم NPT به طور قانونی موظف است كه دولتهای سلاح های هسته ای در مورد مذاكره با حسن نیت نسبت به خلع سلاح هسته ای مذاكره كنند. در کنفرانس بررسی NPT 2000 ، این ایالت ها موافقت کردند که این پیمان "تعهد غیرقابل انکار" را برای "انجام حذف کل زرادخانه های هسته ای خود" نشان می دهد. 24 این تعهد بخشی جدایی ناپذیر از معامله NPT است و نیاز به جهانی شدن NPT به اندازه کافی قابل تأکید نیست. کشورهای سلاح های هسته ای باید به چشم انداز جهانی عاری از سلاح های هسته ای توصیه کنند و در این راستا قدم های محکم تری بردارند. ایران از مسیری به سمت جهانی عاری از سلاح های هسته ای پشتیبانی می کند.

هر راه حل قابل دوام باید خطوط پایین همه طرف ها را برآورده کند. برای ایران ، این به معنای قابل اعتماد انرژی هسته ای غیرنظامی ، دفاع از حقوق خود تحت NPT ، حفظ غرور و توسعه فناوری و اطمینان از حمله است. برای ایالات متحده و اروپا ، خطوط پایین هیچ سلاح هسته ای در ایران نیست. شکاف گسترده و قابل اثبات بین فعالیت های هسته ای که در ایران ادامه خواهد یافت و توانایی سلاح های هسته ای. و همکاری کامل ایران با تأیید (از جمله حل همه سؤالات در مورد فعالیت های هسته ای گذشته). شکایت دیرینه غرب در مورد سیاست های دیگر ایران ، و شکایات ایران در مورد غرب ، باید مورد توجه قرار گیرد. با این حال ، بعید است که همه این مشکلات را در یک قرارداد هسته ای اولیه حل کنید.

همه شرکت کنندگان (از جمله ایالات متحده) باید به ایران اطمینان دهند که آنها حمله نخواهند کرد و یا تهدید به سرنگونی دولت ایران نخواهند کرد تا زمانی که ایران با توافق هسته ای مطابقت داشته باشد و مرتکب تجاوز یا حمایت مالی نشود. چنین تعهدی مهم برای تغییر برداشت های ایران است که ایران باید گزینه سلاح های هسته ای را حفظ کند. ایران قبلاً پیشنهاد کرده است که پیمان های عدم تجاوز متقابل را با همسایگان خود امضا کند.

مسائل داخلیایرانیان هیچ تمایلی به انزوا بین المللی ندارند و دولت ایران بخشی از جامعه ایران است و باید پاسخگو باشد. عموم مردم مسئله هسته ای را از اهمیت حیاتی نمی دانند. فناوری هسته ای برای میانگین ایرانی کار کمی انجام خواهد داد. این نمی تواند شغل بیشتری برای کشوری ایجاد کند که سالانه به 1 میلیون شغل نیاز داشته باشد. این نمی تواند راندمان مزمن ، بهره وری و اثربخشی اقتصاد و مدیریت را تغییر دهد. و این هیچ کاری برای بهبود روابط تجاری ایران با سایر نقاط جهان انجام نخواهد داد. به نظر نمی رسد بخش اعظم نخبگان سیاسی ایران آماده انجام یک کار پرخطر نیستند که ممکن است وجود دولت اسلامی را به خطر اندازد. ایران در طی 30 سال گذشته در یک منطقه آشفته ، سابقه ای از اقدامات منطقی دارد.

نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ژوئن 2009 و عواقب آن باعث تغییر موضع دولت ایران شده است ، و احتمالاً رئیس جمهور احمدی نژاد احتمالاً مجبور به رویکرد جدیدی است ، به ویژه در مورد پرونده هسته ای. علاوه بر این ، انتخابات ژوئن آنقدر فشارسنجی حمایت از رئیس جمهور احمدی نژاد نبود زیرا این مرحله از تعمیرات اساسی سیستم سیاسی در کل بود. انتصاب علی اکبر صالبی به عنوان رئیس AEOI همچنین پیشرفت مثبتی در جهت سازش بین ایران و سازمان های بین المللی مانند آژانس بین المللی انرژی هسته ای نشان می دهد. انتخاب نماینده ایران در دور بعدی مذاکرات بسیار مهم خواهد بود. بسیاری از توصیه ها برای ایران ظاهر شده است تا صالبی را به جای سعید جلیلی ، دبیر شورای عالی امنیت ملی ، ارسال کند.

در مورد این سؤالات بسیار بحثی در بین روشنفکران ایران وجود دارد. این پیشنهاد مبنی بر اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران ، که 30 سال بدون پیوند با یک ابرقدرت زنده مانده است و در برابر تحریم های مختلف مقاومت کرده است ، در صورتی که تصمیم به پیگیری یک نزدیک شدن داشته باشد ، از این بحث بیرون می آید. امید است که در دور بعدی مذاکرات ایران موافقت کند که اگرچه حق غنی سازی را دارد ، اما فعلاً این کار را انجام نمی دهد ، یا این کار را با استفاده از مکانیسم چند جانبه انجام می دهد. این رویکرد نیازی به ایران ندارد تا هیچ یک از حقوق NPT خود را در زمینه تعقیب هسته ای مسالمت آمیز رد کند. در واقع ، ایران پروتکل اضافی را تصویب می کند ، و به طور فعال برای پاک کردن سؤالات طولانی از آژانس بین المللی انرژی هسته ای ، از جمله داوطلبانه اقدامات فراتر از پروتکل اضافی همکاری می کند. این همکاری همچنین به دانشمندان ایرانی مشارکت در توسعه بین المللی فن آوری های انرژی هسته ای و غیر هسته ای که خطر امنیتی کمی دارند ، می دهد.

مسائل دیپلماتیکایران باید پایان احتمالی انزوا دیپلماتیک توسط ایالات متحده را در نظر بگیرد. علیرغم نقش مهم بازیکنان اروپایی ، نگرانی های امنیتی ایران و نقش منطقه ای آن در خلیج فارس ، خاورمیانه ، منطقه دریای خزر و غرب آسیا به دلیل حضور سیاسی و نظامی آن در منطقه می تواند توسط ایالات متحده در نظر گرفته شود. بشرسرنوشت دولت ایالات متحده مربوط به توسعه امور در عراق ، خاورمیانه ، افغانستان و به طور کلی با ژئوپلیتیک انرژی است. در تمام این زمینه ها ، ایران بازیکن است. بدون درگیری قابل توجه بین ایالات متحده و ایران در چندین زمینه با علاقه مشترک - عراق ، طالبان و افغانستان ، قاچاق مواد مخدر و القاعده - نقطه شروع مذاکرات جامع در نهایت غیرممکن خواهد بود. گفتگوی مستقیم بین ایالات متحده و ایران در مورد امنیت در عراق ، افغانستان و خلیج فارس و همچنین توانایی ایران در ایفای نقش حتی سازنده تری در ثبات منطقه ای ، صحنه را برای ذوب در روابط ایالات متحده و ایران فراهم می کند.

P5+1 همچنان وسیله نقلیه اصلی جامعه بین المللی خواهد بود و به عنوان محتمل ترین راه برای پایان دادن به اختلافات هسته ای با ایران با راه حل دیپلماتیک خدمت می کند. تعامل تدریجی با ایران معقول ترین فرایند است ، با شروع Solana رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سپس افزودن ایالات متحده و سایر کشورهای P5 1 به مذاکرات. همچنین مهم است که احمدی نژاد این گفتگوها را به عنوان جلب شناخت و توجه بین المللی برای ایران ببیند.

توصیه دیگر برای ارتقاء هماهنگی و همچنین نظارت بر فعالیت های هسته ای ایران از طرف شرکت ها و شرکت هایی است که با همه بخش های توسعه هسته ای کار می کنند. ایران در تلاش است تا پرونده هسته ای خود را عادی کند و یک بخش از این روند شامل تعامل بین شرکت های هسته ای ایران و همتایان آنها در سایر کشورها است.

تحریم ها منطقه دیگری است که نیاز به توجه بیشتر دیپلماتیک دارد. تحریم های محصولات و کالاها ، مانند بنزین ، احتمالاً بیش از دولت به ایرانیان عادی آسیب می رساند. تهدیدهای ایالات متحده به نظر نمی رسد که علیه دولت ایران انجام شود بلکه علیه ایرانیان به طور کلی است.

مکانیسم های چند جانبه. اگر ایران به اهداف اعلام شده خود برسد ، می تواند به نوعی ژاپن غربی آسیا تبدیل شود - یعنی ایالت بدون سلاح هسته ای اما تقریباً در تمام مراحل چرخه سوخت هسته ای. لازم به ذکر است که ژاپن علی رغم قابلیت های علمی و غیر قابل مقایسه با فناوری ، هرگز نتوانست یک مرکز قابل اعتماد را توسعه و تولید کند. نتیجه شکاف بین ظرفیت نصب شده ژاپن 1 میلیون SWU و تولید واقعی آن در حدود 300000 SWU بوده است. با شروع از سال 2010 ، ژاپن قصد دارد تا امکانات غنی سازی خود را با نوع جدیدی از سانتریفیوژ دوباره انجام دهد.

مکانیسم های چند جانبه نباید دارای هسته های هسته ای جدید و دارای وجود باشد. وابستگی متقابل بین المللی در حال حاضر یک واقعیت در زمینه تأمین سوخت هسته ای است و به طور فزاینده ای مهم خواهد بود ، زیرا بیشتر برنامه های چرخه سوخت "ملی" دارای عناصر بین المللی هستند. بنابراین ، برای برخی از کشورها ، به ویژه کشورهایی که برنامه های هسته ای در مقیاس کوچک مانند ایران دارند ، اعتماد به مکانیسم بین المللی به عنوان پشتیبان برای تهیه سوخت از طریق مکانیسم های بازار کارآمدتر خواهد بود. رویکردهای چند جانبه ممکن است یک اقدام جایگزین برای دولت ها برای تهیه سوخت های هسته ای فراهم کند. علاوه بر این ، وابستگی متقابل بین المللی به اطمینان حاصل می کند که برنامه های "ملی" به اهداف نظامی هدایت نمی شوند ، زیرا وابستگی متقابل می تواند به عنوان یک مکانیسم نظارت متقابل عمل کند.

ابتکار عمل ایران برای فروش سوخت می تواند به عنوان ابزاری برای کنترل کنترل غیرمستقیم بر برنامه هسته ای ایران به طور کلی استفاده شود. به عنوان مثال ، در صورت تصمیم سیاسی برای خرید سوخت ایرانی ، به عنوان مثال ، توسط شرکت های اروپایی ، برنامه هسته ای ایران می تواند از سطح سیاسی به سطح تجاری منتقل شود. یک قرارداد با یک شرکت انرژی غربی به ناچار تعهداتی را برای ایران فراهم می کند تا بتوانند آژانس بین المللی انرژی هسته ای را بر ظرفیت های کارخانه خود کنترل کنند.

مسائل فنیایران احساس نیاز به سرمایه گذاری بیشتر در منابع انسانی لازم برای صنایع پیشرفته ، به ویژه علوم هسته ای را احساس می کند. جامعه بین المللی باید برای کمک به ایران این نیاز و همچنین به اشتراک گذاشتن بهترین روش در فعالیت های ایمنی ، امنیت و منع گسترش سلاح های ، کمک های لازم (چه از نظر فنی و چه از نظر مالی) را ارائه دهد. جامعه بین المللی همچنین باید با ایران در ایجاد یک چارچوب نظارتی و ظرفیت های اداری برای پرداخت صحیح ایمنی و مسئولیت همکاری کند.

سرانجام ، انرژی هسته ای وسیله ای مؤثر برای افزایش CO است2انتشار گازهای گلخانه ایبنابراین مکانیسم های مربوطه باید برای پروژه های انرژی هسته ای در دسترس باشد. ایجاد یک مکانیسم سیاسی برای ترکیب سیستماتیک ارتقاء انرژی هسته ای در تلاش برای مقابله با گرم شدن کره زمین و کاهش آلودگی هوا در ایران (جایی که سرانه مصرف انرژی های خارج از کشور دو و نیم برابر بیشتر از میانگین جهان است) جذاب خواهد بود.

نهادهای پایان

فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : لیما اصغرپورسازونی بازدید : 29 تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 13:03