سری I. D. E. A - اطلاعات پذیرش جهل

ساخت وبلاگ

هوش پذیرش جهل: چگونه روشی که ما فکر می کنیم ، اطلاعات را پردازش می کنیم و جهان را حس می کنیم ، هم بزرگترین قدرت انسان ما و هم عمیق ترین نقص انسان است.

عنوان برتر نسخه آنلاین یازدهم ژوئن 2020 از وال استریت ژورنال "سهام به شدت بر سر نگرانی های ویروس سقوط می کند."در نگاه اول ، این کاملاً مناسب به نظر می رسد زیرا به طور خلاصه وقایع بازار را در آن روز توصیف و محاصره می کن د-شاخص S& P 50 0-5. 89 ٪ بسته شد و جهان همچنان از بیماری جهانی ناشی از کرونوویروس رنج می برد. این نوع تیتر غیر طبیعی نیست ؛این یک اتفاق بی نظیر و تقریباً روزانه است.

هر چند وقت یکبار حتی بدون فکر دوم در مورد صحت بیانیه ، چیزی مشابه خوانده ایم؟غریزه ذاتی ما این است که فرضیه صورت خود را بپذیریم ، به خصوص با توجه به اعتبار ما به رسانه های رسانه ای مانند وال استریت ژورنال. اما اگر خودمان را مجبور کنیم از طریق یک فرآیند منطقی که نیاز به حمایت از شواهد تجربی دارد ، به عقب کار کنیم ، آیا ما هنوز هم این عنوان را به عنوان درست می پذیریم؟چگونه روزنامه نگاران که مقاله را می نویسند از این واقعیت می دانند که بازار به دلیل نگرانی های Coronavirus در حال کاهش است؟آیا آنها نظرسنجی آماری از افرادی که آن روز معامله می کردند انجام دادند و این را رایج ترین پاسخ دانستند؟چرا ما اینقدر با زحمت اظهاراتی را که فاقد هرگونه داده تأیید کننده هستند ، می پذیریم که در حقیقت ، تعداد نامحدودی از امکانات وجود دارد که چرا S& P 500 در هر روز معین بالا یا پایین می رود؟

دلیل این قدرت روایت است. ذهن انسان ما روایتی دارد که موضوعات شرایط روزانه ، وقایع تصادفی را بافته می کند و حقایق را در یک داستان علت و معلولی منسجم پذیرفته است که می توانیم به طور مرتب از آن استفاده کنیم ، هضم کنیم و از آن دور شویم. این فرایند ناخودآگاه به ما این امکان را می دهد تا فوراً دنیای اطراف خود را حس کنیم ، و یک نظم منطقی را در بمباران مداوم هرج و مرج که دنیای واقعی است ، ببینیم. این شاید یکی از بزرگترین نقاط قوت تکاملی ما باشد زیرا ، بدون آن ، مغز ما تحت تأثیر هرج و مرج قرار می گیرد و ما احتمالاً زنده نخواهیم ماند (حداقل از نظر ذهنی). در عین حال ، این مکانیسم محافظ می تواند بزرگترین نقص ما باشد زیرا ما را وادار می کند تا احتمال وقایع احتمالی را بیش از حد ارزیابی کنیم ، در حالی که از نظر مادی دست کم گرفتن یا نادیده گرفتن احتمال وقایع بعید است. اما این وقایع کم کار و با تأثیر بالا است که می تواند زندگی ما را به روشهایی تغییر دهد که ما هرگز نتوانستیم آن را بدست آوریم. این قدرت "ناشناخته های ناشناخته" است-رویدادهایی که نمی توانیم پیش بینی کنیم ، انتظار داشته باشیم یا تصور کنیم-که واقعاً روند تاریخ شخصی و جمعی ما را تغییر می دهد.

در این نسخه از I. D. E. A. سریال ، ما بحث می کنیم که چگونه پذیرش جهل و محدودیت های انسانی ما ممکن است باهوش ترین کاری باشد که می توانستیم به عنوان سرمایه گذاران انجام دهیم.

معرفی

انگیزه نوشتن این قطعه آموزشی چند وجهی است اما به عنوان سرمایه گذاران برای فلسفه ما بسیار اساسی است. به عبارت ساده ، می توان آن را به سه عامل جوشانده:

من. صنعت ما ، و آن دسته از افراد مرتبط با مماس ، با به اصطلاح کارشناسان پیش بینی که خود را به عنوان اوراکل با توپ های کریستالی نگه می دارند ، آموک را اجرا می کند. آنها غالباً برای ارائه آخرین پیش بینی های خود در مورد جایی که جهان می رود ، از بین می روند. مدتی ، سابقه آهنگ آنها هرگز به دلیل مهارت یا صحت واقعی آنها ارزیابی نمی شود. ما این مسئله را بسیار دلسرد کننده می دانیم که اینقدر وزن و اعتبار به سخنان آنها اختصاص می یابد زیرا معتقدیم که می تواند برای سرمایه گذار فردی معمولی مخرب باشد. در حالی که سلب مسئولیت همه جانبه "عملکرد گذشته یک شاخص یا ضمانت نتایج آینده نیست" به طور معمول نادیده گرفته می شود.

ii. مشتریان ما و دیگران که با آنها درگیر می شویم اغلب از ما سؤال می کنند ، "بازار امسال چه کاری انجام می دهد؟" یا چیزی مشابه که پیش بینی می کند. پاسخ ساده این است که ما نمی دانیم زیرا هیچ کس نمی داند. پیش بینی با هرگونه اعتقاد یا دقت واقعی غیرممکن است. اما سرگرمی و اعتماد به نفس که پیش بینی ها اغلب با آن انجام می شود می تواند به اندازه خود پیش بینی ها خطرناک باشد. به عنوان سرمایه گذاران ، ما باید با این فرض عمل کنیم که نمی دانیم چه چیزی در پیش است. بنابراین ، ما به یک برنامه بلند مدت مناسب (بر اساس ملاحظات واقعی) می سازیم و می سازیم ، در طول راه خطری که می توانیم ببینیم ، می پذیریم و می شناسیم وقتی تعصبات ما در تصمیم گیری ما در حال گذر است ، تنظیم می کنیم و می فهمیم که این رشته می دهدما بهترین فرصت برای موفقیت هستیم.

iiiسرانجام ، محیط فعلی ما است. با توجه به اینکه جهان توسط یک بیماری همه گیر جهانی روبرو شده است ، ما اکنون در حال زندگی با یک اتفاق کم و با تأثیر بالا هستیم. از زمان نوبت هزاره ، ما 3 تراژدی از این دست را تجربه کرده ایم-حملات تروریستی یازده سپتامبر به ایالات متحده ، رکود بزرگ 2008-2009 و Coronavirus. برای وقایع با احتمال کم ، به نظر می رسد که آنها به طور مکرر اتفاق می افتد. ما فکر کردیم که این قطعه ممکن است بینشی در مورد این موضوع فراهم کند. همانطور که بیان خواهیم کرد ، اعتقاد ما مبنی بر اینکه چنین رویدادهایی بعید یا نادر هستند ، بسیار ناقص است.

ما می خواهیم تأکید کنیم که مفاهیم و ایده هایی که در مورد آنها بحث می کنیم ایده های اصلی خودمان نیستند. از نمونه آغازین عناوین روزنامه ها (طالب ، قو سیاه) تا پایان ، ما به دو مکتب کار انقلابی بسیار متکی هستیم. اولین ، ناسیم نیکلاس طالب و کتاب او "Black Swan". آثار Taleb بر مشکلات ریاضی ، فلسفی و عملی با خطر و احتمال و همچنین بر خصوصیات سیستم هایی که می توانند اختلال را برطرف کنند ، متمرکز است. وی 21 سال را به عنوان معامله گر مشتقات گذراند و پس از بسته شدن 650،000 معاملات گزینه و بررسی 200،000 گزارش ریسک ، شغل خود را در سالهای 2006-2010 تغییر داد تا محقق ، محقق ریاضی و مقاله نویس فلسفی شود. دوم ، تیم دانیل خنمن و آموس تورسکی ، که تحقیقات در مورد تصمیم گیری تحت عدم اطمینان منجر به تدوین شاخه جدیدی از اقتصاد ، تئوری چشم انداز شد. در میان بسیاری از تمجیدهای دیگر ، خنمن در سال 2002 جایزه نوبل علوم اقتصادی را به دلیل کار پیشگام خود که بینش از تحقیقات روانشناختی به علوم اقتصادی را ادغام می کند ، به ویژه در مورد قضاوت و تصمیم گیری تحت عدم اطمینان ، به جایزه نوبل علوم اقتصادی اهدا شد. بخش اعظم این کارها با Amos Tversky به طور مشترک انجام شده است (جوایز نوبل پس از مرگ اعطا نمی شود).

کار تجمعی این دانشمندان به همراه همکارانشان نقش مهمی در شکل گیری فلسفه و روند سرمایه گذاری ما داشته است. با این حال ، مانند هر سرمایه گذار ، برای ادامه رشد ، یادگیری ، تکامل و تطبیق ، ذهن باز لازم است. اما ایده های آنها یک چارچوب صوتی را فراهم می کند که برای ساخت و در آن کار می کند. بنابراین ، ما امیدواریم که مشتریان ما این مباحث را جالب و روشن تر برای اشتراک گذاری بدانند.

اشتباه احمقانه: چگونه اعتماد به نفس کاذب در مدل ها فقط جهل و خطر را افزایش می دهد

ما به عنوان یک جامعه ، ما به طور توجیهی توسعه تکنولوژیکی ، کشف علمی و پیشرفت در آکادمی را جشن می گیریم و تشویق می کنیم. ما این دستاوردها را با پول ، جوایز و شهرت از انواع مختلف پاداش می دهیم. این مشوق ها ذاتاً خوب هستند زیرا می توانند عزم و اشتیاق بی امان را برای تعقیب و گریزهای دشوار و سالها با نتایج اغلب بی ثمر بدانند. در نتیجه ، دوره تاریخ بشر در برخی موارد بهتر تغییر می کند زیرا پیشرفت های یکبار غیرقابل تصور باعث می شود جامعه تولید کننده ، سالم تر ، ایمن تر ، شادتر یا ثروتمندتر باشد.

با این حال ، نحوه استفاده و ادغام این ابزارها در زندگی روزمره ما مهمترین نتایج دنیای واقعی است. به عنوان مثال ، استفاده از انرژی هسته ای می تواند به عنوان یک منبع انرژی پاک تر یا به عنوان مخرب ترین سلاح در تاریخ استفاده شود. مثل همیشه ، زمینه برای ارزیابی صحیح هزینه و مزایا لازم است. بنابراین ، ما باید خودمان را وادار کنیم تا این سؤال را بپرسیم که آیا این مدل های پیشرفته از دنیای ضدعفونی شده تئوری دانشگاهی به فرآیندهای تصمیم گیری خود در اختلال پر هرج و مرج و تصادفی زندگی روزمره ، از مدل های پیشرفته ای از دنیای ضد نظریه دانشگاهی استفاده می کند. کار مربوطه Taleb ، Khaneman و Tversky تصمیم گرفتند همین کار را انجام دهند. آنها دریافتند که انسانها اتومات های منطقی و حداکثر سازنده دنیای نظری نیستند و تلاش برای یافتن نظم به صورت تصادفی با مدلهای نظری یک چیز احمقانه است.

بیایید منحنی زنگ معروف را به عنوان نمونه (از نظر دانشگاهی به عنوان توزیع عادی یا گاوسی) در نظر بگیریم. هرکسی که کلاس آماری در سطح مقدماتی را گرفته است ، با خصوصیات و شکل اصلی آن آشنا خواهد بود. بیشتر (یا انحراف استاندارد بیشتر) که فرد از میانگین (میانگین) دور می شود ، احتمال یافتن چنین وقوع در جمعیت اندازه گیری شده هر زمان کوچکتر می شود. در شرایط خاص ، این یک ابزار آماری قدرتمند است که می تواند برای توصیف یک مجموعه داده یا مشخصه یک جمعیت مورد استفاده قرار گیرد. با این حال ، هنگام سوء استفاده ، احساس اعتماد به نفس و اطمینان را ایجاد می کند که می تواند فاجعه بار باشد.

در قو سیاه ، Taleb یک آزمایش تفکر مصور برای تجسم این مفهوم فراهم می کند ، که می تواند به راحتی توسط هر کسی برای ارزیابی مناسب بودن یک مدل کاربردی مورد استفاده قرار گیرد. در اینجا خلاصه شده است:

طالب از بخش "سفر به میانه رو" می نویسد: "بیایید آزمایش فکر زیر را انجام دهیم. فرض کنید هزار نفر را که به طور تصادفی از جمعیت عمومی انتخاب شده اند دور هم جمع کنید و آنها را در یک استادیوم در کنار یکدیگر بایستید ... [اکنون] سنگین ترین شخصی را تصور کنید که می توانید به آن فکر کنید و او را به آن نمونه اضافه کنید. با فرض اینکه او سه برابر میانگین وزن داشته باشد ، بین چهارصد تا پانصد پوند ، او به ندرت بیش از بخش بسیار کمی از وزن کل جمعیت را نشان می دهد (در این حالت ، حدود نیم درصد.) ... شما حتی می توانید دریافت کنیدپرخاشگرتراگر سنگین ترین انسان از نظر بیولوژیکی ممکن را در کره زمین انتخاب کرده اید (که هنوز هم می توان آن را انسان خوانده بود) ، او بیش از مثلاً 0. 6 درصد از کل ، یک افزایش بسیار ناچیز را نشان نمی دهد (ص 32). "

او با ادامه آزمایش تفکر در بخش "کشور عجیب افراطی" ، او می نویسد "[سپس] با مقایسه ارزش خالص هزار نفری که در ورزشگاه صف آرایی کرده اید ، در نظر بگیرید. ثروتمندترین شخص موجود در کره زمین را به آنها اضافه کنید - می گویند بیل گیتس ، بنیانگذار مایکروسافت. فرض کنید ارزش خالص او نزدیک به 80 میلیارد دلار است - با کل سرمایه دیگران در حدود چند میلیون. او چه مقدار از کل ثروت را نمایندگی می کند؟99. 9 درصد؟[یا] فرض کنید یکی به طور تصادفی هزار نویسنده را انتخاب می کند و تعداد کل کتابهایی را که فروخته اند اضافه می کند. اکنون ، نویسنده پرفروش در جهان ، J. K. رولینگ ، نویسنده کتابهای هری پاتر. فروش کتاب او از کل هزار نویسنده دیگر فراتر خواهد رفت. "

نکته اینجاست که مجموعه داده های اندازه گیری شده برای اعتبار کاربرد یک مدل ضروری است. اگر ما در افراطی هستیم ، نابرابری ها سفارشات بزرگی هستند به گونه ای که تأثیر یک دور از ذهن - مانند بیل گیتس یا J. K. رولینگ - می تواند به طور نامتناسب بر کل تأثیر بگذارد. با این حال ، در میانه رو ، تأثیر یک دورتر نسبت به کل ناچیز است. او خلاصه می کند ، "بنابراین در حالی که وزن ، قد و کالری مصرف از میانه رو است ، ثروت نیست. تقریباً همه مسائل اجتماعی از افراطی است. راه دیگر برای گفتن این است که مقادیر اجتماعی اطلاعاتی هستند ، نه فیزیکی: شما نمی توانید آنها را لمس کنید (ص 33). "انتقاد اصلی طالب از منحنی بل - که او از آن به عنوان "این کلاهبرداری فکری بزرگ" یاد می کند - این است که اغلب به طور نامناسب و غیرقانونی برای مقادیر افراطی مانند بازده بازار ، رشد اقتصادی و وقایع ژئوپلیتیکی اعمال می شود.

اقتصاد مدرن ، امور مالی و سرمایه گذاری بیش از پنج دهه را صرف ترکیب و ایجاد مدلهای ریاضی کرده است که سعی در توضیح یا پیش بینی زمینه های خود دارند. پزشکان دائماً به دنبال ابزارهای نظری از ریاضیات یا علوم هستند تا عدم اطمینان خود را کاهش داده و اعتماد به نفس را القا کنند. در حالی که ممکن است به تأیید تخمین خود از قدرت فکری آنها کمک کند ، اما هیچ مهارت افزایشی در کاهش خطرات واقعی یا پیش بینی آینده نمی افزاید. این منطق ناقص فراگیر است و صرفاً یک ویژگی ناگوار صنعت مالی نیست. یک اصطلاح مشترک که در پزشکی استفاده می شود (و توسط Taleb به عنوان نمونه ای از چنین اعتماد به نفس کاذب) N. E. D. یا "هیچ مدرکی از بیماری" نیست. به عنوان مثال ، بعد از اینکه یک متخصص انکولوژیک یک سری آزمایشات را روی یک بیمار سالم انجام می دهد و تومور یا سلول های سرطانی پیدا نمی کند ، او جشن می گیرد که هیچ مدرکی از بیماری وجود ندارد. با این حال ، آیا بیمار آیا باید این نتیجه را با اطمینان به عنوان تأیید صورتحساب پاک در سلامت خود بپذیرد؟همانطور که طالب به چالش می کشد ، آیا هیچ مدرکی مبنی بر بیماری معادل شواهد بدون بیماری نیست؟در سرمایه گذاری ، مانند پزشکی ، عدم وجود شواهد و مدارک حمایت از وقوع یک واقعه بعید به معنای این نیست که احتمال یا خطر آن صفر است. از آنجا که مدلهای ریاضی بیشتری برای تأمین مالی و اقتصاد سوء استفاده می شوند ، هرچه نقطه کور جمعی بزرگتر می شود و به راحتی می پذیریم که هیچ خطری در خارج از حوزه دید ما قرار ندارد. در نتیجه ، احتمال وقایع بعید که قابل شناسایی باشد ، بسیار دست کم گرفته می شود ، احتمالات وقایع بعید که نمی توانند شناسایی شوند یا از آن استفاده شوند کاملاً نادیده گرفته می شوند ، و جهان به طور معمول از فرکانس چنین وقایع شوکه می شود - یا قوهای سیاه به عنوان talebبه آنها اشاره شده است.

بنابراین ، به نظر می رسد که محتاطانه ترین و منطقی ترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که ضمن جستجوی فرصت های قوهای سیاه مثبت و آماده سازی برای خطرات اجتناب ناپذیر ذاتی برای قوهای سیاه منفی ، واقعیت عدم اطمینان بزرگ را بپذیریم. برای پاراگراف Taleb ، برای یک قو سیاه مثبت ، شما فقط باید یک بار در یک قرن درست باشید تا زندگی خود را برای همیشه تغییر دهید. اما برای یک قو سیاه منفی ، شما فقط باید یک بار در یک قرن اشتباه کنید تا ارزش یک عمر را از بین ببرید.

ذهن ما ترفندهایی را برای ما بازی می کند: چگونه تعصبات تصمیم گیری ما را مختل می کند

پس از ماهها برخورد با یک بیماری همه گیر جهانی و همچنین عوارض انسانی و اقتصادی متعاقب آن ، بدیهی است که ما نتوانسته ایم شدت COVID-19 را به طور دقیق پیش بینی کنیم. در مواقع بحران ، مدل های سنتی تجزیه می شوند و عدم اطمینان باعث می شود افراد به طور غیر منطقی عمل کنند. اثرات چنین گزینه های زیر بهینه می تواند خطرات بیگانگان منفی را از نظر مادی ترکیب کند. تیم دانیل خنمن و آموس تورسکی تصمیم گرفتند که چگونه انسانها تحت چنین عدم اطمینان تصمیم می گیرند و بسیاری از تعصبات ذاتی انسانی را کشف کردند که ما را به سمت مدل های سنتی به وقایع دنیای واقعی سوق می دهد و به طور غیرعقلانی درباره خطر فکر می کنند. توسعه از کار خود (معروف به تئوری چشم انداز) ، زمینه تأمین مالی رفتاری بوجود آمد که از بینش تحقیقات روانشناختی برای درک بهتر رفتار و تصمیم گیری سرمایه گذاران با اطلاعات ناقص استفاده می کند. مسلح با این بینش ها ، امیدواریم که درک بهتری از تعصبات خودمان بدست آوریم و بر تصمیم گیری غالباً مبهم ما در مدیریت نمونه کارها بهبود یابیم.

امور مالی رفتاری ، در هسته اصلی خود ، از اصول منطقی که امور مالی سنتی بر اساس آن پایه گذاری شده است ، مغایرت و جدایی دارد. به همین ترتیب ، عدم اطمینان ، احساسات ، تعصبات و اطلاعات متناقض ممکن است باعث شود که سرمایه گذاران از روشهای منطقی تفکر و رفتار که به نفع خودشان است ، وارد شوند. بنابراین ، قبل از غواصی به اصول مالی رفتاری و تعصب سرمایه گذاران ، ابتدا باید تفاوت های این دو زمینه را تعریف و درک کنیم. امور مالی سنتی به مراتب سفت و سخت تر و نظری تر از امور مالی رفتاری است ، با تکیه بر چندین فرض کلیدی که برای صحت مدل های اقتصادی آن لازم است. فرضیات اصلی: (i) افراد تصمیم گیرندگان ریسک پذیر و منطقی هستند.(ii) آنها هنگام تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری ، تمام اطلاعات موجود را در نظر می گیرند. و (iii) بازارها کاملاً کارآمد هستند به گونه ای که تمام اطلاعات موجود از قبل در بازار قیمت گذاری شده است. در مقابل ، امور مالی رفتاری همه این فرضیات مربوط به امور مالی سنتی را نقض می کند تا آن را در موقعیت های دنیای واقعی کاربرد بیشتری داشته باشد. امور مالی رفتاری باعث می شود که آشفتگی در دنیای واقعی باشد و فرض می کند که افراد ممکن است به طور غیر منطقی عمل کنند ، اطلاعات خاصی را نادیده بگیرند و اشتها را بین ریسک و به دنبال ریسک بسته به وضعیت تغییر دهند. علاوه بر این ، فرض بر این نیست که بازارها کارآمد هستند زیرا سرمایه گذاران تمام اطلاعات موجود لازم برای آگاهی کامل را ندارند. حذف این فرضیات سفت و سخت امکان را برای ادغام ادبیات روانشناختی در تئوری اقتصادی با هدف به دست آوردن دیدگاه واقع بینانه تر از نحوه رفتار سرمایه گذاران فراهم می کند.

در نتیجه ، اقتصاددانان رفتاری چندین تعصب شناختی و عاطفی منحصر به فرد در تصمیم گیری های انسانی پیدا کرده اند که می تواند باعث شود سرمایه گذاران انتخاب های زیر بهینه را انجام دهند. برای کاهش تأثیرات آنها ، اولین قدم به دست آوردن درک بهتر و آگاهی از تعصبات منطقی ما است. از آنجا ، ما می توانیم مجموعه ای از استراتژی های منظم و منظم را در فرآیند مدیریت نمونه کارها اجرا کنیم که ممکن است احتمال ایجاد اشتباهات رایج را کاهش دهد.

تعصب سرمایه گذار

تعصب از دست دادن

یکی از شایع ترین تعصبات در بین سرمایه گذاران ، بیزاری از دست دادن است. ابتدا توسط Kahneman و Tversky1 به رسمیت شناخته شده است ، این مبتنی بر کار آنها در تئوری آینده است - تدوین شده برای توضیح چگونگی انتخاب افراد بین چشم اندازهای مختلف (یا گزینه ها) و چگونگی تخمین احتمال درک هر یک از گزینه ها. تعصب از دست دادن نشان می دهد که ضررها با قدرت بیشتری نسبت به دستاوردها احساس می شوند. به عنوان مثال ، افراد تمایل دارند وقتی 100 دلار از دست بدهند ، برخلاف لذت بردن از کسب 100 دلار ، بیشتر رنج می برند. این نشان می دهد که ابزار سرمایه گذار به همان اندازه متقارن نیست که مدلهای مالی سنتی به ما اعتقاد داشته باشند.

یک نمونه جالب از بیزاری ضرر ، خرید بیمه است. در هنگام خرید بیمه املاک و تلفات ، افراد حاضرند ضررهای ناچیز - در قالب پرداخت حق بیمه - را تجربه کنند تا از احتمال ضرر قابل توجهی محافظت کنند. حتی اگر احتمال ضرر بزرگ بسیار اندک باشد ، گریز شدید مردم به ضرر و زیان آنها را متقاعد می کند که بیمه را خریداری کنند و ضررهای کوچک را قفل کنند.

در یک زمینه نمونه کارها ، یکی از پیامدهای قابل توجه این تعصب ، کاهش عملکرد نمونه کارها است. از آنجا که سرمایه گذاران تمایل به جلوگیری از ضرر دارند ، خیلی زود تمایل زیادی به فروش سرمایه گذاری های برنده دارند و از مزایای کامل نگه داشتن دارایی برتر بهره نمی گیرند. به همین ترتیب ، آنها برای جلوگیری از درد در تحقق ضرر ، از دست دادن سرمایه گذاری برای مدت طولانی استفاده می کنند. با گذشت زمان وال استریت قدیمی ، تا زمانی که موقعیت در واقع فروخته نشود ، ضرر نمی شود. علاوه بر این ، گریزی از دست دادن باعث می شود برخی از سرمایه گذاران به دلیل تمایل به جلوگیری از قفل شدن ضرر ، از راهبردهای برداشت مالیات خودداری کنند ، چه موقع ، این ضرر می تواند از منظر مالیاتی سودمند باشد.

دو مورد از مهمترین راه هایی که سرمایه گذاران می توانند با تعصب از دست دادن از دست دادن مسائل ذاتی را تشخیص و غلبه کنند ، تمرکز بر بلند مدت و ساختن یک تخصیص دارایی استراتژیک کاملاً تعریف شده است. بیشتر مشکلات مرتبط با این تعصب ، نتیجه تفکر کوتاه مدت و عدم تمرکز بر بلند مدت است. حفظ یک رویکرد انضباطی برای سرمایه گذاری ، همراه با اهداف بلند مدت کاملاً تعریف شده به سرمایه گذاران این امکان را می دهد تا در کوتاه مدت از ضرر و زیان جلوگیری کنند.

تعصب تأیید ، تمایل انسان به جستجوی و توجه به اطلاعاتی است که اعتقادات موجود در آنها را تأیید می کند ، در حالی که از اطلاعاتی که اعتقادات آنها را به چالش می کشد ، نادیده می گیرد یا از آن جلوگیری می کند. هنگام ارزیابی یک سرمایه گذاری ، بسیاری از سرمایه گذاران تمام اطلاعات موجود در مورد شایستگی های آن را جستجو نمی کنند ، بلکه در عوض ، حقایق را جستجو می کنند که از تمایل آنها پشتیبانی می کند که این یک سرمایه گذاری خوب/بد است. علاوه بر این ، سرمایه گذاران به طور انتخابی جزئیات سرمایه گذاری را که از موقعیت فعلی خود حمایت می کند ، ضمن نادیده گرفتن مواردی که آن را به چالش می کشد ، به خاطر می آورند. نمونه بارز این نحوه مصرف اخبار و شیوه های رسانه های اجتماعی است. بیشتر افراد تمایل جدی به "پیروی" دیگران در رسانه های اجتماعی دارند که با عقاید و ارزش های یکسان مشترک هستند ، در حالی که از دیگران با دیدگاه های مخالف خودداری می کنند. این می تواند ناراحت کننده و ناراحت کننده باشد که برخی بتوانند افکار متناقض دیگران را در مورد یک موضوع بخوانند. علاوه بر این ، دائماً اخبار ، نظرات یا اطلاعات سایر افراد همفکر ، به فرد اجازه می دهد تا نظرات استاتیک خود را حفظ و تقویت کند ، و یک اتاق اکو از انواع ایجاد می کند. مقاله ای در آمریكای علمی آمریكا می گوید: "ابزارهای تبلیغاتی مفصل كه در بسیاری از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی ساخته شده اند ، اجازه می دهد كه مبارزان ضد اطلاعاتی با استفاده از پیام به افرادی كه از قبل تمایل به اعتقاد آنها دارند ، از تعصب تأیید سوء استفاده كنند. همچنین ، اگر یک کاربر اغلب از یک منبع خبری خاص روی پیوندهای فیس بوک کلیک کند ، فیس بوک تمایل دارد آن شخص را بیشتر از محتوای آن سایت نشان دهد. این اثر به اصطلاح "حباب فیلتر" ممکن است مردم را از دیدگاه های متنوع جدا کند و تعصب تأیید را تقویت کند. "2

متأسفانه ، برای افراد نادر است که به دنبال اطلاعات متناقض که مخالف عقاید آنها هستند ، جستجو کنند.

سه پیامدهای برجسته در ارتباط با تعصب تأیید وجود دارد که باعث می شود سرمایه گذاران تصمیمات زیر بهینه بگیرند. اول ، سرمایه گذاران فقط با در نظر گرفتن اطلاعات مثبت در مورد یک سرمایه گذاری موجود ، در دام قرار می گیرند و از هرگونه اطلاعات منفی چشم پوشی می کنند. این یک دیدگاه ذهنی و غیرواقعی از دارایی های خاص را ایجاد می کند ، به ویژه هنگامی که یک دلبستگی عاطفی وجود دارد. به عنوان مثال ، یک سرمایه گذار موقعیتی بزرگ و متمرکز را در سهام کارفرمای سابق خود حفظ می کند زیرا آنها به این شرکت اعتقاد دارند و از چشم انداز آینده خود بیش از حد برخوردار هستند. در نتیجه ، می توان به راحتی با اخبار منفی کور شد زیرا آنها از توجه به اطلاعات آشکار که با نظر آنها مغایرت دارد ، امتناع ورزیدند.

جنبه مثبت تعصب تأیید این است که کاهش اثرات آن نسبتاً ساده است. اگرچه ممکن است برای برخی از افراد ناراحت کننده باشد ، به دنبال اطلاعاتی که نظرات موجود آنها را در مورد برخی از سرمایه گذاری ها به چالش می کشد ، ابزاری بسیار مفید است. خوشبختانه ، عقاید مختلف در سراسر وال استریت همه جا و در دسترس است ، بدون توجه به کلاس سرمایه گذاری یا دارایی. اگر در یک سرمایه گذاری صعودی هستید ، تحقیقات Bearish را بخوانید تا دیدگاه عینی تری داشته باشید. فکر کردن و اعتبار دادن به هر دو طرف در جایی که ضمانت داشته باشد ، مفید است. سپس ، به صورت عینی و غیرقانونی ، تصمیم آگاهانه تری بگیرید.

شکاک باشید ، به نظر خودتان خیلی اعتماد به نفس نکنید و به اطلاعاتی که ممکن است اعتقادات موجود شما را اشتباه نشان دهد ، شکار کنید.

با وجود اینکه به راحتی می توانیم به آن طعمه بزنیم ، تعصب بیش از حد یک مفهوم نسبتاً مستقیم به جلو برای شناسایی است. بیشتر افراد نسبت به توانایی خود در تصمیم گیری بهینه بیش از حد اطمینان دارند. اغلب اوقات ، ما یک اعتقاد غیرواقعی به خودمان داریم و دانش و توانایی خود را بیش از حد ارزیابی می کنیم. این به نوبه خود منجر به احساس کاذب کنترل بر سرمایه گذاری های ما می شود. دانیل كانمن در كتاب خود ، سریع و آهسته ، مسئله تعصب بیش از حد را توصیف كرد ، "محدودیت گیج كننده ذهن ما: اعتماد به نفس بیش از حد ما به آنچه كه ما می دانیم می دانیم ، و ناتوانی ظاهری ما در تأیید كامل از نادانی ما وعدم اطمینان جهانی که در آن زندگی می کنیم. ما مستعد این هستیم که چقدر در مورد جهان درک کنیم و نقش شانس را در وقایع دست کم بگیریم. اعتماد به نفس توسط یقین توهمی از عقب نشینی تغذیه می شود. "3

نمونه بارز بیش از حد اعتماد به نفس در دنیای تجارت با ظهور و سقوط بلک بری نشان داده شده است. بلک بری زمانی تلفن هوشمند برتر برای افراد در سراسر جهان بود و با کلیدهای فیزیکی و صفحه های بزرگ خود سهم گسترده ای در بازار کسب کرده بود. با این دستگاه نوآورانه و منحصر به فرد که به کاربران امکان ارسال و دریافت ایمیل از یک دستگاه تلفن همراه را می دهد مانند گذشته ، قابل مشاهده است. در یک نقطه خاص ، بلک بری تقریباً 50 ٪ از بازار تلفن های هوشمند در ایالات متحده و 20 ٪ در جهان را در اختیار داشت . 4 با این حال ، همه در سال 2007 با معرفی اولین آیفون بسیار سریع تغییر کردند. در آن زمان ، بلک بری در محصول خود بیش از حد ارتباط داشت و اعتقاد نداشت که دنیای شرکت ها محصولی با مصرف کننده تر مانند آیفون را در آغوش می گیرند. متأسفانه ، آنها بسیار اشتباه بودند و بیش از حد اعتماد به نفس آنها آغاز پایان برای شرکت بود. به سرعت به پایان سال 2016 و سهم بازار BlackBerry از بازار تلفن های هوشمند رسماً به 0. 0 ٪ . 5 کاهش یافته است

مثال فوق پیامدهای قابل توجه و ارزش گذاری بیش از حد را نشان می دهد. اگر ما این مفهوم را مستقیماً برای سرمایه گذاری اعمال کنیم ، بیش از حد اعتماد به نفس در برخی از سرمایه گذاری ها می تواند منجر به پرتفوی متنوع و ریسک شده از نظر مادی شود زیرا سرمایه گذاران نسبت به ارزش خالص کل خود موقعیتی بسیار زیاد دارند. به همین ترتیب ، افراد ریسک واقعی را دست کم می گیرند و بازده مورد انتظار استراتژی های خاصی را که در آن احساس اطمینان بیشتر می کنند ، بیش از حد ارزیابی می کنند. رفتار معاملات می تواند تأثیر منفی بگذارد و همچنین وقتی فرد در توانایی عملکرد خود در بازار بیش از حد باشد و منجر به هزینه های بالاتر معاملات و ناکارآمدی مالیاتی شود.

فروتنی در سرمایه گذاری بسیار مهم است و راهی عالی برای کمک به کاهش اثرات تعصب بیش از حد. افراد باید هنگام ارزیابی سرمایه گذاری های گذشته خود عینی باشند تا بفهمند که باید به صورت جداگانه اعتبار به آنها داده شود بلکه اثرات بیشتری را که خارج از کنترل آنها بود ، تشخیص دهند. اگرچه این می تواند دردناک باشد ، تجزیه و تحلیل از دست دادن سرمایه گذاری ها هر چند وقت یک بار برنده سرمایه گذاری ، روش دیگری برای کاهش اثرات تعصب بیش از حد و به دست آوردن فروتنی است.

تعصب recency هنگامی اتفاق می افتد که افراد از اهمیت وقایع اخیر اضافه وزن می کنند و تأثیر آنها را بر نتایج آینده بیش از حد نشان می دهند. به طور معمول ، سرمایه گذاران از اندازه نمونه ای از داده های اخیر استفاده می کنند و این را به تصمیمات سرمایه گذاری در آینده منتقل می کنند. تجربیات گذشته و داده های تاریخی معمولاً به نفع آنچه که به راحتی در ذهن یک سرمایه گذار قابل یادآوری است ، نادیده گرفته می شوند. هنگام تصمیم گیری برای ایجاد یک سرمایه گذاری جدید ، سرمایه گذاران تمایل به استفاده از اطلاعاتی دارند که ابتدا به ذهن متبادر می شوند و یادآوری داده های تاریخی را فراموش می کنند ، حتی اگر داده های تاریخی ممکن است به مراتب بیشتر مربوط به روند تصمیم گیری باشد.

منبع اصلی تعصب تعصب ، تمرکز ذاتی ما بر ظرفیت کوتاه مدت و محدود ما برای یادآوری وقایع گذشته است. به عنوان نمونه روزمره ، توانایی خود را در یادآوری نام افرادی که در یک مهمانی با آنها معرفی شده اید ، ارزیابی کنید. اگر با 15 نفر جدید در یک گردهمایی ملاقات کنید ، تحقیقات نشان می دهد که در یادآوری نام چند نفر اول که با آنها ملاقات کرده اید ، مشکل بیشتری خواهید داشت. چند نفر آخر افرادی که در آن شب ملاقات کرده اید به دلیل تلاش مغز ما برای به یاد آوردن وقایع بیشتر در گذشته ، به راحتی به یاد می آورند.

در نتیجه تعصب recency ، افراد تمایل دارند بر اساس وقایع اخیر تغییراتی در سبد سرمایه گذاری خود ایجاد کنند و نتایج کوتاه مدت را بر خلاف ماندن در برنامه بلند مدت خود طرفداری کنند. اغلب اوقات افراد آخرین سرمایه گذاری "داغ" را تعقیب می کنند و از تخصیص دارایی استراتژیک خود فرار می کنند. این امر می تواند با افزایش تاریخی در قیمت بیت کوین در سال 2017 مشاهده شود. بسیاری از سرمایه گذاران خود را پیدا کردند که با رسیدن قیمت بیت کوین به اوج رسیدند. با این حال ، در سال 2018 ، قیمت بیت کوین فروپاشید و بسیاری از سرمایه گذاران در نتیجه واکنش بیش از حد به روند قیمت اخیر ، ضررهای قابل توجهی را متحمل شدند.

مشاهده عینی هر دو اطلاعات موجود و داده های تاریخی گذشته با همان تأکید می تواند اثرات تعصب recency را کاهش دهد. درک این که ما تمایل داریم وزن زیادی را در رویدادهای اخیر قرار دهیم و داده های تاریخی بیشتری را در فرآیندهای ما قرار دهیم ممکن است نتایج بهتری را تسهیل کند.

تعصب پشیمانی هنگامی بوجود می آید که فرد از تصمیم سرمایه گذاری خودداری کند زیرا آنها می ترسند که این تصمیم ضعیف باشد. برای جلوگیری از احساس پشیمانی ، سرمایه گذاران به سادگی وضع موجود خود را حفظ می کنند و از بی احتیاطی حمایت می کنند. در نتیجه ، سرمایه گذاری های فعلی حتی اگر تغییرات خاصی در نمونه کارها بهینه باشد ، حفظ می شود. به همین ترتیب ، برخی ممکن است تمایل به تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری بر اساس هر استراتژی درک شود که کمترین پشیمانی در آینده بالقوه داشته باشد. اگر این اتفاق بیفتد ، تصمیم گیری نسبت به محافظه کار بودن مغرضانه است. حتی پدر تئوری نمونه کارها مدرن ، هری مارکوویتز ، اعتراف کرد که وقتی او مشهور اظهار داشت ، تسلیم این تعصب شد ، "من غم و اندوه خود را تجسم کردم اگر بازار سهام بالا برود و من در آن نبودم - یا اگر این کار را کاهش داد و من پایین رفتمکاملاً در آن بودقصد من این بود که پشیمانی آینده خود را به حداقل برسانم ، بنابراین من سهم برنامه بازنشستگی خود را 50/50 بین سهام و اوراق تقسیم کردم. "6 این یک نمونه واضح از حتی یک متخصص" متخصص "استاکتشافی ساده در تقسیم دارایی های خود 50/50 بین سهام و اوراق قرضه.

علاوه بر حفظ وضع موجود و ایجاد تغییرات ناکافی ، افراد با تعصب پشیمانی نیز تمایل به شرکت در رفتار گله دار دارند. هنگامی که سرمایه گذاران رفتار گله آمیز را نشان می دهند ، تمایل دارند که از محبوب ترین روند سرمایه گذاری ها یا استراتژی های خاص پیروی کنند که اخیراً از آن بهتر عمل کرده اند تا از پشیمانی از دست ندهند. آنها همچنین ممکن است از سرمایه گذاری های خطرناک که به طور بالقوه می توانند بازده مورد انتظار آنها را به دلیل ترس از پشیمانی از تصمیم خود افزایش دهند ، جلوگیری کنند.

آموزش مشتری برای غلبه بر این تعصب مهم است. از آنجا که یکی از بدترین علائم آن ، پرتفوی بیش از حد محافظه کارانه است ، آموزش می تواند به مشتریان کمک کند تا اهمیت ریسک را درک کنند و تجارت را برگردانند. تحصیل و اطلاع رسانی در مورد ارزش تنوع ممکن است به کاهش ریسک و افزایش بازده مورد انتظار کمک کند.

غلبه بر تعصبات سرمایه گذار

1) یک برنامه سرمایه گذاری بلند مدت در دست داشته باشید

غالباً سرمایه گذاران خود را با تمرکز بیش از حد روی کوتاه مدت و نادیده گرفتن دیدگاه بلند مدت خود به بازار می دانند. ضروری است که یک تخصیص دارایی استراتژیک کاملاً مشخص داشته باشید تا به عنوان راهنمایی برای تصمیمات سرمایه گذاری خود خدمت کنید. ایجاد و پیروی از یک برنامه مالی با تمرکز بر دستیابی به اهداف صریح ، به سرمایه گذاران این امکان را می دهد تا نوسانات بازار کوتاه مدت را نادیده بگیرند ، اهداف بلند مدت خود را پیگیری کنند و نظم و انضباط را در فرایند تصمیم گیری درونی کنندگزینه های بهینه ناشی از تعصبات ذاتی.

2) به طور سیستماتیک سبد سرمایه گذاری خود را مجدداً متعادل کنید

با گذشت زمان ، همانطور که کلاس های دارایی ها به طور نسبی متفاوت عمل می کنند ، اجتناب ناپذیر است که تخصیص دارایی فعلی شما از تخصیص دارایی استراتژیک شما دور شود. برای تصحیح این اختلافات و مجدداً نمونه کارها خود ، توصیه می شود که حداقل ، سرمایه گذاری های خود را به حداقل برسانید. به عنوان مثال ، تخصیص استراتژیک 20 ٪ در سهام ایالات متحده ممکن است مجاز باشد 5 ٪ در هر دو جهت به طور موقت حرکت کند. با این حال ، پس از نقض سطح 5 ٪ ، نمونه کارها باید به طور سیستماتیک دوباره به سطح 20 ٪ بازگردند. این فرایند به سرمایه گذاران این امکان را می دهد تا دارایی هایی را که از آنها بهتر عمل کرده و سرمایه گذاری مجدد کرده اند ، در آنهایی که تحت تأثیر قرار گرفته اند ، بفروشند. داشتن تخصیص دارایی استراتژیک - همراه با یک روش سیستماتیک برای تعادل مجدد - احتمال خطای انسانی در تعادل مجدد نمونه کارها را کاهش می دهد. از همه مهمتر ، از زمان کوتاه مدت بازار یا پیروی از روند به هر قیمتی خودداری کنید.

3) از مشاور خود از منابع آموزشی بخواهید تا به یک سرمایه گذار آگاه تر تبدیل شوید

در ثروت هارون ، ما کاملاً به آموزش مشتری اعتقاد داریم. از نظر ما ، یک مشتری آگاه تر در تشخیص و کاهش برخی از تعصبات ذاتی که همه ما مستعد هستیم ، ماهرتر می شود. هرچه افراد آگاه تر و درگیر روند سرمایه گذاری می شوند ، احتمال تصمیم گیری های عاطفی و غیرمنطقی و همچنین تبدیل شدن به بهترین مدافع خود را کاهش می دهند.

4) سبد سرمایه گذاری خود را به طور مکرر بررسی نکنید

در حالی که پیشرفت های فناوری باعث شده است که در مورد نمونه کارها شما آگاه باشید ، این همچنین می تواند یک شمشیر دو لبه باشد. در دنیای امروز ، بسیار ساده شده است که به طور مداوم عملکرد نمونه کارها خود را به صورت و در نوک انگشتان خود بررسی کنید. با این حال ، این ممکن است منجر به تمرکز بیشتر بر نوسانات کوتاه مدت بازار و افزایش احتمال تسلیم شدن در تعصبات عاطفی شود. علاوه بر این ، نظارت مداوم به سبد سرمایه گذاری شما ممکن است منجر به گسترش سریع فرکانس معاملات شود - اثرات منفی هزینه های معامله ، ناکارآمدی مالیاتی و تصمیمات زیر حد را تشکیل می دهد. تعیین یک برنامه از پیش تعریف شده برای بررسی های نمونه کارها ، به صورت ماهانه یا سه ماهه ، می تواند به جلوگیری از این مشکل کمک کند. دسترسی مشتری به اطلاعات حساب در صورت تقاضا مهمترین شفافیت و اعتماد است ، اما همه سرمایه گذاران را به این موضوع می رساند تا تمرکز خود را بر روی اهداف و اهداف بلند مدت خود حفظ کنند.

5) از تصمیم گیری عاطفی خودداری کنید

یکی از دشوارترین جنبه های سرمایه گذاری ، جدا کردن تصمیمات مالی شما از احساسات شماست. انجام گزینه های سرمایه گذاری سریع در دوره های وحشت یا غرق شدن تنها منجر به افزایش خطر نمایش تعصبات رفتاری فوق خواهد شد. این مهم است که قبل از ایجاد هرگونه تغییر در یک نمونه کارها ، آگاه باشیم که چگونه احساس عاطفی می کنیم و در کجا همه چیز به صورت عینی ایستاده است.

نتیجه

برای همه پیشرفت های مدرن در زمینه های مدیریت ریسک و علوم تصمیم گیری ، اگر غیر عمدی و غیر عمدی ، ضرر و مضر باشد ، بیش از حد متعهد به دیدن جهان به عنوان "نازک" بوده است.(توزیع های باریک و باریک فرض می کنند که حوادث با احتمال کم از بین می روند ، در حالی که توزیع های دم چربی فرض می کنند که حوادث با احتمال کم محتمل تر هستند). تعصبات انسانی ذاتی همراه با سوء استفاده از مدلهای تمیز و نظری به هرج و مرج دنیای واقعی فقط این منطق ناقص را تشدید می کند. رویدادهای جهانی اقتصادی ، بازار و ژئوپلیتیکی ذاتاً چاق و بی نظم هستند و متعلق به قلمرو افراطی طالب است. دنیای ما ، از دوره تاریخ تا بازده سرمایه گذاری ، بر وقایع کم قابلیت تسلط دارد ، خواه بتوانیم آنها را شناسایی کنیم یا نه. بنابراین چرا ما به طور مداوم نظرات خود را محدود می کنیم تا در مدل های مرتب و منظم قرار بگیرند؟این ناهماهنگی شناختی احتمالاً علامتی از تمایل انسان برای احساس کنترل بر شرایط ما و سفارش به محیط هرج و مرج ما است. وقتی صحبت از سرمایه گذاری می شود ، نتایج بهتری در تأیید واقعیت دم چربی و غلبه بر تعصبات ما پیش بینی می شود. با درک محدودیت های ما و پذیرش بیانیه "من حتی نمی دانم چه چیزی را نمی دانم" ، می توانیم تصمیمات بهتر و بهینه تری را در مدیریت ریسک و زندگی مالی خود شروع کنیم.

1 منبع: "نظریه چشم انداز: تجزیه و تحلیل تصمیم در معرض خطر."اقتصاد سنجی

2 منبع: "تعصب باعث می شود افراد در برابر اطلاعات نادرست توسط رسانه های اجتماعی آسیب پذیر باشند". علمی

3 منبع: Kahneman ، Daniel. فکر کردن ، سریع و کند. 2011

4 منبع: "چگونه بلک بری از کنترل بازار تلفن های هوشمند به تلفن گذشته رفت". خودی تجارت. 5 منبع: "سقوط بلک بری از فیض". دانشکده بازرگانی هاروارد.

5 منبع: "سقوط بلک بری از فیض". دانشکده بازرگانی هاروارد.

6 منبع: "کارشناسان سرمایه گذاری می خواهند" همانطور که می گویم ، نه همانطور که انجام می دهم "" وال استریت ژورنال.

افشای

*Aaron Wealth Advisors LLC به عنوان مشاور سرمایه گذاری در کمیسیون اوراق بهادار و بورس (SEC) ثبت شده است. Aaron Wealth Advisors LLC فقط در ایالت هایی که به درستی ثبت شده اند یا از الزامات ثبت نام مستثنی یا معاف هستند ، تجارت را معامله می کند. ثبت نام SEC تأیید شرکت توسط کمیسیون را تشکیل نمی دهد و همچنین نشان می دهد که مشاور به سطح خاصی از مهارت یا توانایی رسیده است.

*این گزارش انتشار Aaron Wealth Advisors LLC است. اعتقاد بر این است که اطلاعات ارائه شده واقعی و به روز است ، اما ما صحت آن را تضمین نمی کنیم و نباید به عنوان یک تحلیل کامل از موضوعات مورد بحث در نظر گرفته شود. تمام عبارات عقاید منعکس کننده داوری نویسنده از تاریخ انتشار ، در معرض تغییر است و ممکن است نظر مشاوران ثروت هارون نباشد.

*اطلاعات موجود در اینجا شامل ارائه مشاوره سرمایه گذاری شخصی نیست بلکه محدود به انتشار اطلاعات عمومی است. قبل از اجرای هر یک از استراتژی ها یا گزینه های ارائه شده باید با یک مشاور حرفه ای مشورت شود.

*اطلاعات پیشنهادی برای خرید یا فروش نیست ، یا درخواست هرگونه پیشنهاد برای خرید یا فروش اوراق بهادار ذکر شده در اینجا.

*عملکرد گذشته ممکن است حاکی از نتایج آینده نباشد. بنابراین ، هیچ مشتری فعلی یا آینده نگر نباید فرض کند که عملکرد آینده هرگونه سرمایه گذاری خاص ، استراتژی سرمایه گذاری (از جمله سرمایه گذاری و یا استراتژی های سرمایه گذاری توصیه شده توسط مشاور) ، یا محصول به طور مستقیم یا غیرمستقیم ، سودآور یا برابر خواهد بودسطح عملکرد گذشته.

*کلیه استراتژی های سرمایه گذاری پتانسیل سود یا زیان را دارند. این شرکت مشغول عمل به قانون یا حسابداری نیست. محتوا را نباید به عنوان مشاوره قانونی یا مالیاتی تفسیر کرد. همیشه در مورد وضعیت حقوقی یا مالیاتی خاص خود با یک وکیل یا متخصص مالیاتی مشورت کنید.

*این ماده اختصاصی است و ممکن است بدون مجوز کتبی قبلی از مشاوران ثروت هارون ، به هر شکلی بازتولید ، منتقل ، اصلاح یا توزیع نشود. هارون Wealth حق را در هر زمان و بدون اطلاع ، حق خود را برای اصلاح یا متوقف کردن انتشار اطلاعات موجود در اینجا محفوظ می دارد. برخی از اطلاعات موجود در اینجا از منابع شخص ثالث بدست آمده و به طور مستقل تأیید نشده است. بدون ضمانت نامه بر اساس "همانطور که هست" در دسترس قرار می گیرد. هرگونه استراتژی یا برنامه های سرمایه گذاری که در این ارائه شرح داده شده است فقط برای اهداف آموزشی ارائه شده است و لزوماً نشانگر اوراق بهادار ارائه شده برای فروش یا پیشنهادات خصوصی در دسترس برای هر سرمایه گذار نیست.

آماده شروع کار هستید؟

امروز یک مشاوره برنامه ریزی کنید!

ثبت نام ایمیل

لطفاً فرم زیر را برای عضویت در خبرنامه های ماهانه ما پر کنید. خبرنامه های ما اغلب روند بازار ، ESG و به روزرسانی های فرهنگی را از مشاوران ثروت هارون پوشش می دهند.

فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : لیما اصغرپورسازونی بازدید : 43 تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 23:10