ورود به بازار

ساخت وبلاگ

تکامل ، اصلاح و توسعه بخش بانکی چین

اصلاحات بانکی چین

به عنوان یک مؤلفه مهم سیستم مالی ، بخش بانکی نقش مهمی در توسعه اقتصاد کشور دارد. به منظور داشتن یک بخش بانکی سالم و به خوبی توسعه یافته ، دولت چین مجموعه ای از اصلاحات را اجرا کرده است که می تواند به سه دوره تقسیم شود: اولین پوشش 1979 تا 1994 ، دوم از 1994 تا 2001 و آخرین پوششدوره از سال 2001 هنگامی که چین به WTO پیوست.

سیستم بانکی سوسیالیستی چین در اواخر دهه 1940 در امتداد سیستم در اتحاد جماهیر شوروی سابق تأسیس شد. بانک مرکزی ، بانک مردم چین (PBC) ، در سال 1948 با ادغام بانک سابق Huabei ، Beihai Bank و Bank دهقانان Xibei تأسیس شد. PBC از کارکردهای بانک مرکزی خود در طول انقلاب فرهنگی (76- 1966) محروم شد ، اما بعداً مسئولیت مسئله ارز و کنترل پولی را به دست آورد.

پیش از اصلاحات اقتصادی در سال 1978 ، صنعت بانکی چین یک سیستم تک بانکی بود ، جایی که PBC نقش های بانکی مرکزی و تجاری را ترکیب می کرد. سایر بانکها - که توسط PBC یا تحت اداره PBC یا وزارت دارایی به تصویب و یا تحت اداره اداره می شدند - فقط بخشی از سلسله مراتب بودند که اطمینان حاصل می کردند که برنامه های تولید ملی برآورده می شوند و هیچ انگیزه ای برای رقابت با یکدیگر وجود نداردبشراز سال 1978 ، تعدادی از اصلاحات به تدریج توسط دولت چین به منظور بهبود عملکرد و ایجاد یک محیط رقابتی تر در بخش بانکی انجام شده است (یائو و همکاران ، 2007).

یک سیستم بانکی دو لایه در اولین دوره اصلاحات تأسیس شد که از سال 1979 تا 1984 با هدف بهبود خدمات بانکی به شرکتهای دولتی و افزایش بهره وری بانکی ادامه داشت. اولین ردیف سیستم بانکی PBC ، بانک مرکزی چین است که مسئولیت نظارت بر عملکرد موسسات مختلف مالی مانند کلیه بانکهای تخصصی ، موسسات مالی غیر بانکی و شرکتهای بیمه را بر عهده دارد. از طرف دیگر ، ردیف دوم سیستم بانکی ، به طور عمده شامل چهار بانک تجاری متعلق به اعلام شده است: بانک چین (BOC ، که در سال 1912 تأسیس شده است) ، بانک ساخت و ساز چین (CCB ، در سال 1954) ، کشاورزیبانک چین (ABC ، در سال 1979 تأسیس شده است) ، و بانک صنعتی و تجاری چین (ICBC ، که در سال 1984 تأسیس شده است). در این دوره این چهار بانک تجاری دولتی به عنوان سلاح های وام دولت خدمت می کردند. آنها به منظور تحقق برنامه دولت تحت هدایت دولت ، به شرکتهای دولتی وام می دادند. به طور خاص ، هر یک از این چهار بانک تجاری دولتی مسئولیت تخصیص اعتبار در بخش های اقتصادی خاص را بر عهده داشتند. به عنوان مثال ، ABC عمدتاً خدمات مالی را به بخش کشاورزی ارائه می داد ، در حالی که CCB وام هایی را برای کمک به تأمین اعتبار پروژه های زیرساختی و توسعه مسکن شهری انجام داد. ICBC برای کمک به بودجه فعالیت های تجاری و صنعتی در مناطق شهری ، پشتیبانی مالی ارائه داد و BOC تجارت خود را در معاملات ارزی و معاملات تجاری خارجی مورد توجه قرار داد. برای آسانتر کردن اعتبار شرکت های محلی ، شعب مختلف و دفاتر محلی در استان های مختلف در سراسر کشور تأسیس شد. عملکرد این شعب توسط مقامات محلی و نه بانک مرکزی اداره می شود. عملکرد این شاخه ها/دفاتر کمک به دولت های محلی است که برنامه های تولید خود را انجام دهند و از این رو وام به شرکتهای دولتی بدون توجه به سودآوری انجام می شود.

در نتیجه شرکتهای دولتی در چین در این زمان بسیار ناکارآمد و خسارات گسترده ای از عملیات آنها ، تأمین وام بانکهای تجاری دولتی به این شرکتها باعث افزایش ریسک بانکی و نرخ بالاتر نرخ پیش فرض وام ساخته شده استتعداد وام های غیر عامل را افزایش دهید. علاوه بر این ، همانطور که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ، هر یک از این چهار بانک تجاری دولتی خدمات وام را به بخش های اقتصادی خاص ارائه می دادند. علیرغم داشتن قدرت قوی بازار در مناطق تعیین شده خود ، هیچ رقابت بین این چهار بانک وجود نداشت. به منظور افزایش رقابت در بین این چهار بانک و دستیابی به هدف ایجاد اقتصاد محور بازار ، به چهار بانک تجاری دولتی اجازه داده شد که پس از سال 1985 بدون هیچ محدودیتی به هر بخش اقتصادی وام دهند. آنها در مختلف با یکدیگر رقابت کردندمناطقی مانند خدمات وام و سپرده گذاری ، جمع آوری صندوق و تخصیص سرمایه ، اما رقابت در این مرحله بسیار محدود بود زیرا هیچ بانک خارجی در صنعت بانکی چین وجود نداشت و مهمتر از همه ، دولت مرکزی و محلی هنوز به شدت درگیر بانک ها بودند. عملیات (یائو و همکاران ، 2007).

در تلاش برای کاهش تعداد بالای وام های غیر عامل در بخش بانکی چین ، به ویژه آنهایی که در بانکهای تجاری دولتی ، سه بانک سیاست در سال 1994 توسط دولت چین برای به عهده گرفتن مسئولیت های پیشرو در سیاست ایجاد شده است: توسعه چینبانک (CDB) ؛بانک صادرا ت-آمپورت چین (CEIB) و بانک توسعه کشاورزی چین (ADBC). آنها با صدور اوراق قرضه و پذیرش برخی سپرده ها تأمین می شوند. آنها کاملاً متعلق به دولت هستند. هدف آنها تحقق سیاست کشور برای توسعه صنعتی و منطقه ای است. بر خلاف سایر مؤسسات ذکر شده در بالا ، آنها برای سودآوری راه اندازی نشده اند. به طور خاص ، CDB عمدتاً وام به پروژه های با سرمایه گذاری دولت مربوط به زیرساخت ها و صنایع ستون ارائه می دهد. در حالی که CEIB عمدتاً از نظر تأمین وام برای کمک به صادرات و واردات کالاهای سرمایه از دولت پشتیبانی می کند. نکته آخر اینکه ، ADBC عمدتاً پروژه های سرمایه گذاری دولتی مانند توسعه کشاورزی در مناطق روستایی را تأمین می کند.

دو قانون مهم بانکی در سال 1995 تصویب شد: قانون بانک مردم چین و قانون بانک تجاری. قانون بانک مردم چین برای تعریف وضعیت و کارکردهای بانک مردم چین ، اطمینان از تدوین و اجرای صحیح سیاست های پولی ، ایجاد و بهبود سیستم مدیریت کلان اقتصادی بانک مرکزی و حفظ ثبات مالی تصویب شد. علاوه بر این ، تصریح می کند که بانک مردم چین تحت رهبری شورای دولتی قرار دارد و عاری از مداخله دولت های محلی ، ادارات دولتی در سطوح مختلف ، سازمان های غیر دولتی و افراد عاری است. قانون بانک تجاری برای محافظت از حقوق و منافع قانونی بانکهای تجاری ، سپرده گذاران و سایر مشتریان ، استاندارد سازی رفتار بانکهای تجاری ، بهبود کیفیت وجوه ، تقویت نظارت و مدیریت ، اطمینان از ایمنی و صداقت بانکهای تجاری تدوین شده است. نظم مالی خوب و ترویج توسعه اقتصاد بازار سوسیالیستی. تأسیس این دو قانون نه تنها عملکرد بانکهای تجاری چین را رسمی می کند ، بلکه از نظر تخصیص اعتبار ، استقلال بیشتری به بانک های تجاری می دهد. اگرچه فعالیت های وام دهی بانکهای تجاری دولتی توسط بانکهای سیاست گذاری به عهده گرفته شد ، اما دولت مرکزی و محلی هنوز وظایف وام دهی را به بانکهای تجاری دولتی اختصاص می دهند.

موانع ورود به بانکهای جدید از اواسط دهه 1980 توسط PBC آرام شده است که هدف از آن افزایش رقابت در بخش بانکی است. بانکهای تجاری مشترک سهام (JSCB) شروع به راه اندازی و بهره برداری در سراسر کشور کردند که هدف از آن حداکثر رساندن سود بود. در سال 1987 بانک ارتباطات (BOCOM) تأسیس شد و اولین JSCB در چین شد. 1 چندین JSCB دیگر که در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 تأسیس شده است شامل بانک سیتی ، بانک بازرگان چین ، بانک توسعه شنژن ، 2 بانک Everbright چین ، بانک صنعتی ، بانک توسعه گوانگدونگ ، 3 بانک Huaxia ، بانک همیشه رشد و بانک توسعه شانگهای پودونگ است. دو JSCB در سال 1996 تأسیس شد: Bohai Bank و Minsheng Bank. جدیدترین JSCB هایی که در چین راه اندازی می شوند شامل بانک همیشه در حال رشد و بانک توسعه شانگهای پودونگ است که به ترتیب در سال 2003 و 2004 تأسیس شده اند. بر خلاف بانک های تجاری بزرگ چهار کشور (SOCB) که کاملاً متعلق به دولت چین هستند ، بیشتر JSCB ها در چین عمدتاً سهام دو حزب را تشکیل می دهند: دولت محلی/شرکت های دولتی و بانک های خارجی. بر خلاف SOCB ها ، JSCB ها از آزادی نسبتاً بیشتری برخوردار و مداخله کمتر دولت هستند ، از این رو این عقیده که JSCB ها دارای کیفیت دارایی سالم تر ، سودآوری بالاتر و تعداد کمتری از وام های غیر عامل هستند.

به غیر از JSCBS ، تعدادی از تعاونی های اعتباری شهری و تعاونی های اعتباری روستایی نیز در ابتدای دهه 1990 تأسیس شدند. آنها شرکت ها و افراد کوچک و متوسط روستایی و شهری را تأمین می کنند. در نتیجه سرمایه گذاری دولت محلی برای ایجاد تعاونی وجوه ، مقامات دولتی کنترل کاملی بر عملکرد تعاونی ها دارند. رشوه از تعدادی از شرکت ها/شرکت های پرخطر ، مقامات دولتی را وادار می کند که به تعاونی ها فشار بیاورند تا وام به آنها بدهند ، که منجر به ایجاد تعداد وام های غیر عامل می شود. مطابق مقررات شورای ایالتی ، تعاونی های اعتباری شهری از سال 1995 به تدریج به بانک های تجاری شهر تبدیل شده اند ، در حالی که تعاونی های اعتباری روستایی از سال 2001 به تدریج به تدریج به بانک های تجاری روستایی تغییر می کنند.

ورود چین به سازمان تجارت جهانی (WTO) آغاز دوره جدیدی برای صنعت بانکی چین و چشم انداز رقابت شدید با بانکهای خارجی بود. برای رعایت تعهد WTO ، بخش بانکی چین به تدریج در رقابت بالاتری از موسسات مالی خارجی باز شد و ممنوعیت بانک های خارجی که تجارت ارز در چین را ارائه می دهند ، به تدریج حذف شد. به طور خاص تر ، تا پایان سال 2001 به بانکهای خارجی اجازه داده شد تا تجارت ارزهای خارجی را به شرکتهای چینی و خارجی و افراد در سراسر کشور ارائه دهند ، اما فقط به آنها اجازه داده شد تا تجارت ارز محلی را به شرکتهای خارجی و شهروندان خارج از کشور در شهرهای خاص مانند مانند ارائه دهندشانگهای ، شنژن ، دالیان و تیانجین. در اواخر سال 2002 ، این محدودیت بیشتر از بین رفت و موسسات مالی خارجی می توانستند تجارت ارز محلی را در گوانگژو ، نانجینگ ، چینگدائو ، ووهان و ژوهای ارائه دهند. در اواخر سال 2003 ، شهرهای بیشتری توسط موسسات مالی خارجی از جمله جینان ، فژو ، چنگدو و چونگ کینگ به تجارت ارز محلی باز شدند. علاوه بر این ، امکان ارائه تجارت ارز محلی به کلیه شرکتهای چینی و خارجی و شهروندان خارج از کشور امکان پذیر بود. در اواخر سال 2004 ، لیست شهرها گسترش یافته است که شامل پکن ، Xiamen ، Kunming ، Shengyang و Xian است. در اواخر سال 2005 Ningbo ، Shantou ، Harbin ، Changchun ، Lanzhou ، Yinchuan و Nanning به لیست اضافه شدند. موسسات مالی خارجی دقیقاً مشابه بانکهای داخلی در مورد تأمین تجارت ارز محلی تا پایان سال 2006 رفتار می شدند.

چهار شرکت مدیریت دارایی (AMCS) در سال 1999 توسط دولت چین با هدف کاهش تعداد وام های غیر عامل Big 4 SoCBS تأسیس شد. آنها سیندا ، شرقی ، دیوار بزرگ و هورونگ بودند. ایده اصلی این بود که یک AMC را به هر بانک تجاری دولتی اختصاص دهید که سیندا به بانک ساخت و ساز چین می رود. شرقی به بانک چین ؛دیوار بزرگ به بانک کشاورزی چین و هورونگ به بانک صنعتی و تجاری چین. مقدار وام های غیر عامل از چهار SOCB که توسط AMCS نوشته شده است ، در 2000-2000-2000 به RMB1. 4 تریلیون رسیده است که این امر باعث کاهش نسبت وام غیر عملکرد SOCB ها 10 درصد می شود. به عبارت دیگر ، نسبت وام غیر عامل از 35 به 25 درصد کاهش یافته است. در سال 2004 و 2005 دو وام غیرقانونی توسط چهار AMC در سال 2004 و 2005 وجود داشت. در سال 2004 وام های غیر عمل به ارزش RMB278. 7 میلیارد از بانک چین و بانک ساخت و ساز چین توسط Cinda و سپس در آن خریداری شد. 2005 ، وام های غیر عملکردی به ارزش RMB142. 4 میلیارد از بانک چین ، RMB56. 9 میلیارد از بانک ساخت و ساز چین ، و 64 میلیارد RMB از بانک ارتباطات توسط Oriental و Cinda خریداری شد. این خریدها باعث کاهش تعداد وام های غیر عامل بانکهای دولتی چین می شود. شرکت های مدیریت دارایی مالی مشمول مقررات هستند و تحت نظارت PBC ، وزارت دارایی و کمیته نظارت بر اوراق بهادار دولت چین قرار دارند.

کمیسیون تنظیم مقررات بانکی چین (CBRC) در مارس 2003 با هدف افزایش کارآیی عملکردهای نظارتی و نظارتی در بخش بانکی تأسیس شد. تأسیس آن بانک مرکزی چین - PBC - را برای تمرکز بر نقش خود در مدیریت اقتصاد کلان چین آزاد کرد. CBRC تحت کنترل شورای دولتی است. دو قانون در سال 2005 با هدف بهبود عملکرد و ثبات در بخش بانکی چین به اجرا در آمد: قانون جمهوری خلق چین در مورد بانک مردم چین و قانون جمهوری خلق چین در بانک های تجاری.

مقررات حاکم بر کفایت سرمایه بانکهای تجاری ، یک قانون جدید در مورد کفایت سرمایه بانکهای تجاری چین ، در فوریه 2004 توسط CBRC به منظور بهبود مدیریت ریسک و تقویت ثبات در بخش بانکی چین منتشر شد. فرمولاسیون این قانون بر اساس ترکیب توافق نامه سرمایه بازل 1998 (بازل اول) و توافق نامه سرمایه بازل 2002 (بازل دوم) بود. قانون بانک تجاری تصویب شده در سال 2005 دارای یک بند است که به بانکهای تجاری نیاز دارد تا حداقل نسبت کفایت سرمایه 8 درصد را حفظ کنند ، در حالی که قانون جدید با تهیه مکانیسم برای محاسبه نسبت سرمایه بانکهای تجاری ، قانون را تکمیل می کند. قانون جدید بیشتر تصریح می کند که کلیه بانکهای تجاری قبل از 1 ژانویه 2007 باید حداقل نسبت کفایت سرمایه 8 درصد را برآورده کنند. روش محاسبات اجرا شده توسط قانون جدید باعث افزایش نسبت کفایت سرمایه (CAR) بانکهای تجاری به طور متوسط 2 در هردر مقایسه با قانون قدیمی (بازل اول). به عبارت دیگر ، قانون جدید الزامات سختگیرانه تری را به سطح کفایت سرمایه بانکهای تجاری چین تحمیل می کند. الزامات بیشتر تحمیل شده توسط مقامات نظارتی از بانکهای چینی می خواهد ساختارهای مدیریت ریسک و یک سیستم رتبه بندی را ایجاد کنند. در نتیجه ، بر اساس توافق نامه جدید سرمایه بازل (بازل دوم) ، سیستم های جدید رتبه بندی داخلی و مدیریت ریسک اعتباری توسط بانک های تجاری دولتی Big 3 ایجاد شده است: بانک چین (BOC) ، بانک ساخت و ساز چین (CCB) ، و بانک صنعتی و تجاری چین (ICBC).

براساس مقررات مالی شرکت های مالی و بیمه که توسط وزارت دارایی در سال 1993 تأسیس شده است ، بانک های تجاری چینی وام ها را قبل از سال 1998 به چهار دسته طبقه بندی می کنند: وام عادی ، وام گذشته ، وام مشکوک و وام بد. طبق این سیستم ، وام های غیر عامل شامل وام های گذشته ، وام های مشکوک و وام های بد است. این طبقه بندی به جای ارزیابی ریسک آن ، بر وضعیت پرداخت وام تأکید کرده است. در ماه مه 1998 ، مطابق با عمل بین المللی و شرایط ملی چین ، PBC دستورالعمل طبقه بندی وام را تدوین کرد که بانک های تجاری چینی را ملزم به طبقه بندی وام ها به پنج دسته با توجه به توانایی وام گیرندگان در بازپرداخت وام ها می کند: عادی ، توجه ویژه ، زیر استاندارد ، مشکوک، و ضرراگرچه این طبقه بندی وام جدید در سال 1998 معرفی شد ، اما تا سال 2003 توسط بانکهای تجاری چینی به طور کامل اجرا نشده است. در مقایسه با سیستم وام چهار طبقه ، طبقه بندی جدید بر ارزیابی ریسک تأکید دارد. وام های توجه عادی و ویژه متعلق به انجام وام ها است ، در حالی که وام های غیر عملکردی شامل وام های زیر استاندارد ، مشکوک و ضرر است.

به غیر از چهار AMC ، برنامه تعمیرات اساسی بانکی متعلق به دولت در سال 2003 توسط شورای امور خارجه آغاز شد. همانطور که از عنوان این برنامه نشان داده شده است ، عمدتاً به سمت بانکهای تجاری دولتی گرایش یافته بود و هدف تزریق سرمایه تازه بود، مسئله وام های غیر عامل را حل کنید و مدیریت شرکت را بهبود بخشید. دو بانک اول دولتی که در این برنامه ثبت نام کرده اند ، BOC و CCB بودند که در دسامبر 2003 تزریق سرمایه 22. 5 میلیارد دلار تقسیم شده بود. BOCOM و ICBC گروه دوم بانک ها بودند که تزریق سرمایه از دولت دریافت کردند. به طور خاص ، دولت چین در سال 2004 سرمایه به ارزش 3 میلیارد RMB به BOCOM تزریق کرد و 15 میلیارد دلار سرمایه به ارزش 15 میلیارد دلار در سال 2005 به ICBC تزریق شد. تزریق سرمایه به طور قابل توجهی وام های غیر عامل این بانک ها را کاهش می دهد.

به منظور بهبود مدیریت ریسک و به دست آوردن سرمایه تازه ، تمام بانکهای چینی برای جذب سرمایه گذاری استراتژیک خارجی تشویق می شوند. به عبارت دیگر ، دولت چین از سرمایه گذاری خارجی در بانکهای داخلی چینی استقبال می کند. آیین نامه مربوط به سرمایه گذاری سهام خارجی در موسسات مالی چین در دسامبر 2003 توسط CBRC صادر شد. این آیین نامه تصریح می کند که یک سرمایه گذار خارجی تنها نمی تواند بیش از 20 درصد سهام مالکیت در یک بانک محلی را در اختیار داشته باشد ، در حالی که کل سرمایه گذاری های خارجی می تواند باشد25 درصد از کل سهام یک بانک داخلی چینی. بنابراین ، سرمایه گذاران خارجی مجاز به مالکیت اقلیت در موسسات مالی چین هستند. در نتیجه دخالت آنها در عملیات بانکی ، بانک های چینی می توانند از تجربه مدیریت ریسک بیشتری بهره مند شوند. از سال 2003 تا 2007 ، زمانی که بانکهای بزرگ چینی در حال بازسازی بودند ، رونق سرمایه گذاری های خارجی در چین رخ داد. در پایان سال 2008 ، 24 بانک چینی از جمله 4 بانک تجاری دولتی ، 4 9 JSCBS 5 و 11 بانک تجاری شهر از 29 سرمایه گذار استراتژیک خارجی سرمایه گذاری کردند (حسن و شی ، 2012).

برای بهبود کارآیی و مدیریت شرکتهای بانکهای چینی ، همه بانک ها تشویق می شوند که در بورس سهام قرار بگیرند. اولین بانکی که یک پیشنهاد عمومی اولیه (IPO) ایجاد می کند ، بانک توسعه شنژن بود که در سال 1991 در بورس اوراق بهادار شنژن قرار گرفت. در ژوئن 2005 BOCOM با موفقیت IPO خود را در بورس اوراق بهادار هنگ کنگ ساخت و به اولین بانک داخلی چین تبدیل شدخارج از کشوردر اکتبر 2005 ، CCB IPO خود را در بورس اوراق بهادار هنگ کنگ با موفقیت انجام داد و به اولین بانک تجاری دولتی در چین تبدیل شد. دو بانک تجاری دولتی دیگر ، BOC و ICBC ، IPO خود را در بورس اوراق بهادار هنگ کنگ به ترتیب در ژوئن و اکتبر 2006 انجام دادند. بازارهای خارج از کشور توسط دولت چین ترجیح داده می شود زیرا بازارهای خارج از کشور را از نظر افشای اطلاعات سخت تر از بازار داخلی می داند ، چیزی که دولت چین معتقد است برای ترویج اصلاحات ساختاری و بهبود کارآیی بانکهای چینی بسیار مهم است. برای اینکه بانکهای داخلی بتوانند سرمایه بیشتری را از سرمایه گذاران داخلی بدست آورند ، BOC ، ICBC و CCB به ترتیب در بورس اوراق بهادار شانگهای در ژوئیه 2006 ، اکتبر 2006 و سپتامبر 2007 قرار گرفتند. آخرین بانک تجاری دولتی ، ABC ، در ژوئیه 2010 در بورس اوراق بهادار هنگ کنگ و شانگهای ذکر شد. تا پایان سال 2011 ، در مجموع 16 بانک تجاری چینی در بورس سهام قرار گرفتند.

فارکس را از کجا شروع کنیم...
ما را در سایت فارکس را از کجا شروع کنیم دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : لیما اصغرپورسازونی بازدید : 31 تاريخ : جمعه 20 مرداد 1402 ساعت: 20:21