


11 ژانویه
11 ژانویه چگونه در مورد بازگشت شرکت های خارجی به ایران فکر کنیم
زمانی که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در ژوئیه 2015 تصویب شد، طیف وسیعی از شرکت ها شروع به کشف فرصت های تجاری در ایران کردند و پیش بینی می کردند که تحریم های بین المللی برداشته شود که حدود شش ماه بعد به دنبال خواهد داشت. اما هجوم اولیه منافع تجاری هرگز به یک آبشار تبدیل نشد - در حالی که تعداد قابل توجهی از شرکت های خارجی در ایران شروع به فعالیت کردند یا از سر گرفتند، گروه دوم بزرگ تری وجود نداشت. شرکت هایی که برای ورود به بازار ایران تلاش کردند با چالش های حقوقی و مالی قابل توجهی مواجه شدند. تجربیات این شرکت ها دیگر شرکت کنندگان را منصرف کرد. سپس، کمی بیش از دو سال پس از لغو تحریم ها، رئیس جمهور دونالد ترامپ به وعده انتخاباتی خود عمل کرد و از توافق هسته ای ایران خارج شد و به طور یکجانبه تحریم های ثانویه ایالات متحده را مجدداً اعمال کرد. شرکت هایی که به ایران هجوم آورده بودند به سرعت خارج شدند.
این تاریخ برای مذاکره کنندگان ایران که به دنبال بازگرداندن برجام هستند، معضلی ایجاد می کند. در حالی که "پیشرفت اندکی" در دور هشتم مذاکرات حاصل شده است، یک نقطه گیر همچنان خواسته های ایران در مورد چگونگی لغو تحریم های ثانویه ایالات متحده نیست، بلکه اینکه آیا تحریم های غیرهسته ای اضافی توسط ایالات متحده اعمال خواهد شد یا خیر. امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران، اخیراً در مصاحبه ای اعلام کرد: ما ضمانتی می خواهیم که شامل عدم اعمال تحریم های جدید و عدم اعمال مجدد تحریم ها پس از لغو آن به هر بهانه ای باشد.
با بیان این روش ، تقاضای عبداللهیان مشکل ساز است. آیا ایران با شهرت خود به عنوان یک تکثیر کننده موشکی ، حامی پروکسی و متخلف حقوق بشر ، واقعاً انتظار دارد که ایالات متحده تحریم های جدیدی را تحمیل نکند؟جواب نه ، اما به احتمال زیاد عبداللهیان این را می داند. اظهارات وی حاکی از نگرانی مشروعیت در مورد اینکه آیا تحریم هایی که برای تجاوز به فراتر از پرونده هسته ای اعمال می شود ، تعهدات امدادرسانی را می توان معتبر دانست. به عنوان مثال ، اگر ایالات متحده در دوره اجرای JCPOA ، شرایط تحریم های حقوق بشر را حفظ می کرد ، این امر به یک اثر سرمازدگی کمک می کند که ممکن است شرکت ها و بانک ها را از ادامه تجارت و سرمایه گذاری پیش بینی شده در JCPOA بازدارند ، حتی اگر اگراین تحریم ها بر روی بازیگران خاص غیر تجاری هدف قرار می گیرد. البته ایالات متحده و اروپا قصد ندارند تحریم ها را ، اکنون ابزار اصلی آمار غربی ، از ابزار خود خارج کنند. بنابراین چگونه باید مذاکره کنندگان در وین نیاز به ارائه مزایای اقتصادی به ایران را با این انتظار واقع گرایانه مبنی بر اینکه اقدامات اجباری به دلایل غیر هسته ای مورد استفاده قرار می گیرد ، متعادل کند؟
کار اصلی تیمور کوران در مورد تئوری آبشار - بخش عمده ای از آن با همکاری Cass Sunstein - می تواند به این سؤال پاسخ دهد. نظریه آبشار اکتشافی است که می تواند برای تجزیه و تحلیل طیف گسترده ای از موقعیت هایی که در آن ترجیحات خصوصی ، ادراک و آستانه ها با هم ترکیب می شوند تا مشخص شود آیا واگن باند اتفاق می افتد ، استفاده شود. در حالی که تئوری آبشار اغلب برای تجزیه و تحلیل تصمیمات افراد مورد استفاده قرار می گیرد ، می توان از آن نیز برای تصمیم گیری تجاری بنگاهها استفاده کرد. می توان درک کرد که بنگاه ها ترجیحات و آستانه های خاص خود را دارند ، که با درک ریسک ، چه تجاری ، حقوقی یا اعتبار ، شکل می گیرند. به عنوان مثال ، این بدنه تحقیق شامل کار بر روی "آبشارهای شهرت" است که بر تصمیم گیری سیاسی توسط شرکت ها تأثیر می گذارد ، و آبشارهای مشاهده شده در تصمیم گیری سرمایه گذاران در بازارهای سرمایه.
در طول این خطوط ، تئوری آبشار راهی برای درک چگونگی استفاده از تحریم ها می تواند منجر به تغییر در رفتار محکم شود. اقدامات مهم اجرای تحریم ها ، مانند جریمه هایی که دولت اوباما بین سالهای 2012 و 2014 به دلیل دانستن تخلفات تحریم های اصلی ایالات متحده به یک سری از بانک های اروپایی اعطا شده است ، می تواند در تغییر درک ریسک درک شده در بین سایر بنگاه ها باشد. این جریمه ها به "خطرناک بودن" در بین بسیاری از بانک ها و شرکت های چند ملیتی که تصمیم به محدود کردن قرار گرفتن در معرض حوزه های قضایی که در آن تحریم ها اعمال شده اند ، کمک کرده است ، حتی در مواردی که فعالیت های تجاری آنها به وضوح مطابقت دارد. در چنین شرایطی ، تئوری آبشار به ما کمک می کند تا درک کنیم که چگونه اقدامات اجرایی می تواند به عنوان سیگنال برای بنگاه ها باشد. در مواردی که خطرات تازه درک شده از آستانه شرکت فراتر می رود ، احتمالاً رفتار تغییر خواهد کرد. یک نوع آبشار هنگامی اتفاق می افتد که شرکت ها تصمیم به انصراف از حوزه های قضایی پرخطر بگیرند. تا سال 2016 ، در پاسخ به افزایش خطر نظارتی ، 75 درصد از بانکهای اصلی گزارش دادند که اتصالات بانکی خبرنگار خود را کاهش داده اند ، روندی که عمدتاً بانکهای بزرگ آمریکایی و اروپایی را با بانک های جنوب جهانی محدود می کند.
روند جهانی در معرض خطر ، نمونه ای از آبشار در بین بنگاه ها است که ناشی از قدرت مجازات و بازدارنده تحریم ها و اقدامات اجرایی مرتبط است. اما تئوری آبشار همچنین ممکن است روشنگری در مورد وضعیت معکوس باشد - چه اتفاقی می افتد که سیاستگذاران تصمیم به برداشتن تحریم ها برای یک کشور می گیرند و به دنبال ترغیب بنگاه ها برای مشارکت در تجارت و سرمایه گذاری هستند؟در سالهای اخیر ، تمرکز بیشتری بر "اعتبار" تسکین تحریم ها افزایش یافته است - در حالی که دولت های آمریکایی و اروپایی ممکن است تحریم ها را برطرف کنند ، این اقدام لزوماً منجر به تجارت و سرمایه گذاری پیش بینی شده نمی شود و به مصاف توافق های دیپلماتیک که در آن تحریم ها تسکین می یابدبخش بحرانی مذاکره شده quid-pro-quo.
تسکین تحریم ها در ژانویه سال 2016 به عنوان بخشی از اجرای JCPOA منجر به آبشار شد. در حالی که یک گروه اولیه از شرکت های چند ملیتی دوباره وارد بازار ایران شدند ، بسیاری از شرکت ها و به ویژه بانک ها تصمیم به عدم حضور مجدد نگرفتند و با درک اینکه این خطرات همچنان زیاد است. سطح پایین تر از حد انتظار اقتصادی که از اجرای JCPOA ناشی از آن است که به طور قابل ملاحظه ای هزینه کمتری-چه از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی-برای رئیس جمهور دونالد ترامپ برای برداشت یک جانبه از توافق در ماه مه 2018 ، در زمانی که ایران باقی مانده بود ، باعث شد تا از این توافق خارج شود. رعایت کامل با تعهدات هسته ای آن.
از آنجا که P5+1 و ایران همچنان به دنبال ترمیم توافق هسته ای هستند ، مذاکره کنندگان ایران خواستار مداخله قدرت جهانی برای اطمینان از این هستند که تسکین تحریم ها "در عمل" اتفاق می افتد و نه فقط "روی کاغذ". تاریخ دشوار JCPOA روشن می کند که اجرای موفقیت آمیز تسکین تحریم ها مستلزم آبشار است و طراحی سیاست های اجرای باید در نظر بگیرد که چگونه این سیاست ها بر ادراک و آستانه بنگاه ها تأثیر می گذارد. با تطبیق از الگوی کلی کوران ، می توان اظهار داشت که بنگاه هایی که دارای ترجیحات مختلف و اشتها ریسک هستند ، آستانه ورود به بازار مختلف (T) خواهند داشت. برای نشان دادن این تغییر ، می توانیم دنباله آستانه زیر را ایجاد کنیم ، و آستانه ها را برای ده شرکت ذکر کنیم:
A = (0 ، 20 ، 20 ، 30 ، 40 ، 50 ، 60 ، 70 ، 80 ، 100)
در این دنباله ، شرکت 1 (T1 = 0) مایل است بلافاصله پس از برطرف کردن تحریم ها ، تجارت را در ایران آغاز کند. در انتهای دیگر دنباله ، شرکت 10 (T10 = 100) هرگز وارد بازار ایران نمی شود. اما آستانه بنگاههای دیگر پاسخگو به ارزشی است که می توانیم از آن استفاده کنیم ، نسبت بنگاه هایی که قبلاً وارد بازار شده اند. به عنوان مثال ، شرکت 2 (T1 = 20) فقط در حالی که حداقل 20 درصد از بنگاهها این کار را انجام داده اند وارد بازار می شوند - شرط با ورود بازار شرکت 1 (T1 = 0) ، ورود به این معنی است که این بدان معنی است که S= 10. در چنین شرایطی ، آبشار وجود ندارد - آستانه اکثر بنگاهها خیلی زیاد است.
تغییر در آستانه ها در چنین دنباله ای منعکس کننده مبادله بین بازده های خارجی و داخلی است که شرکت ها با آن مواجه هستند. برای مثال، حتی اگر بازده خارجی که با ورود به بازاری که قبلاً تحریم شده بود، روشن باشد، مانند جریان های درآمدی جدید، ممکن است هزینه های داخلی آنقدر زیاد باقی بماند که شرکت تصمیم نگیرد بر اساس فرصت های اقتصادی آشکار عمل کند. به این ترتیب، سود داخلی خود را می توان از طریق یک توالی آستانه متشکل از بخش های لازم برای تصمیم گیری در سطح شرکت بیان کرد. به عنوان مثال، تصمیم یک شرکت برای فعالیت در بازاری که قبلاً تحریم شده بود، معمولاً مستلزم خرید از بخش توسعه تجارت، بخش مالی، بخش حقوقی و اغلب هیئت مدیره است. مدیران ارشد و افراد دارای نقش حقوقی و انطباق در شرکت هایی که در حوزه های قضایی تحریم شده فعالیت دارند، می توانند شخصاً مسئول شکست های انطباق باشند. این افراد از بالاترین آستانه ها برای حمایت از تصمیم تجاری برای کار در بازاری مانند ایران برخوردارند و می توانند برنامه های سایر بخش هایی را که مایل به پیگیری این فرصت هستند وتو کنند و در واقع آستانه را برای شرکت تعیین کنند. به طور کلی، شرکت در تجارت در مدت کوتاهی پس از لغو تحریم ها مستلزم ارزیابی معاوضه بین پاداش خارجی فرصت های تجاری استفاده نشده قبلی با هزینه داخلی الزامات عملیاتی و انطباق سنگین است. تعیین تحریم های اضافی که پس از لغو تحریم های مرتبط با برجام انجام می شود، ذاتاً بر این مبادلات تأثیر خواهد گذاشت.
بنابراین سیاست گذارانی که به دنبال تشویق فعالیت های تجاری پس از لغو تحریم ها هستند، باید تلاش کنند تا پاداش های خارجی را افزایش داده و هزینه های داخلی را به حداقل برسانند. این را می توان از طریق یک سری مداخلات سیاسی انجام داد که فراتر از لغو ساده تحریم ها است. اگر لغو تحریم ها که «روی کاغذ» اجرا می شود منجر به یک توالی آستانه ای شود که توسط A ارائه می شود، آن گاه می توانیم توالی آستانه متفاوتی را برای رفع تحریم ها که «در عمل» اجرا می شود، مفهوم سازی کنیم که می توانیم آن را A* بنامیم:
A* = (0، 10، 20، 30، 40، 50، 60، 70، 80، 100)
در این دنباله ، مانند دنباله A ، شرکت 1 (T1 = 0) صرفاً به دلیل برداشتن تحریم ها آماده است تا در تجارت شرکت کند. اما فرض کنیم که برخی از مداخلات سیاست جدید باعث شده است که آستانه شرکت 2 (T1 = 10) از 20 به 10 سقوط کند. این بدان معنی است که تصمیم شرکت 1 برای ورود به بازار باعث می شود شرکت 2 همان کار را انجام دهد زیرا S =T2این تغییر کوچک برای تبدیل شدن به یک دنباله آبشار نیز کافی است ، زیرا تصمیم شرکت 2 باعث ورود بازار توسط شرکت 3 و غیره می شود تا نه دهم شرکت ها ، با شرکت 10 (T10 = 100) تنهانگهدارندهاما اگر برخی از مداخلات سیاست بعدی ، مانند اعمال تحریم های جدید ، باعث افزایش آستانه شرکت 4 (T4 = 30) شود ، آبشار قطع می شود زیرا S طولانی تر با T4 خواهد بود.
آنچه دنباله A نشان می دهد این است که مداخله سیاست مورد نیاز برای ایجاد آبشار لزوماً نیازی به آن نیست که آستانه همه بنگاهها را در دنباله تغییر دهد. در عوض ، باید هدف قرار گیرد برای ایجاد تغییر در رفتار در بین بنگاه هایی که تصمیم به ورود به بازار باعث ایجاد آبشار می شود. بنابراین سیاستگذاران که به دنبال تعهدات امدادرسانی تحریم ها هستند ، می توانند از تئوری آبشار برای مفهوم سازی مجموعه های مختلف مداخلات در نظر گرفته شده برای ترغیب شرکت های بیشتر به تجارت و سرمایه گذاری در صلاحیت های مجاز مجاز گذشته استفاده کنند.
این مداخلات باید بر کالیبراسیون بازپرداختهای خارجی و داخلی متمرکز شود. اول ، برای تغییر بازپرداخت های خارجی ، سیاست گذاران ، از جمله در ایران ، باید به دنبال این باشند که مزایای اقتصادی ورود اولیه بازار را مهمتر کند. در حال حاضر ، بودن در میان حرکات اولیه پس از برطرف کردن تحریم ها به معنای رقابت با هزینه های بالای انجام کار است. این هزینه ها شامل هزینه های معامله بالاتر و حق بیمه ریسک مربوط به خدمات بانکی و تأمین مالی یا هزینه های مربوط به واردات تجهیزات یا فناوری لازم برای کار با تسهیلات محلی یا زیرساخت ها است. این هزینه ها می تواند از طریق مشوق ها ، مانند کمک های مالی و وام هایی که باعث می شود شانه دولت برخی از هزینه ها و خطرات مالی را در دوره اولیه تسکین تحریم ها کاهش دهد ، افزایش بازپرداخت خارجی را کاهش دهد. در حالی که برخی از کشورهای اروپایی به دنبال ارائه خطوط اعتباری تحت حمایت دولت برای حمایت از شرکت هایی بودند که با هدف تجارت با ایران مشارکت می کنند ، عملیاتی شدن این خطوط اعتباری دست و پا چلفتی بود ، به این معنی که حتی دو سال پس از بلند کردن ایالات متحده هیچ تسهیلاتی در دسترس شرکت ها نبودتحریم های اتحادیه اروپا و این که هیچ تاثیری در بازپرداخت خارجی درک شده وجود ندارد.
دوم ، سیاست گذاران همچنین نیاز به پرداخت هزینه های داخلی دارند که می تواند شرکت ها را از پیگیری فرصت های فراهم شده توسط تسکین تحریم ها باز دارد. از نظر عملی ، این مداخلات خطرات قانونی درک شده فعالیتهای تجاری را در حوزه های قضایی مجازات مجازات کاهش می دهد. در اینجا ، سیاست گذاران باید پس از برطرف کردن تحریم ها ، وضوح قانونی بیشتری را در مورد فعالیت هایی که مجاز است فراهم کنند و فرصت هایی را برای شرکت ها فراهم کنند تا بتوانند تأیید کنند ، به عنوان مثال از طریق درخواست به اصطلاح ساقه های راحتی ، مجاز بودن ویژه فعالیت های برنامه ریزی شده آنها فراتر از راهنمایی پتودر حال حاضر توسط مقامات نظارتی تهیه شده است. علاوه بر این ، باید تلاشی برای کاهش تهدید مسئولیت شخصی در مورد نقض مجازات های ناخواسته انجام شود. سرانجام ، تأثیر احتمالی تعیین تحریم های اضافی ، مانند تحریم هایی که پس از اجرای JCPOA در دلایل حقوق بشر اعمال می شود ، باید در زمینه تجارت بین بازپرداخت های داخلی و خارجی در نظر گرفته شود. اگر دولت های غربی تصمیم بگیرند که تعیین تحریم ها باید انجام شود ، باید تأثیر آن تعیین شده در بازپرداخت های داخلی در نظر گرفته شود. البته ، تحریم های هدفمند تحمیل شده به دلایل حقوق بشر در نظر گرفته نشده است که در اجرای گسترده JCPOA دخالت کند ، و بنابراین پیامدهای ناخواسته باید کاهش یابد ، به احتمال زیاد با اطمینان از بازپرداخت خارجی همچنان از خطرات داخلی بالاتر می رود. چنین رویکردی این احتمال را افزایش می دهد که بنگاهها تجارت بهتری را در انجام مشاغل در حوزه های قضایی مجازات مجاز درک می کنند - این منجر به یک دنباله آستانه مطلوب تر می شود ، که در آن احتمال بیشتری از آبشار وجود دارد.
طراحی مداخلات سیاست برای تسکین تر و مؤثرتر تحقق تحریم ها نه تنها برای ترمیم معاملات هسته ای ، بلکه برای زنده ماندن طولانی مدت تحریم ها به عنوان ابزاری برای آمار اقتصادی بسیار مهم خواهد بود. نظریه آبشار یک اکتشافی قانع کننده برای درک چگونگی نیاز به چنین مداخلات برای تأثیرگذاری بر رفتار شرکت برای ایجاد شرایط لازم برای افزایش تجارت و سرمایه گذاری در محیط های پس از تحرک است.
فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : لیما اصغرپورسازونی
بازدید : 56
تاريخ : جمعه
20 مرداد
1402 ساعت: 16:37