طرح های خوب و غنی از مارک Twain

ساخت وبلاگ

از پوشش چگونگی ثروتمند شدن.

مانند اکثر ما ، مارک تواین از چک های نوشتن به افراد دیگر متنفر بود. اما مواقعی وجود داشت که او با خوشحالی مبالغ زیادی را پرداخت کرد. به عنوان مثال ، صدور چک به مبلغ 200000 دلار در بانک ایالات متحده نیویورک در 27 فوریه 1886 ، وی را تقریباً فریبنده کرد. این چک به جولیا دنت گرانت ، بیوه Ulysses S. Grant ، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده و فرمانده کل ارتش اتحادیه ، که تابستان قبل از سرطان درگذشت ، درست پس از اتمام یادآوری های مدنی ، انجام شد. جنگاین پرداخت اولین سود حاصل از فروش حجم یکی از خاطرات شخصی Ulysses S. Grant را نشان می داد ، که تنها چند ماه قبل توسط چارلز ال وبستر و شرکت منتشر شد ، یک خانه انتشارات استارت آپ تواین دو سال قبل تأسیس کرده بود. او یک برادرزاده ، چارلز "چارلی" وبستر را به عنوان مدیر تجارت خود نصب کرده بود. وبستر نام خود را در نامه و حقوق دریافت کرد ، اما این در مورد همه اوست که او علاوه بر تشدید ، از موقعیت خارج شده است. تواین تمام تصمیمات تجاری و مالی را اتخاذ کرد ، به جز وقتی که او چنین احساسی نداشت.

تواین خوشحال می شد که خاطرات گرانت را منتشر کرده است ، حتی اگر تمام سوابق انتشارات آمریکایی را برای سودآوری ناچیز شکسته باشد. فقط فرود این قرارداد ، تواین را ملزم به ترغیب ژنرال گرانت برای شکستن معامله دستی با ناشر دیگر کرد. ناشر دیگر حق امتیاز 10 درصدی را به شما پیشنهاد داده بود. تواین با ارائه سهم حق امتیاز از آن پس از آن ، یا از آن زمان: 75 درصد مخالفت کرد. ناشر دیگر هیچ پیشرفتی علیه حق امتیاز ارائه نداد. تواین گفت که او 25،000 دلار پیش پرداخت می کند.

این یک قمار جسورانه بود - برخی ممکن است یک سرمایه گذاری بی پروا بگویند - اما پرداخت می شود. در آن زمان ، چک 200000 دلاری حق امتیاز به بیوه گرانت بزرگترین تا کنون توسط یک ناشر آمریکایی پرداخت شده بود. در ماه های آینده ، وبستر و شرکت چک های حق امتیاز اضافی را به خانواده گرانت نوشتند و درآمد خود را به 450،000 دلار رساندند که دوباره سوابق انتشار را شکست. خود تواین 200،000 دلار برای خاطرات گرانت جیب کرد. در زمان خود ما ، این حدود 11،000،000 دلار برای بیوه گرانت و 4،800،000 دلار برای تواین است.

این به نظر می رسد پول زیادی است - و همینطور بود. در آن زمان ، یک معدنکار ذغال سنگ روزانه 1. 50 دلار درآمد و ماهانه 6 دلار برای اجاره خانه ای برای همسر و پنج فرزند خود پرداخت می کرد. صورتحساب غذا سالانه خانواده 80 دلار در ماه ، یک پوند کره 35 سنت و دوجین تخم مرغ ، 40 سنت هزینه داشت. برای پیشرفته شهری ، کت و شلوار یک مرد 4. 85 دلار هزینه داشت ، پیانو را می توان با قیمت 125 دلار خریداری کرد و یک آپارتمان سه خوابه در منهتن با قیمت 80 دلار در ماه اجاره داد.

در سن پنجاه سالگی ، مارک تواین به چیزی که در خواب دیده بود به دست آورد و برای تمام زندگی خود کار کرده بود: او ثروتمند بود. در فقر جنتل در شهرهای کوچک در میسوری (وقتی میسوری هنوز غرب بود) ، تواین به عنوان یک مرد بالغ ، بزرگ شده بود ، آرنج ها را با بزرگترین مشاغل آن زمان مالیده بود. به عنوان نویسنده بی گناهان در خارج از کشور ، آن را خشن ، زندگی در می سی سی پی ، ماجراهای تام ساویر و ماجراهای هاکلبری فین ، او جهان یا بخش اعظم آن را دیده بود. شاهزادگان روسی و اربابان انگلیسی بر او غافل شدند. صدها هزار نفر کتابهای او را خریداری کردند و برای شنیدن صحبت کردن او صف کشیدند. او با درآمدهای خود-و وراثت همسرش-او یک عمارت فوق العاده مبهم و بیست و پنج اتاق را در هارتفورد با کیفیت بالا ، کانکتیکات ساخته بود. جاستین کاپلان ، نویسنده آقای Clemens و Mark Twain ، خانه را "Steamboat Part ، بخشی از دژ قرون وسطایی و ساعت Cuckoo Part" خواند.

و اکنون ، به عنوان رئیس انتشارات خود ، که برای سایر نویسندگان درآمد کسب می کند ، او مانند یک انسان دوست بزرگ احساس می کرد. او می توانست خود را به عنوان یکی از نیکوکاران واقعی عصر ببیند. و این سنی بود که او هنگام انتخاب عنوان یکی از پرفروش ترین خود را انتخاب کرد: عصر طلاکاری.

مارک تواین در 30 نوامبر 1835 ساموئل لانگورن کلمنز متولد شد. برای اهداف این کتاب ، او مارک تواین است ، نه ساموئل Clemens - و این نهایی است. محل تولد تواین فلوریدا ، میسوری بود که در آن زمان صدها نفر حاوی صد نفر بود. او با تولد در آنجا ، به یاد آورد ،

من جمعیت را 1 درصد افزایش دادم. این بیش از بسیاری از بهترین مردان تاریخ می توانست برای یک شهر انجام دهد. ممکن است در من متواضع نباشد که به این موضوع مراجعه کنم اما درست است. هیچ سابقه ای از شخصی که به همان اندازه انجام می دهد وجود ندارد - حتی شکسپیر. اما من این کار را برای فلوریدا انجام دادم و این نشان می دهد که می توانستم برای هر مکانی این کار را انجام دهم - حتی لندن ، فکر می کنم.

به نفع دقیق بودن علمی ، باید نیز اشاره کرد که تواین هرگز برای زادگاه خود کاری دیگری انجام نداد. امروز ، گردشگران تواین به جای آن به هانیبال می روند ، جایی که او بزرگ شد. از سرشماری سال 2000 ، تنها نه نفر در فلوریدا ، میسوری زندگی می کردند. تا سال 2010 ، این روستا رسماً سکونت داشت ، بنابراین حتی اگر هر گردشگر ظاهر شود ، کسی نخواهد بود که از آنها استقبال کند.

شاید مهمتر از جایی که تواین به دنیا آمد ، زمانی است. در Outliers ، مالکوم گلادول کشف کرد که از هفتاد و پنج ثروتمندترین مردم در تاریخ بشر ، چهارده ساله آمریکایی در طی نه سال از یکدیگر متولد شده است. جان دی راکفلر ، ثروتمندترین تا کنون ، در سال 1839 به دنیا آمد. اندرو کارنگی (ثروتمندترین) در سال 1835 متولد شد ، و غیره ، از طریق J. P. Morgan (پنجاه و هفتم) و جی گولد (سی و سوم) و همهدیگران. اینجا چه خبره؟گلادول می پرسد.

سپس او به ما می گوید:

اگر به آن فکر کنید ، جواب آشکار می شود. در دهه 1860 و 1870 ، اقتصاد آمریکا شاید بزرگترین تحول در تاریخ خود را پشت سر بگذارد. این زمانی بود که راه آهن ساخته می شد و وال استریت ظاهر می شد. این زمانی بود که تولید صنعتی با جدیت شروع شد. این زمانی بود که تمام قوانینی که اقتصاد سنتی عملکرد آن شکسته و اصلاح شده بود.

آنچه در لیست مردان ثروتمند گلادول و تاریخ تولد آنها می گوید: "واقعاً مهم است که وقتی این تحول اتفاق افتاد ، چند ساله بودید."و تواین و راکفلر ، و همکاران ، در دهه بیست و سی سالگی خود بودند.(بنابراین ، البته ، میلیون ها نفر ناگفته بودند که درست وقتی گلادول توصیه می کنند اما به هر حال فقیر درگذشت.)

جامعه شناس C. Wright Mills تقریباً همان پدیده ها را قبل از گلادول مشاهده کرد و به این نتیجه رسید: "بهترین زمان در طول تاریخ ایالات متحده برای پسر فقیر بلندپروازانه برای موفقیت در کسب و کار بالا به دنیا آمده است ، حدود سال 1835 بود."و تواین "در حدود سال 1835" به دنیا نیامده است ، اما در طول آن - یک تصمیم استراتژیک با حداکثر اهمیت ، نشان می دهد که یک ذهن هشدار و مشتاق تجارت حتی در رحم فعالیت می کند.

متأسفانه ، تواین در انتخاب والدین آنقدر حیرت نبود. پدر وی جان مارشال کلمنز ، مردی قائم و بدون طنز بود ، ویرجینیایی با بدو تولد و با اشغال ، یک فروشگاه ناکام ، اپراتور شبانه روزی ناکام و وکیل شکست خورده. این Clemenses ادعای نزول از جفری کلمنت کرد ، که در سال 1649 یکی از داوران بود که چارلز اول را محکوم کرد که با سر و صدا درگذشت. مادر تواین ، جین لامپتون سابق از کنتاکی ، زنی پرهیزگار بود اما خانواده ای که خانواده او نیز از یک اجداد برجسته انگلیس صحبت می کردند. گرچه از بدو تولد آمریکایی ، یکی از برادرزاده های جین لمپتون کلمنز خود را ارل حق دورام نامید.

اگر در پیشینه مارک تواین نجیب وجود داشت ، حداقل تا زمانی که او همراه بود ، از نوع شیطانی بود. هیچ یک از والدین وی "یک فراز و نشیب اموال" را به ازدواج نرسیدند. جهیزیه مادرش شامل "دو یا سه نگرو بود اما هیچ چیز دیگری". آنها یک خانواده برده دار بودند ، با یک خدمتکار یا دو نفر. کاری که بندگان در واقع انجام دادند سخت است. پس از درگذشت جان کلمنس در سال 1847 ، این خانواده بالاتر از یک داروخانه زندگی می کردند. مادر تواین برای خانواده داروخانه پخته شد و لباسشویی خود را انجام داد. وودی آلن یک بار گفت: "پول بهتر از فقر است ،" اگر فقط به دلایل مالی باشد. "تواین این را از کودکی می دانست.

خانواده Clemens قبل از عزیمت به میسوری در تنسی زندگی می کردند و در آنجا بود که پدرسالار مشکوک آنها تصمیم مالی مهم گرفت. جان کلمنس به یک دلال زمین تبدیل می شود. استعفا داد به این احتمال که هرگز پول زیادی کسب نمی کند ، وی با دستیابی به دارایی های وسیع در املاک و مستغلات ، پس از مرگ وی پس از مرگ خود را تأمین کرد. از سال 1826 تا 1841 ، وی بیست تراکت را در روستای Fentress County ، تنسی خریداری کرد و در مجموع بین 35000 تا 75000 هکتار بود. جان کلمنس ادعا کرد که آنها 100000 هکتار دارند. مورخان در مورد تعداد دقیق مخالف هستند ، که تعجب آور نیست زیرا خود خانواده هرگز مطمئن به نظر نمی رسید. او حدود 400 دلار برای زمین هزینه کرد - شاید امروز 11000 دلار - و درگذشت و گفت که بازماندگان خود را تا زمان مناسب بودن به این ملک آویزان کنند. در برابر وسوسه فروش آن به اولین پیشنهاد دهنده مقاومت کنید. اگر آنها فقط صبور باشند ، ثروتمند می شوند ، همانطور که هر احمق می دید.

جان کلمنس گفت: "هرچه به من بیفتد ، وراث من ایمن است.""من زندگی نمی کنم تا ببینم که این هکتارها به نقره و طلا تبدیل می شوند اما فرزندانم خواهند بود."علاوه بر ثروت معدنی در زیر زمین ، "اراضی چرا ، زمین های ذرت ، اراضی گندم ، سرزمین های سیب زمینی وجود دارد ، همه گونه های چوب وجود دارد - همه چیز در این قطعه زمین بزرگ وجود دارد که می تواند زمین را با ارزش کند."

این زمان رونق در آمریکا بود که پدر مارک تواین سرزمین تنسی را خریداری کرد. این دوره از گسترش اقتصادی که توسط سرمایه داری Laissez-Faire منتشر شد ، به قول جان مینارد کینز ، "قسمت باشکوه قرن نوزدهم" را تشکیل می داد. دولت فدرال 28 میلیون هکتار از اراضی عمومی را برای فروش ارائه داد و منجر به گمانه زنی های مشتاق املاک و مستغلات شد. بیش از یک چهارم از جمعیت اکنون در غرب Appalachians زندگی می کردند. نحوه حرکت مردم و کالاها در حال تغییر بود. تا سال 1840 ، لوکوموتیوهای متعلق به 300 شرکت راه آهن در امتداد 3،300 مایل ریل آهنی در حال حرکت بودند. قایق های بخار ، که آبهای دریاچه های بزرگ را می چسباند ، به زودی به شمال و جنوب به می سی سی پی متصل می شوند.

الکسیس دی توکویل از "انتشار پدیده ابتکار عمل و انرژی" در زمان مردان و زنان جان کلمنز شگفت زده شد. یک مورخ با نام فوق العاده گارت گرت ، آن را "نسل نفس گیر" خواند. هنری آدامز گفت ، "این قاره قبل از [آمریکایی ها] مانند یک سنگ معدن کشف نشده دراز کشیده است."پیشرفت های فن آوری باعث توسعه اقتصادی در نمرات جبهه ها شد. دروگر کوروش مک کورمیک ، گلدان فولادی جان دیر ، تلگراف ساموئل مورس و دستگاه ظرفشویی دست و پاچه ای جوزفین هوتون وجود داشت.(جوزفین هوتون یک شلبیویل ، ایلینویز ، زن خانه دار بود که در سال 2006 به سالن مشاهیر ملی مخترعین القا شد. متأسفانه ، این کار خیلی دیر شده بود تا با توجه به اینکه در سال 1913 درگذشت.)

همان صنعت آهن که هزاران مایل ریل معلوم شد ، تولید وسایل روزمره برای حل و فصل غرب - چاقوها ، محورها و گاوآهن بود. همچنین هزاران گردان معلوم شد ، برای کابوی ها که به یکدیگر تیراندازی می کنند و برای مهاجران تلاش می کنند هندی ها را ترغیب کنند سرزمین های قبیله ای را که این افراد تازه وارد مایل به سکونت در آن بودند ، ترغیب کنند. جان کلمنس گفت: این رونق جمعیت ، "از این پس سریعتر از همیشه افزایش می یابد. فرزندان من روزی را خواهند دید که مهاجرت راه خود را به سمت Fentress County ، تنسی سوق می دهد ، و پس از آن ، با 100000 هکتار زمین عالی در دستان خود ، آنها ثروتمند خواهند شد. "

این چشم انداز جالب از ثروت بزرگ ، مارک تواین را برای بیشتر زندگی خود به خود جلب کرد. او را در مورد چند مورد دیگر تحریک کرد. همه افراد واقعاً جاه طلب می توانند در زندگی خود به چنین چیزی اشاره کنند و می توانند از آن ناراحت باشند اما سپاسگزار نیز هستند. تواین به یاد می آورد: "ما همیشه ثروتمند می شدیم."خوب است که زندگی فقیر را شروع کنیم. خوب است که زندگی را غنی کنیم - اینها سالم هستند ، اما برای شروع آن فقیر و آینده نگر غنی! مردی که آن را تجربه نکرده است نمی تواند لعنت آن را تصور کند! "

و تعداد کمی از آنها با چنین نفرین بر آنها همیشه قدردانی می کنند که چقدر می تواند انگیزه داشته باشد.

خانواده مارک تواین فقیر بودند اما دارای تصورات پر جنب و جوش بودند. آنها تلاش کردند تا از شرایط مالی محدود خود خارج شوند. پدر تواین امید خود را در سرزمین تنسی قرار داد ، اما این همه چیز نبود. او همچنین خود را به یک مخترع تبدیل کرد و در تلاش برای تولید یک ماشین حرکات دائمی بود. برادر بزرگتر Twain Orion (تلفظ Ore-EE-on) ساعات طولانی را در محل کار خود در یک دستگاه پرواز گذراند.

به گفته R. کنت راسموسن ، یک محقق تواین ، اوریون گرچه باهوش و سخت کوش بود ، اما اوریون "استعداد پدرش را برای شکست به ارث برد". هنگامی که پدرشان درگذشت ، اوریون رئیس خانواده خانواده شد ، مسئول سرمایه گذاری در املاک و مستغلات تنسی و تهیه روز به روز خانواده بود. برای این منظور ، وی روزنامه هانیبال وسترن اتحادیه را در اختیار داشت و ویرایش کرد ، جایی که مارک تواین به عنوان "شیطان چاپگر" به کار گرفته شد ، نوع تنظیم شده - اگر به کار رفته کلمه صحیح است زیرا او بدون پرداخت هزینه کار می کرد.

تواین مشاغل دیگری در هانیبال داشت و به نظر می رسد از همه آنها اخراج شده است. او در یک فروشگاه مواد غذایی ، در یک دباغی و در یک فروشگاه آهنگر کار می کرد. او در یک راهپیمایی کار می کرد ، هرچند که "نسخه های من بدشانس بود ، و ما به نظر می رسیدیم پمپ های معده بیشتری را نسبت به آب سودا می فروشیم."او در یک کتابفروشی کار می کرد ، اما این کار نیز انجام نشد ، زیرا "مشتریان آنقدر مرا آزار دادند که من نتوانستم با هیچ راحتی بخوانم."سرانجام اوریون او را در فروشگاه چاپ روزنامه گرفت. با گذشت زمان ، تواین دستمزد دریافت کرد و در اتحادیه وسترن هانیبال بود که اولین تلاش های ادبی وی منتشر شد.

فقط در گذشته نگر ، ظاهر اولین نوشته های تواین به نظر می رسد یک مناسبت تاریخی است. او هرگز آنها را به این ترتیب نمی دید ، زیرا او از هرگونه تماس ادبی عالی آگاه نبود ، پس از آن سالها ،."رهبران فکری" که می گویند موفقیت بزرگ به پیدا کردن اشتیاق شخص در زندگی بستگی دارد و دنبال کردن آن مانند یک بدتر عسل با یک وضعیت واقعاً نامطبوع ، در این صفحات پشتیبانی کمی پیدا می کند. اشتیاق تواین این نبود که در یک چاپخانه ، قایق های رودخانه ای خلبان کار کند ، برای روزنامه ها یا حتی - همانطور که در دهه بیست سالگی انجام می داد - برای طلا و نقره ای از غرب کار کند. هدف Twain کسب درآمد و سپس کسب درآمد بیشتر بود. نوشتن کتاب فقط ابزاری برای رسیدن به هدف بود و در سال 1886 ، هنگامی که او نوشت که 200،000 دلار برای بیوه جنرال گرانت چک کرد ، او در راه تحقق رویای خود خوب بود.

و حالا که او ثروت خود را سرگرم می کرد ، می توانست حتی بیشتر نیز انجام دهد. از آنجا که او یک ناشر موفق بود ، می توانست جلوی نوشتن را در کل و کسب درآمد از کتاب های نویسندگان دیگر کند. او می تواند در مشاغل دیگر نیز سرمایه گذاری کند. او می تواند همان چیزی باشد که ما آن را "سرمایه گذار فرشته" یا سرمایه دار سرمایه گذاری می نامیم. او حتی می توانست توجه خود را به اختراعات خود جلب کند ، زیرا پدر و برادر بی شانس خود سعی کرده اند با آنها انجام دهند ، اما او فاقد استعداد ، ارتباطات و مالی بود که برای موفقیت آنها بود.

تواین احساس کرد که تقریباً هیچ چیزی که نتوانسته است انجام دهد ، زیرا او فقط چند ماه قبل از اولین پرداخت خود به بیوه گرانت اعتراف کرد. وی گفت: "من از نسبت سعادتم وحشت زده ام.""به نظر من هرچه لمس کنم به طلا تبدیل می شود."

آلن پل کرافورد نویسنده گرگ و میش در مونتیکلو و احساسات غیر منطقی است. وی که از سال 1993 کتابهای مربوط به تاریخ ، سیاست و فرهنگ ایالات متحده ، سیاست و فرهنگ برای وال استریت ژورنال را بررسی کرده است ، یک سخنران سابق سنا ، دبیر مطبوعات کنگره و سردبیر مجله ، کتابهای وی در مورد تاریخ ، سیاست و فرهنگ برای وال استریت ژورنال را بررسی کرده است.، و در جای دیگر

گزیده ای از چگونگی ثروتمند شدن: سوءاستفاده های مالی مارک تواین توسط آلن پل کرافورد. کپی رایت © (2017) توسط آلن پل کرافورد. چاپ شده توسط مجوز شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. کلیه حقوق محفوظ است.

فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : لیما اصغرپورسازونی بازدید : 36 تاريخ : جمعه 20 مرداد 1402 ساعت: 18:55