در این مقاله به رابطه بین سواد مالی ذهنی ، یعنی گزارش شده توسط سرمایه گذاران و رفتار معاملاتی پرداخته شده است. به طور خاص ، ما از سطح دانش مالی و تجربه گزارش شده در تست های MIFID توسط سرمایه گذاران خرده فروشی استفاده می کنیم. چنین آزمایشاتی از نوامبر 2007 در اتحادیه اروپا از به اصطلاح بخش های بخش ابزارهای مالی اجرا می شود. ما نشان می دهیم که سواد مالی ذهنی به توضیح تغییرات مقطعی در رفتار سرمایه گذاران خرده فروشی کمک می کند. به نظر می رسد سرمایه گذاران که سطح بالاتری از سواد مالی را گزارش می کنند ، حتی پس از کنترل جنسیت ، سن ، ارزش نمونه کارها ، تجربه تجارت و آموزش ، هوشمندانه تر سرمایه گذاری می کنند. آنها بیشتر تجارت می کنند و کمتر مستعد تأثیرگذاری هستند. آنها تمایل دارند که اوراق بهادار خود را بر روی مجموعه کوچکی از سهام متمرکز کنند و از طریق نگهداری صندوق های سرمایه گذاری به تنوع برسند. رفتارهای تجاری آنها به آنها امکان می دهد بازده ناخالص و خالص بالاتر و همچنین نسبت شارپ اضافی بالاتر را نشان دهند. یافته های ما هم برای سیاست گذاری و هم برای درک رفتار سرمایه گذاران خرده فروشی مهم است.
معرفی
لوساردی و میچل (2014) سواد مالی را توانایی پردازش اطلاعات اقتصادی و تصمیم گیری آگاهانه در مورد برنامه ریزی مالی ، انباشت ثروت ، بدهی و حقوق بازنشستگی تعریف می کنند. به منظور ارزیابی چنین توانایی ، این نویسندگان مجموعه ای از سؤالات را طراحی کرده اند که بر اساس سه مبانی زیر ساخته شده است: عددی و ظرفیت انجام محاسبات مربوط به نرخ بهره ، درک تورم و درک تنوع ریسک. 1 مجموعه سؤالات آنها اکنون به عنوان یک استاندارد در ادبیات شناخته شده است. این شرکت در سنین مختلف در ایالات متحده اداره شده است (لوساردی و میچل ، 2011a) بلکه در سایر کشورها مانند هلند (ون روویج و همکاران ، 2011) و ژاپن (Sekita ، 2011). یافته های اصلی تجربی همه در سطح پایین سواد مالی همگرا می شوند. فراتر از سطح دانش افراد از مفاهیم مالی ، چندین نویسنده نشان می دهند که سواد مالی به طور مؤثر با جنبه های مختلف رفتار مالی مرتبط است. به عنوان مثال ، هیلگرت و همکاران.(2003) ارتباط جدی بین سواد مالی و مهارتهای مدیریت مالی روزانه را مستند می کند. در همین راستا ، لوزاردی و میچل (2007) دریافتند که افراد دارای سواد مالی کم احتمال برنامه ریزی برای بازنشستگی را دارند و بنابراین ثروت کمتری را در طول زندگی خود جمع می کنند. در مورد Guiso و Jappelli (2008) ، آنها شواهدی ارائه می دهند که نشان می دهد اقدامات سواد مالی با میزان تنوع نمونه کارها به شدت ارتباط دارد. سرانجام ، دسته ای از مقالات رابطه مثبت بین سواد مالی و مشارکت در بورس سهام را برجسته می کند (A. O. Kimball ، Shumway ، 2006 ، Christelis ، Jappelli ، Padula ، 2010 ، Van Rooij ، Lusardi ، Alessie ، 2011).
بیشتر مقالات فوق به اقدامات عینی سواد مالی اشاره می کنند ، یعنی بر اساس مجموعه ای از سؤالات که برای ارزیابی نحوه برخورد مردم با مفاهیم اساسی در ریشه تصمیمات پس انداز و سرمایه گذاری طراحی شده است. چنین اقدامات عینی دانش واقعی افراد را نشان می دهد ، جایی که دومی مبتنی بر پاسخ های صحیح است. در مقابل ، اقدامات ذهنی سواد مالی به سؤالاتی متکی است که از مردم می خواهد دانش مالی و تخصص خود را ارزیابی کنند. چنین داده های ذهنی ممکن است به بهترین وجه درایورهای روانشناختی را که بر روند تصمیم گیری فرد تأثیر می گذارد ، ضبط کند. استفاده از آنها با وجود افزایش تعداد مقالات مربوط به نظرسنجی ها برای ایجاد ویژگی های سرمایه گذاران ، در ادبیات مالی بسیار نادر است (A. O. Glaser ، Weber ، 2007 ، Graham ، Harvey ، Huang ، 2009 ، Merkle ، Weber ، 2014). عدم تمایل به چنین داده هایی عمدتاً یک شک و تردید پیشینی است: آیا می توانیم به آنچه مردم بیان می کنند اعتماد کنیم؟آیا می توانیم از این اطلاعات برای درک نحوه رفتار آنها استفاده کنیم؟و به ویژه برای سواد مالی ، انتظار می رود که پاسخ دهندگان نسبت به دانش مالی خود اطمینان داشته باشند و به طور کلی ، بیش از حد که در واقع می دانند بیش از حد ارزیابی می کنند. طبق ادبیات ، رابطه بین سواد عینی و ذهنی ممکن است به صورت اعطا صورت نگیرد (لوزاردی و میچل ، 2014). در حالی که برخی از نویسندگان رابطه مثبت و خوبی بین هر دو اقدام را مستند می کنند (دورن ، هوبرمن ، 2005 ، ون روویج ، لوزاردی ، آلسی ، 2011) ، برخی دیگر فقط یک رابطه ضعیف را گزارش می کنند (گیسو و جاپلی ، 2008 ؛ لوزاردی ، 2011 ؛ بوچر-کوین و همکاران. ، 2012). شیا و همکاران.(2014) حتی از تفاوت بین هر دو اقدام به عنوان پروکسی از بیش از حد استفاده می کند.
در این مقاله ، ما رابطه بین سواد مالی ذهنی و رفتار واقعی تجارت را بررسی می کنیم. برای این منظور ، ما از اقدامات ذهنی سواد مالی موجود در تست های به اصطلاح MIFID استفاده می کنیم. دومی در اتحادیه اروپا اجرا می شود زیرا بازارهای دستورالعمل ابزارهای مالی 2 در نوامبر 2007 به اجرا در آمدند. این قطعه از مقررات اروپایی گسترده و دور بود. این کلیه اشکال واسطه گری/خدمات یا فعالیتهای معاملاتی را تحت تأثیر قرار داده و بر کلیه واسطه های مالی ، مشتریان آنها (حرفه ای یا خرده فروشی) و اکثر ابزارهای مالی تأثیر می گذارد. به طور خلاصه ، MIFID برای شرکت های سرمایه گذاری اجباری کرده است تا اطلاعات خاصی را در مورد نیازها و ترجیحات مشتریان خرده فروشی خود جمع آوری کنند. بر این اساس ، شرکت های سرمایه گذاری که در اتحادیه اروپا فعالیت می کنند ، موظفند برای تعیین سطح دانش و تجربه ، اهداف سرمایه گذاری و همچنین ظرفیت مالی آنها ، تست هایی را به مشتریان خود ارائه دهند. چنین آزمایشاتی باید به ارائه خدمات مناسب به سرمایه گذاران کمک کند. به طور خاص ، ارزیابی مناسب بودن قبل از ارائه مشاوره سرمایه گذاری یا خدمات مدیریت نمونه کارها لازم است ، در حالی که ارزیابی مناسب قبل از اعدام و انتقال سفارشات (آنچه فقط "اجرای" در صنعت نامیده می شود) در ابزارهای پیچیده مالی لازم است. در اصل ، آزمون مناسب بودن با هدف درک انواع سرمایه گذاری هایی که برای سرمایه گذار مناسب خواهد بود در حالی که آزمون مناسب باید دانش و تجربه سرمایه گذار را در ابزارهای مالی پیچیده ارزیابی کند تا از کسانی که نمی توانند درک کنند یا از پیامدهای احتمالی آگاه باشند ، محافظت کندو سطح ریسک درگیر در یک معامله "پیچیده" (یعنی شامل ابزارهای "پیچیده" مانند مشتقات).
اگرچه آزمایشات MIFID اکنون چندین سال اجرا شده است ، اما آنها تاکنون علاقه کمی داشته اند ، چه در آکادمی و چه در صنعت مالی. Mifid شایسته توجه خاص است زیرا شرکت های سرمایه گذاری را به جمع آوری داده های نظرسنجی در مورد مشتریان خود نیاز دارند اما بدون تعریف پرسشنامه های استاندارد. 3 MIFID عمدتاً مستلزم آن است که ارزیابی مناسب بودن سه مجموعه از موارد را شامل شود: اهداف سرمایه گذاری ، ظرفیت مالی ، تجربه و دانش. در مورد ارزیابی مناسب ، فقط باید مبتنی بر تجربه و دانش باشد. علاوه بر این ، MIFID استفاده از اقدامات عینی سواد مالی را تحمیل نمی کند و بیشتر اوقات از سرمایه گذاران خواسته می شود که سطح دانش مالی خود را ارزیابی کنند. به عنوان مثال ، آنها موظفند سطح دانش و تجربه خود را در مورد خطرات و تعهدات احتمالی ذاتی برای ابزارهای مالی خاص تخمین بزنند و در بین "بدون دانش" ، "دانش متوسط" و "دانش خوب" انتخاب کنند. عرض جغرافیایی گسترده برای تفسیر باقی مانده توسط MIFID منجر به تنوع زیادی در پرسشنامه ها شده است زیرا هر شرکت سرمایه گذاری آزمایش های خود را برای پروفایل مشتریان خود انجام داده است. 4
در مورد تحقیقات دانشگاهی که به این موضوع پرداخته است ، هنوز در مراحل ابتدایی است. Marinelli and Mazzoli (2011) تفاوت هایی را که مشخصه تست های MIFID در 14 شرکت سرمایه گذاری ایتالیایی است ، مستند می کنند. این نویسندگان نشان می دهند که پرسشنامه ها تا حد زیادی در ساختار و محتوای آنها منحرف می شوند. به گفته آنها ، این ناهمگونی عظیم ممکن است عوارض جانبی منجر به پروفایل متناقض شود. 5 Linciano و Soccorso (2012) همچنین پرسشنامه های مورد استفاده چندین واسطه ایتالیایی را تجزیه و تحلیل کرده و تأیید می کنند که آنها به مدل تجاری شرکت بستگی دارند. این نویسندگان به فقدان دوره های آموزشی مناسب برای مشاورانی که مجبور به اجرای این تست های MIFID برای مشتری هستند ، اشاره می کنند. علاوه بر این ، آنها گزارش می دهند که آزمایشات تحت نظارت عمدتاً به خود ارزیابی مشتری نیاز دارند و چندین سؤال مبهم را شامل می شوند که سوء تفاهم آسان است. اخیراً ، مززولی و مارینلی (2014) بر روی پروفایل ریسک برای نمونه ای از 1149 پرتفوی مناسب متمرکز شده اند و نتیجه می گیرند که اطلاعات جمع آوری شده در آزمایشات برای تعیین مشخصات ریسک یک سرمایه گذار کافی نیستند. 7
در مقابل با مقالات فوق ، هدف ما این است که آیا پاسخ های داده شده توسط سرمایه گذاران خرده فروشی در تست های MIFID آموزنده و مطابق با رفتار معاملاتی آنها است. به طور خاص ، ما روی سواد مالی تمرکز می کنیم زیرا در هر دو آزمون گنجانده شده است و باید به شرکت های سرمایه گذاری کمک کند تا میزان دانش و تجربه مشتری خود را استخراج کنند. به همین ترتیب ، این مقاله به بهترین دانش ما ، اولین مقاله ای است که در مورد اطلاع رسانی سواد مالی در آزمون های MIFID بررسی می شود. Guiso و Jappelli (2008) این مستند را نشان می دهند که "سواد مالی را صرفاً با پرسیدن از مردم می دانند که آیا می دانند امور مالی موظف است منجر به اشتباهات جدی شود [.] به عبارت ساده تر ، استفاده از خود ارزیابی برای رتبه بندی سرمایه گذاران بر اساس دانش مالی خود برای اهداف نظارتی توسط بیش از حد یا عدم اعتماد به نفس سرمایه گذاران اشتباه گرفته می شود. "بنابراین هدف ما تعیین این است که آیا ارزیابی خود سرمایه گذاران از سواد مالی آنها ممکن است برای توصیف رفتار تجارت سرمایه گذاران مفید باشد و ممکن است برای تنظیم کننده ها و شرکت های سرمایه گذاری نیز قابل اعتماد باشد.
سوال تحقیق ما مرتبط است زیرا ادبیات موجود هنوز کمیاب است و نتایج اغلب مخلوط می شوند. دورن و هوبرمن (2005) برخی از اولین نویسندگانی هستند که با اوراق بهادار سرمایه گذاران و فعالیت های تجاری با اظهارات خود مقابله می کنند. آنها تأکید می کنند که گنجاندن ویژگی های سرمایه گذار ذهنی بینش متعددی در مورد رفتار سرمایه گذار ارائه می دهد. با توجه به رابطه بین ارزیابی خود از سواد مالی و رفتار تجارت ، آنها شواهد مبهم پیدا می کنند. از یک طرف ، آنها گزارش می دهند که سرمایه گذاران که خود را به عنوان دانش بیشتر در مورد اوراق بهادار مالی درک می کنند ، نمونه کارها متنوع بهتری را به نمایش می گذارند. از طرف دیگر ، کسانی که خود را نسبت به اوراق بهادار مالی بهتر از یک سرمایه گذار متوسط نسبت به اوراق بهادار خود بیشتر می دانند ، بیشتر از اوراق بهادار مالی خود آگاه هستند ، که ممکن است گواه این امر باشد. گراهام و همکاران.(2009) بر "اثر صلاحیت" و تأثیر آن بر رفتار مالی تمرکز دارد. 8 آنها دریافتند که سرمایه گذاران که بیشتر احساس تجارت می کنند و دارای اوراق بهادار بین المللی تر هستند. سرانجام ، آلگود و والستاد (2013) با استفاده از اقدامات عینی و ذهنی سواد ، رابطه بین رفتار کارت اعتباری و سواد مالی را بررسی می کنند. نتایج آنها حاکی از آن است که سواد مالی به طور قابل توجهی با شیوه های کم هزینه تر در استفاده از کارت اعتباری مرتبط است. با این حال ، آنها سواد مالی درک شده را پیش بینی کننده قوی تر از سواد مالی واقعی می دانند. این مطالعه همچنین نشان می دهد که ترکیبی از ارزیابی های ذهنی و عینی سواد مالی ، تجزیه و تحلیل جامع تری از چگونگی تأثیر سواد مالی بر رفتار کارت اعتباری ارائه می دهد. ما باید تأکید کنیم که هیچ یک از مقالات فوق به رابطه بین سواد ذهنی و عملکرد پرداخته نشده است.
در این مقاله ، ما از یک بانک اطلاعاتی منحصر به فرد از یک خانه کارگزاری مهم بلژیکی برای بررسی رفتار 20،285 سرمایه گذار خرده فروشی در دوره 2003-2012 استفاده می کنیم. این بانک اطلاعاتی شامل اطلاعات معمول نسبت به سفارشات و معاملات سرمایه گذاران ، بلکه پاسخ آنها به هر دو آزمایش MIFID است. این آزمایشات به صورت آنلاین انجام می شود و پاسخ ها تصمیماتی هستند که سرمایه گذاران به تنهایی می گیرند. مزیت این است که پاسخ ها تحت تأثیر هر مکالمه با یک کارگزار یا یک مشاور مالی قرار نمی گیرند. با این حال ، تست های آنلاین-مانند فعالیت های تجارت آنلاین به طور کلی-دارای یک اشکال هستند: آنها سرمایه گذاران را "خودشان" در یک محیط غنی از اطلاعات انجام می دهند ، از این طریق بیش از حد اعتماد به نفس خود را به دلیل توهم دانش و کنترل تقویت می کنند (باربر ،اودیان ، 2001 ، ولپ ، کوتل ، چن ، 2002).
در مرحله اول ، ما سازگاری بین سواد مالی ذهنی گزارش شده در آزمون مناسب بودن (آزمون S) و مورد گزارش شده در آزمون مناسب (آزمون آزمون) را بررسی می کنیم. مانند هر نظرسنجی ، این واقعیت که چنین آزمایشاتی سرمایه گذاران را وادار به ارزیابی سواد مالی خود می کند و بسیاری از برداشت های فردی را گزارش می دهد ممکن است شک و تردید در مورد معنی بودن پاسخ ها ایجاد کند. در مرحله دوم ، ما سازگاری بین سواد مالی ذهنی و رفتار تجارت را که در طول سه جنبه مختلف مشخص می شود ، بررسی می کنیم: تجربه و آشنایی با بازارهای مالی ، تنوع و عملکرد.
یافته های اصلی ما ممکن است به شرح زیر خلاصه شود. با توجه به خود ارزیابی سواد مالی ، نتایج ما سازگاری کلی در پاسخ سرمایه گذاران را نشان می دهد: سرمایه گذاران که گزارش سواد بالایی در آزمون A را گزارش می کنند ، بسیار بیشتر به احتمال زیاد گزارش سواد بالایی در آزمون S دارند. در مورد سازگاری بین سواد مالی ذهنی و رفتار واقعی ، ما شواهد تجربی ارائه می دهیم که سواد ذهنی به توضیح تغییرات مقطعی در رفتار سرمایه گذاران خرده فروشی کمک می کند. سرمایه گذاران که سطح بالاتری از سواد مالی را گزارش می کنند ، تمایل به سرمایه گذاری هوشمندانه دارند. به طور خاص ، آنها بیشتر در مورد سهام و ابزارهای پیچیده تجارت می کنند و کمتر در معرض اثر تمایل قرار می گیرند ، که مطابق با تجربه بالاتر است. اگرچه سرمایه گذاران با تجارت سواد ذهنی بالاتری در دنیای سهام بزرگتر ، آنها دارای اوراق بهادار سهام متنوع کمتری هستند (اما خطرناک تر نیستند). در حقیقت ، آنها تمایل دارند که اوراق بهادار سهام خود را بر روی مجموعه کوچکی از اوراق بهادار متمرکز کنند و از طریق نگه داشتن صندوق های سرمایه گذاری به تنوع جهانی برسند. سرانجام ، سرمایه گذاران با سواد مالی ذهنی بالاتر ، بازده ناخالص و خالص و همچنین نسبت شارپ اضافی بالاتر را نشان می دهند. تمام نتایج ما حتی در صورت کنترل جنسیت ، سن ، ارزش نمونه کارها ، تجربه تجارت و آموزش انجام می شود.
در کل ، یافته های ما از سازگاری بین سواد ذهنی و رفتار واقعی تجارت پشتیبانی می کند. سرمایه گذاران خرده فروشی هنگام گزارش سواد مالی خود به صورت آنلاین سازگار هستند. مهمتر از همه ، این اطلاعات ارائه شده توسط خود سرمایه گذاران می تواند به درک بهتر و توصیف رفتار واقعی تجارت آنها کمک کند. چنین نتایج هم برای سیاست گذاری و هم برای درک رفتار سرمایه گذاران خرده فروشی مهم است. سواد ذهنی گزارش شده در آزمون های MIFID برای توصیف سرمایه گذاران خرده فروشی آموزنده است و از این رو شایسته توجه بیشتر در این منظر است. این شواهد تجربی برای شرکتهای سرمایه گذاری که مجبور به انجام آزمایشات MIFID در اتحادیه اروپا هستند ، معنی دار است. استفاده از سواد ذهنی می تواند به آن شرکت های سرمایه گذاری کمک کند تا مناسب ترین خدمات را به مشتریان خرده فروشی خود ارائه دهند. این مقاله همچنین می تواند بینش هایی را برای اهداف نظارتی فراهم کند ، زیرا ما نشان می دهیم که سواد مالی ذهنی که به صورت آنلاین گزارش شده است با رفتار واقعی تجارت ارتباط دارد. به طور کلی ، سهم ما در ادبیات حتی بیشتر به نظر می رسد زیرا نقش تست های MIFID اخیراً در آیین نامه اروپا تأیید شده است. 9 همچنین زمینه های جدیدی از تحقیقات مانند نقش عقاید ، ادراک و عقاید در روند تصمیم گیری مالی افراد را باز می کند.
قسمت باقیمانده این مقاله به شرح زیر است. بخش 2 داده ها و نمونه های ما و همچنین آزمایش های MIFID را توصیف می کند. ما کار تجربی و نتایج بخش 3 را گزارش می کنیم. بخش 4 نتیجه می گیرد.
قطعه قطعه
داده ها و نمونه ها
این داده ها توسط یک کارگزاری آنلاین بلژیکی ارائه شده است و دوره ژانویه 2003 تا مارس 2012 را پوشش می دهد. آنها به 20،285 سرمایه گذار خرده فروشی مراجعه می کنند و از دو مجموعه داده ساخته شده اند. مورد اول حاوی اطلاعاتی در مورد سرمایه گذاران است که ما به سه دسته طبقه بندی می کنیم. دسته اول شامل داده های اجتماعی-جمعیت شناختی است: سال تولد و جنسیت. دسته دوم پاسخ های آزمون A را در بر می گیرد در حالی که دسته سوم حاوی پاسخ های آزمون S است. مجموعه داده دوم است
قوام در پاسخ سرمایه گذاران در هر دو آزمون mifid
انگیزه ما برای ارزیابی سازگاری در پاسخ سرمایه گذاران برای سؤالات مشابه در هر دو آزمون MIFID سه برابر است. اول ، هم آزمون S و هم آزمون A را به سرمایه گذاران خود برای ارزیابی سواد مالی خود ، که ممکن است در مورد معنی بودن پاسخ ها شک داشته باشد ، تحسین می کنند. دوم ، سرمایه گذاران مجبور نیستند هر دو آزمایش را همزمان پر کنند زیرا به خدمات مختلف بستگی دارند. سوم ، اگر هر دو آزمون شامل ارزیابی سوادآموزی باشد ، دقیقاً همان سؤالات را نمی پرسند. سفارش
نتیجه
با استفاده از داده های نظرسنجی موجود در آزمون های MIFID ، ما رابطه بین سواد مالی ذهنی و رفتار واقعی تجارت را بررسی می کنیم. برای این منظور ، ما نمونه ای از 20،285 سرمایه گذار خرده فروشی را که در دوره 2003-2012 به صورت آنلاین معامله می کردند و رفتارهای تجاری آنها را در سه جنبه مختلف توصیف می کنیم ، تجزیه و تحلیل می کنیم: تجربه و آشنایی با بازارهای مالی ، تنوع و عملکرد.
با توجه به خود سواد مالی ذهنی ، نتایج ما شواهدی از
منابع مالی
ما حمایت مالی موسسه پس انداز اروپا (Observatoire de l’Epargne Européenne) را تأیید می کنیم.
تصدیق
نویسندگان از ارائه داده ها و موسسه پس انداز اروپا (Observatoire de l’Epargne Européenne) به خاطر حمایت مالی خود ، از خانه کارگزاری آنلاین سپاسگزار هستند. آنها آرزو می کنند از MH تشکر کنند. Broihanne ، O. Coeille ، W. De Bondt ، C. Haddad ، F. Laly ، M. Merli ، F. El Mouaaouy ، M. Montone ، V. Poti ، P. Roger ، N. Todorovic ، A. Menkveld برای بحث مفیدو نظرات و همچنین شرکت کنندگان در کارگاه تحقیقاتی مالی 3L ، کارگروه امور مالی رفتاری 2015
فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : لیما اصغرپورسازونی
بازدید : 33
تاريخ : جمعه
20 مرداد
1402 ساعت: 14:16